Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (2 milliseconds)
English
Persian
card cage
محفظه کارت
Search result with all words
card
کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
cards
کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
Other Matches
multi chamber
نوعی محفظه احتراق درموتورهای توربین که در ان محفظه ها دورتادورقرارگرفته اند
buffer chamber
جان لوله محفظه ضربت گیر محفظه دافع
torch pot
[محفظه مشعل سوخت محفظه سوخت پاش توربینی]
post card
کارت غیررسمی که تمبر روی ان چسبانده بجای کارت پستال است
calibration card
کارت خصلت یابی توپخانه کارت تنظیم بی سیم یا وسایل دیگر
cards
وسیلهای که داده را از پشت کارت شناسایی یا کارت اعتباری می خواند
leading edge
اولین لبه کارت پانچ که وارد کارت خوان میشود
card
وسیلهای که داده را از پشت کارت شناسایی یا کارت اعتباری می خواند
ullage
فضای خالی داخل محفظه سوخت موشک فضای بازداخل محفظه سوخت
cards
کارت تبریک کارت عضویت
card
کارت تبریک کارت عضویت
name tag
کارت معرفی کارت اسم
adapter
کارت جانبی که کامپیوتر را به شبکه وصل میکند. این کارت داده کامپیوتری را به سیگنال الکتریکی تبدیل میکند تا قابل ارسال در کابل شبکه باشد
qualification card
کارت مهارت در تیراندازی کارت ثبت میزان مهارت
crankcase upper half
قسمت فوقانی محفظه لنگ محفظه لنگ فوقانی
emergency medical tag
کارت معالجه اورژانس کارت مراجعه به اورژانس
lacuna
محفظه
cavities
محفظه
incasement
محفظه
encasement
محفظه
guard assembly
محفظه
chamber
محفظه
cavity
محفظه
housing
محفظه
containers
محفظه
container
محفظه
envelopes
محفظه
enclosures
محفظه
enclosure
محفظه
envelope
محفظه
chambers
محفظه
primer pouch
محفظه چاشنی
potpourri
محفظه عطر
shield
محفظه سپرشدن
gas chambers
محفظه باروت
gas chamber
محفظه باروت
circular cell
محفظه گرد
air chamber
محفظه هوا
combustor
محفظه احتراق
computer enclosure
محفظه کامپیوتر
cases
فرف محفظه
case
فرف محفظه
combustion chamber
محفظه احتراق
combustion area
محفظه احتراق
shields
محفظه سپرشدن
potpourris
محفظه عطر
breech
محفظه کولاس
pinches
پایه محفظه
oil pan
محفظه کارتر
ootheca
محفظه تخم
incubators
محفظه رشد
incubator
محفظه رشد
starting chamber
محفظه استارت
pinch
پایه محفظه
system unit
محفظه سیستم
intake chamber
محفظه ورودی
breech recess
محفظه کولاس
breech ring
محفظه کولاس
resonating cavity
محفظه تشدید
mould cavity
محفظه قالب
hopper
محفظه خوراک دستگاه
gas chambers
محفظه اعدام با گاز
reaction chamber
محفظه فعل و انفعال
gas chamber
محفظه اعدام با گاز
low pressure casing
محفظه ی فشار ضعیف
canister
محفظه گلوله افشان
reliquaries
محفظه عتیقه باقیمانده
canisters
محفظه گلوله افشان
hoppers
محفظه خوراک دستگاه
carter
محفظه میل لنگ
chamber furnace
کوره محفظه دار
reliquary
محفظه عتیقه باقیمانده
breech chamber
محفظه خرج انفجار
gas port
محفظه عبور گاز
caisson
[محفظه یا صندوق زیرآبی]
disk unit enclosure
محفظه واحد دیسک
floppy disk case
محفظه فلاپی دیسک
to tip something into a container
[British E]
چیزی را در محفظه ای ریختن
acoustical sound enclosure
محفظه عایق صوتی
gasholder
محفظه نگاهداری گاز
crankcase
محفظه میل لنگ
gasholders
محفظه نگاهداری گاز
cavity
سوراخ حفره یا محفظه قالب
house
قرار دادن یک وسیله در یک محفظه
rhumbatron
نوع متداول محفظه تشدید
cannular
محفظه احتراق حلقوی شکل
cavities
سوراخ حفره یا محفظه قالب
can annular
محفظه احتراق حلقوی شکل
burner cans
محفظه احتراق موتورهای توربینی
crankcase supercharger
سوپرشارژر محفظه میل لنگ
houses
قرار دادن یک وسیله در یک محفظه
dewar
محفظه عایق حرارتی با دوجداره
housed
قرار دادن یک وسیله در یک محفظه
ignitor
محفظه حامل باروت اشتعال
cartridge
جعبه پلاستیکی که محفظه جوهر است
cartridges
جعبه پلاستیکی که محفظه جوهر است
crankcase bottom o.lower half
