Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
pulse
مجموعه متمادی پالسهای مشابه
pulsed
مجموعه متمادی پالسهای مشابه
Other Matches
emulation
رفتار یک چاپگر یا کامپیوتر که دقیقاگ مشابه دیگری باشد و به برنامههای مشابه اجازه اجرا و به دادههای مشابه اجازه پردازش می دهند
directory
روش اطمینان از اطلاعات مشابه و به روز فایلهای دو دایرکتوری مشابه در دو کامپیوتر
directories
روش اطمینان از اطلاعات مشابه و به روز فایلهای دو دایرکتوری مشابه در دو کامپیوتر
out of step
دو یا چند سری پالسهای دیجیتال یا سایر پدیدههای ناپیوسته با فرکانسهای یکسان که در زمانهای متفاون رخ میدهند
scrapbook
مجموعه عکسها وقطعاتی که از کتب مختلف بریده شده مجموعه
subset
مجموعه کوچک داده ها که خود بخشی از یک مجموعه بزرگتر هستند
scrapbooks
مجموعه عکسها وقطعاتی که از کتب مختلف بریده شده مجموعه
restatement of the law
مجموعه قواعد حقوقی مجموعه اخرین تفسیرهای ارائه شده برای قوانین
universal
مجموعه کامل عناصر که یک مجموعه قوانین تشکیل میدهد
burster block
مجموعه منفجر کننده مجموعه خرج تلاش
protracted
متمادی
demodulator
دستگاهی که سیگنالهای انتقال یافته در یک اتصال مخابراتی را دریافت کرده وانها را به پالسهای الکتریکی یا بیتها که قابل ورود به ماشین داده پردازباشند
PRI
خط وط ارتباطی ISDN با کارایی بالا که کانالهای جدای B را که می توانند پالسهای چند کیلوبایت در ثانیه را روی کانال D برای ارسال سیگنال و کنترل
character set
دخشگان مجموعه دخشه ها مجموعه کاراکترها
eons
اعصار متمادی
aeons
اعصار متمادی
aeon
اعصار متمادی
listing
کاغذهای متمادی که در چاپگرها به کار می روند
listings
کاغذهای متمادی که در چاپگرها به کار می روند
floppy
حلقه متمادی نوار برای ذخیره سازی
floppy discs
حلقه متمادی نوار برای ذخیره سازی
floppy disk
حلقه متمادی نوار برای ذخیره سازی
floppy disks
حلقه متمادی نوار برای ذخیره سازی
stringy floppy
حلقه متمادی نوار برای حافظه پشتیبان
floppies
حلقه متمادی نوار برای ذخیره سازی
modes
حالت ای که در آن هر دستور برنامه در محلهای متمادی ذخیره می شوند
cycles
زمانی که بین دو باس ساعت متمادی صورت می گیرد
gap
فضای خالی نوار مغناطیسی بین دو رکورد متمادی
cycled
زمانی که بین دو باس ساعت متمادی صورت می گیرد
cycle
زمانی که بین دو باس ساعت متمادی صورت می گیرد
gaps
فضای خالی نوار مغناطیسی بین دو رکورد متمادی
mode
حالت ای که در آن هر دستور برنامه در محلهای متمادی ذخیره می شوند
labelled
چاپگر مخصوص برای چاپ آدرس ها روی برچسبهای متمادی
labels
چاپگر مخصوص برای چاپ آدرس ها روی برچسبهای متمادی
label
چاپگر مخصوص برای چاپ آدرس ها روی برچسبهای متمادی
labeling
چاپگر مخصوص برای چاپ آدرس ها روی برچسبهای متمادی
streamers
حلقه متمادی نوار است که به عنوان فضای پشتیبان استفاده میشود
streamer
حلقه متمادی نوار است که به عنوان فضای پشتیبان استفاده میشود
endless
بخش متمادی نواز ضبط یا چندین دستور کامپیوتری که پیامی تکرار میشود
bedsore
زخمی که بعلت خوابیدن متمادی در بستر و نرسیدن خون کافی به پشت بیماران ایجادمیشود
cisc
مجموعه دستورات پیچیده کامپیوتری طرحی از CPU که مجموعه دستورات آن شامل تعدادی دستورات طولانی و پیچیده است که نوشتن برنامه را ساده تر ولی سرعت اجرا را کندتر میکند
multi part stationery
کاغذ متمادی با چند ورق با هم یا همراه کاربن یا بدون کاربن
cable assembly
مجموعه کابل و پیچ مجموعه کابل
gynoecium
مجموعه الت مادگی گل مجموعه مادگی
like
<adj.>
مشابه
resembling
<adj.>
مشابه
similar
<adj.>
مشابه
similar
مشابه
alike
<adj.>
مشابه
elementary
مشابه
lossy compression
مشابه 6-23
allo
مشابه
corresponding
مشابه
semblable
مشابه
analogous
مشابه
akin
<adj.>
مشابه
related
<adj.>
مشابه
quasi
مشابه
homogeneous
مشابه
interchange
مشابه 5359
breakdowns
مشابه 1352
SVGA
مشابه 9737
product group
کالاهی مشابه
parity price
قیمت مشابه
quantize
مشابه 8181
interchanged
مشابه 5359
breakdown
مشابه 1352
IBM
مشابه 4963
interchanges
مشابه 5359
interchanging
مشابه 5359
organize
مشابه 7186
GUI
مشابه 4601
recoveries
مشابه 8398
slew
مشابه 9308
recovery
مشابه 8398
bracket
مشابه 1329
HMA
مشابه 4812
Arabic
شکل مشابه ...
