Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 128 (7 milliseconds)
English
Persian
certain
محقق قطعی
Other Matches
scholars
محقق
proven
محقق
prober
محقق
established
محقق
incontestable
محقق
researchist
محقق
questionless
محقق
scholar
محقق
positive
محقق
researchers
محقق
academics
محقق ها
researcher
محقق
established fact
امر محقق
sure
مسلم محقق
anestablished fact
امر محقق
prover
محقق کردن
surer
مسلم محقق
propugn
محقق کردن
surest
مسلم محقق
substantiative
محقق شده
to make sure
محقق کردن
ascertainable
محقق شدنی
unquestioning
محقق غیرقابل منازعه
scholars
محقق اهل تتبع
unquestionable
محقق غیرقابل منازعه
risk actually incurred
خطر محقق شده
scholar
محقق اهل تتبع
slavist
محقق در فرهنگ وزبان اسلاوی
slavicist
محقق در فرهنگ وزبان اسلاوی
to prove a will
درستی و اعتباروصیت نامهای را محقق نمودن
peremptory
قطعی
proofs
قطعی
proof
قطعی
definitive
قطعی
positive
قطعی
last a
قطعی
judicatory
قطعی
decretory
قطعی
decretive
قطعی
definite
<adj.>
قطعی
cretain
قطعی
definitely
قطعی
conclusive
قطعی
unconditional
قطعی
lasts
قطعی
lasted
قطعی
last
قطعی
definite
قطعی
uncompromising
قطعی
uncompromisingly
قطعی
fixed
قطعی
irrevocable
قطعی
decisive
قطعی
sure
قطعی
surer
قطعی
assertive
قطعی
finals
قطعی
surest
قطعی
final
قطعی
deterministic
قطعی
decided
قطعی
affirmations
افهار قطعی
trenchant
قاطع قطعی
once and a way
بطور قطعی
magistral
قاطع قطعی
irrevocable sale
بیع قطعی
reserve price
بهای قطعی
affirmation
افهار قطعی
uncoditioned
قطعی نشده
to turn the scale
قطعی بودن
to definitive answer
پاسخ قطعی
the last word
سخن قطعی
categorical
قیاسی قطعی
for good
بطور قطعی
enforceable judgment
رای قطعی
indecision
غیر قطعی
indecisive
غیر قطعی
declaredly
با افهار قطعی
finals
غایی قطعی
categoric
قیاسی قطعی
final
غایی قطعی
absolutes
کامل قطعی
absolute
کامل قطعی
indefinite
غیر قطعی
final award
رای قطعی
final awards judgements
احکام قطعی
decisively
بطور قطعی
flat-footed
ثابت قطعی
flat footed
ثابت قطعی
deteministic model
مدل قطعی
flying colors
موفقیت قطعی
emphatically
بطور قطعی
decidedly
بطور قطعی
firm offer
پیشنهاد قطعی
criterion
معیار نشان قطعی
judicial
قطعی داوری کننده
ultimata
اخرین پیشنهاد قطعی
ultimatums
اخرین پیشنهاد قطعی
ultimatum
اخرین پیشنهاد قطعی
Is that definite?
این قطعی است؟
categorically
بطور قاطع یا قطعی
terminative
بپایان رساننده قطعی
revocable sale
بیع غیر قطعی
final decision
رای قطعی و نهایی
assert
افهار قطعی کردن
asserted
افهار قطعی کردن
asserts
افهار قطعی کردن
averment
افهار قطعی یا مثبت
interlocutory
موقتی غیر قطعی
indecisively
بطور غیر قطعی
asserting
افهار قطعی کردن
insecure
نامعین غیر قطعی
pocket judgment
سند قطعی لازم الاجرا
once for all
بطور قطعی یا اول و اخر
It is bound (most likely)to happen . The die is cast . It is final and irrevocable.
بروبرگردندارد ( قطعی وحتمی است )
i cannot positively promise
نمیتوانم قول قطعی بدهم
reserve price
قیمت نهایی بهای قطعی
octodecimo
قطعی که برابر با یک هیجدهم یک ورق کاغذ باشد
complete transaction
معامله قطعی و تمام شده که دنباله نخواهد داشت
in flagrante delicto
شی یا واقعیتی که به عنوان شواهد قطعی به جرم بکار میرود
[قانون]
the smoking gun
شی یا واقعیتی که به عنوان شواهد قطعی به جرم بکار میرود
[قانون]
vindicate
دفاع کردن از محقق کردن
vindicated
دفاع کردن از محقق کردن
vindicates
دفاع کردن از محقق کردن
vindicating
دفاع کردن از محقق کردن
ascertian
محقق کردن تحقیق کردن معلوم کردن
definitive hospitalization
سیستم معالجه قطعی معالجه نهایی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com