Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 82 (5 milliseconds)
English
Persian
private
محرمانه سرجوخه
privates
محرمانه سرجوخه
Other Matches
corporals
سرجوخه
corporal
سرجوخه
lance corporal
هم ردیف سرجوخه
Cpl
مخفف سرجوخه
backsides
محرمانه
hush-hush
محرمانه
hush hush
محرمانه
jackes
محرمانه
private code
کد محرمانه
restricted
محرمانه
subrosa
محرمانه
tete a tete
محرمانه
arcane
محرمانه
confidentially
محرمانه
confidential
محرمانه
confidental
محرمانه
cheek by jowl
محرمانه
classified
محرمانه
privately
محرمانه
necessary house
محرمانه
in private
محرمانه
privily
محرمانه
in secret
محرمانه
backside
محرمانه
secret
محرمانه
private
محرمانه
secrets
محرمانه
privates
محرمانه
esoteric
محرمانه
secrecy
محرمانه بودن
closed conference
گردهمایی محرمانه
privileged communication
مدارک محرمانه
privy
خصوصی محرمانه
private talk
گفتگوی محرمانه
confided
محرمانه گفتن
private code
رمز محرمانه
off-the-record
محرمانه و خصوصی
off the record
محرمانه و خصوصی
in confidence
بطور محرمانه
backstage
محرمانه خصوصی
confidential
خیلی محرمانه
privity
موضوع محرمانه
confides
محرمانه گفتن
confide
محرمانه گفتن
surreptitiously
محرمانه جانشین
closed meeting
گردهمایی محرمانه
closed
محرمانه بسته
surreptitious
پنهان محرمانه
conclave
انجمن محرمانه
conclaves
انجمن محرمانه
behind the stage
<adj.>
<adv.>
محرمانه
[اصطلاح مجازی]
confidential
دارای ماموریت محرمانه
data privacy
محرمانه بودن داده ها
secret service
دستگاه محرمانه دولت
secret services
دستگاه محرمانه دولت
underground
تشکیلات محرمانه وزیرزمینی
hugger mugger
تنهایی مطلب محرمانه
tipping
محرمانه رساندن نوک
tip
محرمانه رساندن نوک
get wise to something/somebody
<idiom>
درمورد موضوع محرمانه فهمیدن
snoopy
بعمل اورنده تحقیقات محرمانه
underplot
دسیسه محرمانه دوز و کلک
tipsters
فروشنده اسرار واطلاعات محرمانه
to give one the straight tip
محرمانه چیزیرا بکسی خبردادن
administrative crypto account
نگهداری اسناد و مدارک محرمانه
tipster
فروشنده اسرار واطلاعات محرمانه
putsch
توط ئه محرمانه برای برانداختن حکومت
to have a closed meeting
نشست محرمانه داشتن
[بخصوص سیاست]
under the rose
نهانی زیر جلی محرمانه در خفا
collogue
توط ئه چیدن محرمانه گفتگو کردن
putsches
توط ئه محرمانه برای برانداختن حکومت
top secret
مخصوص افسران وخواص خیلی محرمانه
top-secret
مخصوص افسران وخواص خیلی محرمانه
declassified
تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
declassify
تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
declassifying
تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
Between you , me and the gatepost. Between ourselves .
میان خودمان باشد( محرمانه باقی بماند )
declassifies
تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
protection
عملی که مانع کپی گرفتن از دادههای محرمانه افراد بدون اجازه میشود.
I was tipped off .
به من رساندند (خصوصی خبر دادند ؟محرمانه اطلاع دادند )
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com