English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 163 (8 milliseconds)
English Persian
breech محفظه کولاس
breech recess محفظه کولاس
breech ring محفظه کولاس
Other Matches
multi chamber نوعی محفظه احتراق درموتورهای توربین که در ان محفظه ها دورتادورقرارگرفته اند
buffer chamber جان لوله محفظه ضربت گیر محفظه دافع
torch pot [محفظه مشعل سوخت محفظه سوخت پاش توربینی]
ullage فضای خالی داخل محفظه سوخت موشک فضای بازداخل محفظه سوخت
breech کولاس
breech block کولاس
horizontal loading کولاس افقی
wedge گاوه کولاس
wedged گاوه کولاس
gunners کولاس دار
gunner کولاس دار
gas check pad بالشتک کولاس
wedging گاوه کولاس
operating handle دستگیره کولاس
breech block گاوه کولاس
breech block carrier حامل کولاس
breechblock tray سینی کولاس
horizontal wedge کولاس افقی
breech mechanism دستگاه کولاس
salvo latch چفت کولاس
breech mechanism مکانیسم کولاس
breech ring حلقه کولاس
wedges گاوه کولاس
breech boresight صفحه محوریابی کولاس
wedge اسکنه کولاس قائم
operating lever دستگیره عامل کولاس
wedging اسکنه کولاس قائم
salvo latch چفت دستگیره کولاس
wedged اسکنه کولاس قائم
stepped thread کولاس پیچی ناقص
stepped thread پیچ ناقص کولاس
wedges اسکنه کولاس قائم
breech head پیشانی جنگی گلنگدن یا کولاس
sliding wedge تیغه متحرک کولاس گاوهای افقی
clearing block قطعه ممانعت از بسته شدن کولاس
spanning tray سینی پر کن گلوله در توپهای کولاس دار
breech جان لوله قسمت پیچ کولاس
crankcase upper half قسمت فوقانی محفظه لنگ محفظه لنگ فوقانی
containers محفظه
container محفظه
chambers محفظه
encasement محفظه
enclosure محفظه
enclosures محفظه
cavity محفظه
chamber محفظه
incasement محفظه
housing محفظه
cavities محفظه
lacuna محفظه
guard assembly محفظه
envelopes محفظه
envelope محفظه
starting chamber محفظه استارت
combustion area محفظه احتراق
system unit محفظه سیستم
resonating cavity محفظه تشدید
primer pouch محفظه چاشنی
combustion chamber محفظه احتراق
combustor محفظه احتراق
circular cell محفظه گرد
computer enclosure محفظه کامپیوتر
card cage محفظه کارت
oil pan محفظه کارتر
ootheca محفظه تخم
intake chamber محفظه ورودی
mould cavity محفظه قالب
air chamber محفظه هوا
shield محفظه سپرشدن
cases فرف محفظه
potpourris محفظه عطر
gas chamber محفظه باروت
case فرف محفظه
incubator محفظه رشد
incubators محفظه رشد
gas chambers محفظه باروت
potpourri محفظه عطر
shields محفظه سپرشدن
pinches پایه محفظه
pinch پایه محفظه
gas port محفظه عبور گاز
gasholders محفظه نگاهداری گاز
floppy disk case محفظه فلاپی دیسک
gas chamber محفظه اعدام با گاز
canister محفظه گلوله افشان
reaction chamber محفظه فعل و انفعال
gas chambers محفظه اعدام با گاز
canisters محفظه گلوله افشان
breech chamber محفظه خرج انفجار
chamber furnace کوره محفظه دار
reliquary محفظه عتیقه باقیمانده
reliquaries محفظه عتیقه باقیمانده
low pressure casing محفظه ی فشار ضعیف
caisson [محفظه یا صندوق زیرآبی]
disk unit enclosure محفظه واحد دیسک
hopper محفظه خوراک دستگاه
gasholder محفظه نگاهداری گاز
crankcase محفظه میل لنگ
carter محفظه میل لنگ
acoustical sound enclosure محفظه عایق صوتی
to tip something into a container [British E] چیزی را در محفظه ای ریختن
hoppers محفظه خوراک دستگاه
cavities سوراخ حفره یا محفظه قالب
cavity سوراخ حفره یا محفظه قالب
ignitor محفظه حامل باروت اشتعال
dewar محفظه عایق حرارتی با دوجداره
burner cans محفظه احتراق موتورهای توربینی
can annular محفظه احتراق حلقوی شکل
cannular محفظه احتراق حلقوی شکل
houses قرار دادن یک وسیله در یک محفظه
