Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
English
Persian
gazetteer
مجله نویس
magazin
مجله نویس
magazinist
مجله نویس
Other Matches
quarterly journal of economics
مجله اقتصادی سه ماهه مجله اقتصادی که هر سه ماه یک بار منتشر میشود
addersser or or
نامه نویس عریضه نویس
ego loss programming
تنظیم کارهای برنامه نویسی بطوریکه اعتبار موفقیت یاگناه شکست باید بجای یک برنامه نویس میان چندبرنامه نویس تقسیم گردد
versions
نرم افزار کمکی که به چندین برنامه نویس امکان کارکردن رروی فایل منبع و بررسی تغییرات اعمال شده توسط هر برنامه نویس را میدهد
version
نرم افزار کمکی که به چندین برنامه نویس امکان کارکردن رروی فایل منبع و بررسی تغییرات اعمال شده توسط هر برنامه نویس را میدهد
reviewing
مجله
reviewed
مجله
review
مجله
reviewal
مجله
magazines
مجله
reviews
مجله
gazette
مجله
magazine
مجله
periodical
مجله نشریه
electronic magazine
مجله الکترونیکی
masthead
بخش شناسنامه مجله
trade journal
روزنامه یا مجله بازرگانی
trade magazine
مجله تخصصی تجارت
gazette
مجله رسمی روزنامه
mastheads
بخش شناسنامه مجله
back issue
نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
magazin
نویسنده مقاله برای مجله
This is a monthly magazine ( periodical ) .
این مجله ماهانه است
back copy
نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
subscription
وجه اشتراک مجله تعهد پرداخت
subscriptions
وجه اشتراک مجله تعهد پرداخت
lithography
کارگاه تهیه فیلم و زینک کتاب و مجله
house organ
مجله یا نشریهای که بین کارمندان یک موسسه پخش شود
advertorial
تبلیغ در مجله یا روزنامه که به شکل مقاله معمولی به نظر می رسد
BIX
سیستم تجاری online که توسط مجله Byte ساخته شده است
chirographer
خط نویس
fictionist
افسانه نویس
fabulist
افسانه نویس
fabler
افسانه نویس
epistoler
نامه نویس
epistler
رساله نویس
endorser
پشت نویس
acceptor
قبولی نویس
fictionist
داستان نویس
songwriter
سرود نویس
idyllist
قصیده نویس
head liner
سرصفحه نویس
gnomical
کوتاه لب نویس
foul copy
چرک نویس
geneologist
شجره نویس
gazetteer
روزنامه نویس
endorser
فهر نویس
endorseer
فهر نویس
deponent
گواهی نویس
cryptographer
رمز نویس
annotator
حاشیه نویس
annotator
تفسیر نویس
aphorist
موجز نویس
copyreader
سرمقاله نویس
conveyancer
قباله نویس
aphorist
پند نویس
odist
قصیده نویس
chronicler
وقایع نویس
annalist
تاریخچه نویس
anecdotist
حکایت نویس
emblematist
مثل نویس
elegist
مرثیه نویس
elegiast
قصیده نویس
affiant
گواهی نویس
elegiast
مرثیه نویس
allegorist
تمثیل نویس
calligrapher
خوش نویس
editorialist
سرمقاله نویس
dramaturge
درام نویس
dialogist
مکالمه نویس
calligraphist
خوش نویس
ballpoint pens
روان نویس ها
ballpoints
روان نویس ها
ball pens
روان نویس ها
ballpens
روان نویس ها
songwriter
ترانه نویس
typewritter
ماشین نویس
write once read many
یکبار نویس
prosaist
نثر نویس
proforma
پیش نویس
phonographer
صدا نویس
paragrapher
عبارت نویس
paper stainer
کتاب نویس
orthographer
درست نویس
natural historian
تاریخ نویس
mythographer
اسطوره نویس
magniloquent
قلنبه نویس