قسمت تحتانی محفظه لنگ کف کارتر
Thermoses
قمقمه محفظه یافرف عهایق حرارت
vault storage
محفظه یا انبار ضد حریق وبتون ارمه
time capsule
محفظه محتوی اثار تاریخی وفرهنگی
crankcase
محفظه کارتر پوسته میل لنگ
flooder
غرق کننده محفظه مین زیرابی
crankcase explusion
سرو صدای داخل محفظه لنگ
Thermos
قمقمه محفظه یافرف عهایق حرارت
ccd
محفظه هایی برای ذخیره داده
equipment bay
محفظه یا جعبهای که تجهیزات الکترونیکی در ان نصب میشود
panels
بخش مسط ح محفظه با قط عات کنترل و سوکت
panel
بخش مسط ح محفظه با قط عات کنترل و سوکت
to break into something
از محفظه ای
[با زور وارد شدن و]
دزدی کردن
burner compartment
قسمتی از روپوش موتور که روی محفظه احتراق قرارگرفته است
interior label
بجای اینکه برچسب خارجی یا فیزیکی روی محفظه باشد
cartridges
محفظه پرتابل سوخت جامد یاسیستم خودسوزی برای پرتاب پرتابه
charactristic lenght
نسبت حجم محفظه احتراق به مساحت دهانه ورودی موتوردر راکت
cartridge
محفظه پرتابل سوخت جامد یاسیستم خودسوزی برای پرتاب پرتابه
toner
محفظه پلاستیکی برای تونر پودری که در چاپگر لیزری استفاده میشود
residence time
مدت زمانیکه قطرات کوچک سوخت در محفظه احتراق توربین گاز میمانند
multipropellant
سوخت راکت متشکل از دو یاچند جزء که بصورت مجزا به محفظه احتراق وارد میشوند
vapor pressure
فشار مولکولهای بخار روی دیواره فرف یا محفظه برابر فشارهای جزئی یا سهمی
plenum chamber
محفظه اب بندی شده درتوربینهای گاز که سبب ملایم کردن و گرفتن نوسانات جریان هوا میگردد
stub card
ته کارت
card code
کد کارت
paste board
کارت
card
کارت
cards
کارت
carbon tracking
باقیمانده بسیار ناچیز کربن که در اثر تخلیه الکتریکی درداخل دینام دلکو یا محفظه شمع باقی میماند
punched card
کارت منگنه
get a long with you
بروپی کارت
ibm card
کارت 08 ستونی
magnacard
کارت مغناطیسی
green card
کارت سبز
range card
کارت برد
card loader
کارت بارکن
hollerith card
کارت هالریت
magnetic card
کارت مغناطیسی
paper card
کارت کاغذی
ledger card
کارت معین
job card
کارت کار
account card
کارت حساب
interface card
کارت رابط
input card
کارت ورودی
logic card
کارت منطقی
binary card
کارت دودویی
identification card
کارت شناسایی
card rack
جای کارت
job card
کارت برنامه
card punch
کارت منگنه کن
punch card
کارت منگنه
circuit card
کارت مدار
card image
تصویر کارت
card hopper
ناودان کارت
card rack
طاقچه کارت
cartle blanche
کارت بلانش
card stacker
مخزن کارت
card verifier
بازبین کارت
card stacker
کارت پشته کن
card row
سطر کارت
card reader
کارت خوان
carte
کارت ویزیت
card guide
راهنمای کارت
card format
قالب کارت
card field
فیلد کارت
card code
رمز کارت
continuation card
کارت ادامه
control card
کارت کنترل
coulmn card
کارت 69 ستونه
card deck
دستینه کارت
debit card
کارت بدهی
calling card
کارت ویزیت
card column
ستون کارت
card field
میدان کارت
card feed
خورد کارت
card face
رویه کارت
card deck
دسته کارت
comment card
کارت توضیحی
post card
کارت پستال
yello card
کارت زرد
carte blanche
کارت سفید
identification document
کارت شناسایی
visting card
کارت ویزیت
visiting card
کارت ویزیت
ID card
کارت شناسایی
tape to card
از نوار به کارت
postcard
کارت پستال
I want to have a word with you . I want you .
کارت دارم
card
یک کارت پانچ
picture postcard
کارت پستال
cards
یک کارت پانچ
postcards
کارت پستال
red card
کارت قرمز
badge
کارت شناسایی
credit cards
کارت اعتباری
credit card
کارت اعتباری
smart card
کارت هوشمند
summary card
کارت خلاصه
green cards
کارت سبز
card verification
بازبینی کارت
helmzhold resonator
محفظه توخالی که تنها با یک سوراخ کوچک به محیط خارج مرتبط است و در ازای فرکانس معینی به تشدید درمی اید
card sorter
دستگاه کارت جورکن
row binary card
کارت دودویی سطری
card punch
دستگاه کارت منگنه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com