Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (13 milliseconds)
English
Persian
product
محصول اصلی از ماده خام
products
محصول اصلی از ماده خام
Other Matches
substances
ماده اصلی
substance
ماده اصلی
subsistance
ماده اصلی
ossein
ماده اصلی استخوان
mica substrate
ماده اصلی میکا
ergotine
ماده اصلی سگاله
stearin
ماده اصلی پیه
protoplasm
ماده اصلی جسم سلولی
responder
ماده اصلی خرج فشنگ
granulose
ماده اصلی نشاسته که اب دهان انراشیرین میسازد
substrate
ماده اصلی که روی آن یک مدار مجتمع ایجاد میشود
kaolin
خاک رس سفید رنگ که ماده اصلی متشکله ان سیلیکات الومینیم هیدراته است
exchange
دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchanging
دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchanges
دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
exchanged
دادن محصول قدیم به عنوان بخشی از پرداخت محصول جدید
punches
کارتی همراه با محصول یک مغازه , با سوراخهای پانچ شده حاوی داده درباره محصول
punched
کارتی همراه با محصول یک مغازه , با سوراخهای پانچ شده حاوی داده درباره محصول
punch
کارتی همراه با محصول یک مغازه , با سوراخهای پانچ شده حاوی داده درباره محصول
decomposing
تجزیه کردن و جدا کردن عناصر اصلی یک ماده مرکب
oem
شرکتی ه قط عاتی تولید میکند که بخشهای اصلی را تولید کنندههای دیگر ساخته اند و محصول را برای کاربر خاص ایجاد میکند
point four
چهارمین ماده از مواد اصلی نطق افتتاحیه ترومن رئیس جمهور امریکادر ژانویه 9491 در کنگره که در ان پیشنهاد شده بود که ایالات متحده امریکا به وسیله تامین کمکها و مساعدتهای فنی در کشورهای توسعه نیافته جهان
VL bus
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
thermite
ماده مخصوص جوش کاری و ماده اتشزای داخل گلولههای اتشزا
antiset
ماده ضدغلیظ شدن و بستن مواد ماده سیال کننده
materialism
فلسفه اصالت ماده اعتقاد به اینکه انچه وجود دارد ماده است
photoresist
ماده شیمیایی ای که در اثر اعمال نور به یک ماده مقاومت و محکم تبدیل میشود
iso product curve
منحنی برابری محصول منحنی محصول یکسان
cads
محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
cad
محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
gunk
ماده کثیف و چسبناک ماده چرب
female connector
دوشاخه ماده متصل کننده ماده
coolants
ماده سرماساز ماده خنک کننده
dope
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
dopes
معرف یک ماده شیمیایی خاص به یک ماده
coolant
ماده سرماساز ماده خنک کننده
pigments
ماده رنگی ماده ملونه
fueled
ماده انرژی زا ماده کارساز
pigment
ماده رنگی ماده ملونه
fuel
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuelled
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuelling
ماده انرژی زا ماده کارساز
fuels
ماده انرژی زا ماده کارساز
masters
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file
پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
mastered
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura
نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board
که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
main guard
نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
first generation computer
کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
initial reserves
ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
staple
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
generations
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
stapling
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
stapled
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
prototypic
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
prototypal
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
generation
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
gynandromorph
جانور نر و ماده هم نر و هم ماده
anti-
ماده کائوچویی خاص برای عبور بار الکتریکی ایستا به یک زمین الکتریکی . یک اپراتور ماده را پیش از کنترل اعضای الکترونیکی حساس که ممکن است در اثر الکتریسیته ساکن آسیب ببیند کنترل میکند
mainstay
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstays
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis
[واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
base unit
یکای اصلی واحد اصلی
base camp
پایگاه اصلی کمپ اصلی
fundamental unit
یکای اصلی واحد اصلی
master file
فایل اصلی پرونده اصلی
expansion slots
شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
matters
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matter
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
oogamete
سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
DIMM
سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
externals
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
external
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant
یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
FEP
پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
crop
محصول
cropped
محصول
crops
محصول
yielded
محصول
commodity
محصول
yields
محصول
products
محصول
product
محصول
harvests
محصول
total product
محصول کل
harvested
محصول
harvest
محصول
fabrics
محصول
fabric
محصول
proceeds
محصول
commodities
محصول
outputs
محصول
lines
محصول
return
[on something]
محصول
output
محصول
line
محصول
yield
محصول
standing crop
محصول سرپا
product differentiation
تفاوت محصول
models
نوع یک محصول
fabrics
محصول تولید
brands
نام محصول
last year's produce
محصول پارسال
models
گونه یک محصول
modelled
گونه یک محصول
modelled
نوع یک محصول
yielded
محصول حاصل
distillate
محصول تقطیر
yield
محصول حاصل
model
نوع یک محصول
gross yield
محصول ناخالص
products
محصول حاصلضرب
model
گونه یک محصول
output
برونداد محصول
modeled
نوع یک محصول
modeled
گونه یک محصول
brand
نام محصول
fabric
محصول تولید
branding
نام محصول
releases
گونه یک محصول
outputs
برونداد محصول
yields
محصول حاصل
product
محصول حاصلضرب
overhead product
محصول سبک
by product
محصول فرعی
by product
محصول جنبی
emblements
محصول زمین
eluate
محصول شویش
toil
محصول رنج
toiled
محصول رنج
product capabilities
خواص محصول
production
تولید محصول
fehling reagent
محصول فهلینگ
production
فراورده محصول
by-products
محصول فرعی
productions
تولید محصول
toiling
محصول رنج
condensate
محصول میعان
volatility product
محصول فرار
portfolio
نمونه محصول
coproduct
محصول فرعی
incross
اولادیا محصول
over production
محصول زیادی
crop rent
اجاره محصول
coemption
خرید کل محصول
diversity of product
تنوع محصول
net product
محصول خالص
fehling solution
محصول فهلینگ
by-product
محصول ضمنی
by-product
محصول فرعی
high grade product
محصول درجه یک
off year
سال کم محصول
product diversification
تنوع محصول
production
محصول عمل
product differentiation
اختلاف محصول
finished product
محصول نهائی
artifacts
محصول مصنوعی
marginal product
محصول نهائی
intermediate product
محصول واسطه
produces
ساختن محصول
universal product code
کد جامع محصول
turn over
محصول بازده
cash crop
محصول فروشی
adduct
محصول افزایشی
end product
محصول نهایی
margin product
اضافه محصول
release
گونه یک محصول
produce
ساختن محصول
produced
ساختن محصول
home-grown
محصول خانه
released
گونه یک محصول
artifact
محصول مصنوعی
mass market product
محصول پر فروش
foison
محصول فراوان
product mix
ترکیب محصول
by-products
محصول ضمنی
program product
محصول برنامه
fission product
محصول انشقاق
product liability
مسئولیت محصول
average product
محصول متوسط
artefacts
محصول مصنوعی
artefact
محصول مصنوعی
productions
محصول عمل
productions
فراورده محصول
average output
محصول متوسط
pilot tunnel
تونل کوچکی که جلو تونل اصلی حفر میشود تا شیب وسمت واقعی تونل اصلی که بایستی حفر گردد تعیین شودو به تونل راهنما معروف است
heavy goods
محصول صنایع سنگین
high end
گرانترین محصول یا مدل
releases
شماره گونه یک محصول
released
شماره گونه یک محصول
intermediate product
محصول نیم ساخته
gross national product
محصول ناخالص ملی
release
شماره گونه یک محصول
ingethering
جمع اوری محصول
production
سرعت ساخت محصول
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com