Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 62 (5 milliseconds)
English
Persian
philippine islands
مجمع الجزایر فیلیپین
Other Matches
archipelago
مجمع الجزایر
archipelagos
مجمع الجزایر
Filipino
اهل فیلیپین
Filipinos
اهل فیلیپین
Philippines
کشور فیلیپین
manil
پایتخت جزیرههای فیلیپین
moro
مسلمان جزایر فیلیپین ومالایا
Algiers
الجزایر
Algeria
الجزایر
manilla
مانیلا پایتخت جزایر فیلیپین کاغذ مانیل
Manila
مانیلا پایتخت جزایر فیلیپین کاغذ مانیل
tramontana
بادشمال درمدیترانه بادسرددرمجمع الجزایر
zouave
یکی از افراد پیاده نظام فرانسوی در الجزایر
front de liberation national
فعالیت می کرد و در حال حاضر تنها حزب سیاسی الجزایر است
center
مجمع
societies
مجمع
convents
مجمع
assembly
مجمع
convent
مجمع
convention
مجمع
conventions
مجمع
meeting
مجمع
meetings
مجمع
society
مجمع
front de liberation national
جبهه ازادی بخش ملی سازمان جنگجویان الجزایرکه در فاصله 4591 تا2691 برای پایان دادن به سلطه فرانسویان در الجزایر
clubs
کانون مجمع
national convention
مجمع ملی
general meeting
مجمع عمومی
general assembly
مجمع عمومی
assembly
مجمع نشست
constellation
مجمع الکواکب
lague
مجمع اتحادیه
club
کانون مجمع
clubbing
کانون مجمع
constellations
مجمع الکواکب
clubbed
کانون مجمع
the common wealth of learning
مجمع ادبا
lague of nations
مجمع اتقاق ملل
unlawful assembly
مجمع غیر قانونی
AGMs
مجمع عمومی سالانه
statutory meeting
مجمع عمومی قانونی
international meeting
مجمع بین المللی
annual general meeting
مجمع عمومی سالانه
annual general meeting
مجمع عمومی سالیانه
jamborees
مجمع پیشاهنگان خوشی
general meeting
مجمع عمومی شرکت
jamboree
مجمع پیشاهنگان خوشی
AGM
مجمع عمومی سالانه
general meeting of share holders
مجمع عمومی صاحبان سهام
leaguer
عضو مجمع اتفاق ملل
extraordinary general meeting
مجمع عمومی فوق العاده
leagues
مجمع جامعه متحد کردن یا شدن
league
مجمع جامعه متحد کردن یا شدن
economic and social council
به نیابت از طرف مجمع عمومی است
general assmbly of the united nations
مجمع عمومی سازمان ملل متحد
indignation meeting
مجمع برای افهارتنفریا خشم همگانی
steering committee
کمیته مامورتهیه برنامه کار یک مجلس یا مجمع
nordic council
شورای اسکاندیناوی مجمع متشکل ازنمایندگان دانمارک
proxy
نماینده صاحب سهم در مجمع عمومی صاحبان سهام وکیل
international development association
مجمع بین المللی توسعه مجمعی است وابسته به بانک جهانی که به منظور کمک به کشورهای توسعه نیافته ایجاد شده است
european essembly
مجمع متشکل از اعضا منتخب پارلمانهای کشورهایی که در "جامعه نیروی اتمی اروپا" و"جامعه ذغالسنگ و فولاداروپا" و "جامعه اقتصادی اروپا" عضو هستند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com