English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 59 (5 milliseconds)
English Persian
conservatism محافظه گرائی
Other Matches
commercialism تجارت گرائی
hedonism لذت گرائی
absolutism مطلق گرائی
empiricism تجربه گرائی
Marxism مارکس گرائی
realism واقع گرائی
utilitarianism فایده گرائی
nationalism ملی گرائی
materialism ماده گرائی
economic nationalism ملی گرائی اقتصادی
hedonistic principle اصل لذت گرائی
conservatives محافظه کارانه
toryism محافظه کاری
standpat محافظه کار
conservativeness محافظه کاری
old line محافظه کار
stick in the mud محافظه کار
hunkerism محافظه کاری
conservatives محافظه کار
unprogressive محافظه کار
stick-in-the-mud محافظه کار
stick-in-the-muds محافظه کار
low key <adj.> محافظه کارانه
conservatism محافظه کاری
Tories محافظه کار
stuffy محافظه کار
Tory محافظه کار
conservative محافظه کار
conservative محافظه کارانه
low key posture رویه محافظه کارانه
sit on a lead بازی محافظه کارانه
sit on the ball بازی محافظه کارانه
ultraconservative بیش از حد محافظه کار
protect a lead بازی محافظه کارانه
conservatism سیاست محافظه کاری
old guard محافظه کار سیاسی
Conservative Party حزب محافظه کار
conservatively از روی محافظه کاری
guardedly از روی محافظه کاری
conservative estimate براورد محافظه کارانه
old fashioned کهنه پرست محافظه کار
Tories عضو حزب محافظه کارانگلیس
Tories وابسته به حزب محافظه کار
Tory وابسته به حزب محافظه کار
Tory عضو حزب محافظه کارانگلیس
exoskeleton پوشش محافظه خارجی حیوان
nervous nellie ادم محافظه کار و بی خاصیت
exhibitionism نوعی انحرافات جنسی که دران شخص بوسیله نشان دادن الت جنسی خود احساسات شهوانی رافرومینشاند عریان گرائی
toryism اصول وعقاید حزب محافظه کار
mossback ادم کهنه پرست یا محافظه کار
mossyback ادم کهنه پرست یا محافظه کار
lowboy عضو حزب محافظه کار قدیم میز چهارپایه کشودار
coaxes کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
coaxing کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
co axial cable کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
coax کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
coaxed کابلی که یک هسته مرکزی دارد و یک لایه محافظه و یک هدایت کننده دو جداره
conservatism عقیده معتقدین به حفظ وضع موجود روش فکری احزاب " توری " درانگلستان که محتوای عقایدشان محافظه کارانه بوده است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com