organises
مشابه 7186
pim
مشابه 7515
organising
مشابه 7186
uncommitted logic array
مشابه 10328
reconfigure
مشابه 8375
multifunctional
مشابه 6716
registers
مشابه 8481
IBM
مشابه 4962
designs
مشابه 2979
decoding
مشابه 2860
synthesised
مشابه 9821
bridging
مشابه 1361
synthesizing
مشابه 9821
synthesises
مشابه 9821
synthesising
مشابه 9821
synthesize
مشابه 9821
design
مشابه 2979
synthesizes
مشابه 9821
IRTF
مشابه 55423
multi scan monitor
مشابه 6632
electronic
مشابه 3510
peripheral
مشابه 7489
MHS
مشابه 6444
directly
مشابه 3162
MByte
مشابه 6304
prints
مشابه 7861
least significant digit
مشابه 5781
register
مشابه 8481
registering
مشابه 8481
synthesized
مشابه 9821
organizes
مشابه 7186
field
مشابه 4036
kips
مشابه 5677
user
مشابه 10322
users
مشابه 10322
storage
مشابه 9641
rounding
مشابه 8762
assonant
مشابه یا متجانس
carriers
مشابه 1595
equals
مشابه بودن
equalling
مشابه بودن
equalled
مشابه بودن
equaling
مشابه بودن
equaled
مشابه بودن
equal
مشابه بودن
equivalents
برابر مشابه
syntax
مشابه 9817
window
مشابه 10682
gap
مشابه 4490
exclusive
مشابه 3824
fielded
مشابه 4036
fields
مشابه 4036
look-alikes
برنامه مشابه
look-alike
برنامه مشابه
look alike
برنامه مشابه
similarly
بطور مشابه
identical
دقیقا مشابه
round
مشابه 8759
roundest
مشابه 8759
domain
مشابه 3286
domains
مشابه 3286
scale
مشابه 8865
gaps
مشابه 4490
equivalent
برابر مشابه
organizing
مشابه 7186
EMI
مشابه 3541
ultra-
مشابه 10327
status
مشابه 9596
carrier
مشابه 1595
in the same boat
<idiom>
درشراطی مشابه
in kind
<idiom>
به طریقی مشابه
encryption
مشابه 3631
epileptiform
مشابه صرع
epileptoid
مشابه صرع
EXNOR
مشابه 3826
incorrectly
مشابه 5078
printed
مشابه 7861
print
مشابه 7861
manipulation
مشابه 6208
decryption
مشابه 2871
correspound
مشابه بودن
launches
مشابه 5747
launched
مشابه 5747
launching
مشابه 5747
induction
مشابه 5128
inductions
مشابه 5128
cal
مشابه 1502
worded
مشابه 10721
word
مشابه 10721
congener
مشابه متجانس
launch
مشابه 5747
lark
چکاوک وگونههای مشابه ان
etx
توجه مشابه EOT
homochromatic
دارای رنگهای مشابه
quasi-
مشابه یا تقریباگ همان
in keeping with
<idiom>
مشابه ،موافقت کردن
bank
مجموعهای از وسایل مشابه
banks
مجموعهای از وسایل مشابه
dissimilarly
بطور غیر مشابه
larks
چکاوک وگونههای مشابه ان
Join the club!
من هم درشرایطی مشابه هستم !
tonemic
دارای تلفظ مشابه
hand out
<idiom>
از چیزهایی مشابه به هم دادن
to correspond to
مانند
[مشابه]
بودن
relationships
نحوه اتصال دو چیز مشابه
relationship
نحوه اتصال دو چیز مشابه
storage pool
گروهی از دستگاههای ذخیره مشابه
cartel
اتحادیه صاحبان صنایع مشابه
cartels
اتحادیه صاحبان صنایع مشابه
block storing
کنار هم چیدن کانتینرهای مشابه
equate
مشابه بودن یامشابه ساختن
equated
مشابه بودن یامشابه ساختن
equates
مشابه بودن یامشابه ساختن
isotropic
دارای خواص فیزیکی مشابه
tweedledum and tweedledee
دو فرد یا دو گروه خیلی مشابه
We're all in the same boat.
ما همه در یک موقعیت مشابه هستیم.
acceptable alter nate product
فراورده مشابه قابل قبول
rookery
زادگاه زاغ ها و پرندگان مشابه
rookeries
زادگاه زاغ ها و پرندگان مشابه
heterologous
غیر مشابه بدون نسبت
equivalents
همان مقدار را داشتن یا مشابه بودن
basic type double tier formwork
قالب بندی بالارونده با تختههای مشابه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com