magazinist
مقاله نویس
letter writer
کاغذ نویس
letter writer
نامه نویس
lapicide
سنگ نویس
prosateur
نثر نویس
proser
نثر نویس
tractarian
مقاله نویس
the psalmist
زبور نویس
tabulator
جدول نویس
tabulating machine
جدول نویس
story teller
افسانه نویس
stenograph
تند نویس
sign writer
لوحه نویس
sign writer
تابلو نویس
scrabbler
مسوده نویس
scholiast
حاشیه نویس
rough or foul copy
چرک نویس
rewriter
دوباره نویس
proverbialist
مثل نویس
inker
مرکب نویس
draughtsmen
طرح نویس
playwright
پیس نویس
playwright
نمایشنامه نویس
playwrights
پیس نویس
playwrights
نمایشنامه نویس
bookmakers
کتاب نویس
bookmaker
کتاب نویس
biographer
تذکره نویس
biographers
تذکره نویس
polygraph
بسیار نویس
polygraphs
بسیار نویس
caption
زیر نویس
captions
زیر نویس
minute
پیش نویس
drafts
چرک نویس
drafts
پیش نویس
scriptwriters
نمایشنامه نویس
scriptwriter
نمایشنامه نویس
draughtsman
طرح نویس
satirist
هجو نویس
satirists
هجو نویس
novelist
رمان نویس
novelists
رمان نویس
romancer
رمان نویس
draftsmen
طرح نویس
typist
ماشین نویس
lexicographers
لغت نویس
typists
ماشین نویس
lexicographer
لغت نویس
columnist
مقاله نویس
columnists
مقاله نویس
essayist
مقاله نویس
essayists
مقاله نویس
dramatist
نمایشنامه نویس
dramatists
نمایشنامه نویس
programmers
برنامه نویس
pamphleteers
رساله نویس
drafted
چرک نویس
drafted
پیش نویس
historians
تاریخ نویس
grandiloquent
قلنبه نویس
historian
تاریخ نویس
draft
چرک نویس
programmer
برنامه نویس
draft
پیش نویس
evangelists
انجیل نویس
evangelist
انجیل نویس
pamphleteer
رساله نویس
write white engine
موتور سفید نویس
to make a minute of
پیش نویس کردن
systems programmer
برنامه نویس سیستم
verbose
دراز نویس درازگو
parts programmer
برنامه نویس اجزاء
draft
پیش نویس قرارداد
draft
پیش نویس طرح
draft
پیش نویس کردن
penny a line
ارزان نویس بی مایه
drafts
پیش نویس چرکنویس
drafted
پیش نویس قرارداد
mythopoet
شاعر افسانه نویس
drafted
پیش نویس کردن
maintenance programmer
برنامه نویس نگهداشت
maintenance programmer
برنامه نویس پشتیبان
write black engine
موتور سیاه نویس
drafts
پیش نویس قرارداد
drafted
پیش نویس طرح
mythologist or ger
اساطیر نویس اساطیردان
proforma
پیام پیش نویس
drafted
پیش نویس چرکنویس
serialist
داستان نویس سریال
system programmer
برنامه نویس سیستم
subscript
زیر نویس امضاء
story teller
افسانه گو حکایت نویس
subscriber of shares
پذیره نویس سهام
roughs
طرح پیش نویس
drafts
پیش نویس طرح
programmer analyst
برنامه نویس / تحلیل گر
systems programer
برنامه نویس سیستم
systems progarmmer
برنامه نویس سیستم ها
relative coding
برنامه نویس نسبی
draft
پیش نویس چرکنویس
drafts
پیش نویس کردن
fountain pen
قلم خود نویس
endorses
پشت نویس کردن
endorsed
پشت نویس کردن
endorse
پشت نویس کردن
draft plan
پیش نویس برنامه
holographs
سند دست نویس
abstracter
خلاصه نویس دزد
draft of a treaty
پیش نویس معاهده
protocols
پیش نویس سند
coder
برنامه نویس رمزگذار
protocol
پیش نویس معاهده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com