Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 48 (5 milliseconds)
English
Persian
dance floor
محلمخصوصرقصدر رستوران
Other Matches
She declined several restaurants before we could agree on one.
او
[زن]
چند رستوران را رد کرد قبل از اینکه ما توانستیم به توافق یک رستوران برسیم.
tea-rooms
رستوران
restaurant
رستوران
restaurants
رستوران
snack bar
رستوران
buffets
رستوران
snack bars
رستوران
buffet
رستوران
buffeted
رستوران
cafe
رستوران
tea shops
رستوران
eatinghouse
رستوران
eating house
رستوران
coffee shop
رستوران
chop house
رستوران
tea-room
رستوران
tea shop
رستوران
buffeting
رستوران
dumb waiters
رستوران سیار
diners
واگن رستوران
dumb waiter
رستوران سیار
restauranteur
صاحب رستوران
salon
رستوران مشروبفروشی
restaurateur
صاحب رستوران
salons
رستوران مشروبفروشی
restaurateurs
صاحب رستوران
diner
واگن رستوران
dining car
واگن رستوران قطار
dining cars
واگن رستوران قطار
canteens
فروشگاه یا رستوران سربازخانه
canteen
فروشگاه یا رستوران سربازخانه
saloons
سالن زیبایی رستوران
saloon
سالن زیبایی رستوران
Our office is facing (opposite)the restaurant.
دفتر ما روبروی رستوران است
station bar
رستوران ایستگاه راه آهن
To order a meal.
سفارش غذا دادن ( درهتل ؟رستوران )
tearoom
رستوران کوچک ودنج مخصوص نسوان
No vacancies.
جاموجود نیست ( درهتل ؟رستوران وغیره )
luncheonette
رستوران یا محلی که غذاهای مختصر و سبک را می فروشد
luncheonettes
رستوران یا محلی که غذاهای مختصر و سبک را می فروشد
Can you recommend a good restaurant?
آیا میتوانید یک رستوران خوب معرفی کنید؟
Is there an inexpensive restaurant around here?
آیا رستوران ارزان این نزدیکی ها پیدا میشود؟
Is there an inexpensive restaurant around here?
آیا رستوران ارزان این اطراف پیدا میشود؟
barmen
مردی که در پیشخوان یا پشت بار مهمانخانه یا رستوران کار میکند
barman
مردی که در پیشخوان یا پشت بار مهمانخانه یا رستوران کار میکند
to ask somebody out for dinner
کسی را برای شام به رستوران دعوت کرن
[بیشتر دوست دختر و پسر]
juke joint
رستوران کوچکی که خوراک ارزان داشته و نیز صفحات گرامافون را با انداختن پول دراسباب خودکار میزند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com