housed قرار دادن یک وسیله در یک محفظه
house قرار دادن یک وسیله در یک محفظه
rhumbatron نوع متداول محفظه تشدید
crankcase supercharger سوپرشارژر محفظه میل لنگ
Thermos قمقمه محفظه یافرف عهایق حرارت
Thermoses قمقمه محفظه یافرف عهایق حرارت
cartridge جعبه پلاستیکی که محفظه جوهر است
vault storage محفظه یا انبار ضد حریق وبتون ارمه
time capsule محفظه محتوی اثار تاریخی وفرهنگی
crankcase explusion سرو صدای داخل محفظه لنگ
ccd محفظه هایی برای ذخیره داده
cartridges جعبه پلاستیکی که محفظه جوهر است
flooder غرق کننده محفظه مین زیرابی
crankcase bottom o.lower half قسمت تحتانی محفظه لنگ کف کارتر
crankcase محفظه کارتر پوسته میل لنگ
panel بخش مسط ح محفظه با قط عات کنترل و سوکت
to break into something از محفظه ای [با زور وارد شدن و] دزدی کردن
panels بخش مسط ح محفظه با قط عات کنترل و سوکت
equipment bay محفظه یا جعبهای که تجهیزات الکترونیکی در ان نصب میشود
burner compartment قسمتی از روپوش موتور که روی محفظه احتراق قرارگرفته است
interior label بجای اینکه برچسب خارجی یا فیزیکی روی محفظه باشد
operating lever اهرم عامل اهرم کولاس
cartridges محفظه پرتابل سوخت جامد یاسیستم خودسوزی برای پرتاب پرتابه
cartridge محفظه پرتابل سوخت جامد یاسیستم خودسوزی برای پرتاب پرتابه
toner محفظه پلاستیکی برای تونر پودری که در چاپگر لیزری استفاده میشود
charactristic lenght نسبت حجم محفظه احتراق به مساحت دهانه ورودی موتوردر راکت
residence time مدت زمانیکه قطرات کوچک سوخت در محفظه احتراق توربین گاز میمانند
vapor pressure فشار مولکولهای بخار روی دیواره فرف یا محفظه برابر فشارهای جزئی یا سهمی
multipropellant سوخت راکت متشکل از دو یاچند جزء که بصورت مجزا به محفظه احتراق وارد میشوند
plenum chamber محفظه اب بندی شده درتوربینهای گاز که سبب ملایم کردن و گرفتن نوسانات جریان هوا میگردد
carbon tracking باقیمانده بسیار ناچیز کربن که در اثر تخلیه الکتریکی درداخل دینام دلکو یا محفظه شمع باقی میماند
helmzhold resonator محفظه توخالی که تنها با یک سوراخ کوچک به محیط خارج مرتبط است و در ازای فرکانس معینی به تشدید درمی اید
igniting اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
ignites اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
ignite اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
ignited اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
trackball وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
electrostatic محفظه فلزی که با ماده حساس پوشیده شده است . و متصل به زمین است که آن را از واسط ها حفظ میکند
slave محفظه داده که داده را از باس اصلی می گیرد
slaves محفظه داده که داده را از باس اصلی می گیرد
slaved محفظه داده که داده را از باس اصلی می گیرد
slaving محفظه داده که داده را از باس اصلی می گیرد
coriolis effect پاسخهای فیزیولوژیکی شخصی که داخل یک محفظه در حال دوران در هر جهت بجز جهت موازی با محورهادرحال حرکت است
conex محفظه حمل بار اطاق بار
chip وسیلهای که حاوی قط عات کوچک نیمه هادی ها است که روی آنها چندین عنصر مانند تراتریستورها محفظه هاو... برای انجام یک عمل قرار دارند
chips وسیلهای که حاوی قط عات کوچک نیمه هادی ها است که روی آنها چندین عنصر مانند تراتریستورها محفظه هاو... برای انجام یک عمل قرار دارند
containers جعبه حاوی وسایل جعبه اماد جعبه محفظه فرف
container جعبه حاوی وسایل جعبه اماد جعبه محفظه فرف
cards کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
card کارتی که فقط حاوی شیارهای هادی است بین اتصال کارت اصلی و کارت اضافی که باعث میشود کارت اضافه به آسانی کارکند و بررسی شود در خارج از محفظه آن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com