English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
English Persian
ground محل ایستادن توپزن
Search result with all words
out of one's ground تجاوز توپزن از محل ایستادن
Other Matches
backstop توپزن
batsmen توپزن
batsman توپزن
banjo hitter توپزن ضعیف
controls توپزن دقیق
controlling توپزن دقیق
batteries توپزن و توپگیر
baulks خطای توپزن
baulking خطای توپزن
baulked خطای توپزن
balk خطای توپزن
stonewaller توپزن تدافعی
balked خطای توپزن
balking خطای توپزن
battery توپزن و توپگیر
balks خطای توپزن
control توپزن دقیق
duckings اخراج توپزن بی امتیاز
duck اخراج توپزن بی امتیاز
ducks اخراج توپزن بی امتیاز
counting تعداد امتیاز توپزن
dismiss سوزاندن توپزن و اخراج او
dismisses سوزاندن توپزن و اخراج او
dismissing سوزاندن توپزن و اخراج او
count تعداد امتیاز توپزن
counted تعداد امتیاز توپزن
counts تعداد امتیاز توپزن
double توپزن 0001امتیازی فصل
doubled up توپزن 0001امتیازی فصل
catcher توپگیر پشت سر توپزن
ducked اخراج توپزن بی امتیاز
doubled توپزن 0001امتیازی فصل
fine leg محل پشت سر توپزن
stumping سوزاندن توپزن کریکت
defense دفاع توپزن از میله ها
on drive ضربه بسمت توپزن
stumped سوزاندن توپزن کریکت
stump سوزاندن توپزن کریکت
take a wicket سوزاندن توپزن کریکت
stumps سوزاندن توپزن کریکت
ball توپ دور از دسترس توپزن
handle the ball دست زدن توپزن به توپ
beanball توپی که هدف ان سر توپزن باشد
down میله افتاده واخراج توپزن
night-watchmen توپزن پایان مسابقه کریکت
night watchman توپزن پایان مسابقه کریکت
night-watchman توپزن پایان مسابقه کریکت
leg hit ضربه بسمت محدوده توپزن
blooper پرتاب اهسته توپ به توپزن
complete game یک بازی کامل از طرف توپزن
beans ضربه زدن به سر توپزن باپرتاب توپ
sillier بیش از حد نزدیک بودن توپگیربه توپزن
half century 05 امتیاز یا بیشتر توپزن درمسابقه کریکت
skittle سوزاندن چند توپزن به اسانی پشت سر هم
third man محل توپگیر دور از توپزن کریکت
throw out سوزاندن توپزن با ضربه به میلههای کریکت
opener هر کدام از دو توپزن اول بازی کریکت
silliest بیش از حد نزدیک بودن توپگیربه توپزن
silly بیش از حد نزدیک بودن توپگیربه توپزن
fine ضربه توپزن به پشت منطقه خود
fined ضربه توپزن به پشت منطقه خود
finest ضربه توپزن به پشت منطقه خود
coacher یک از دو نفر توپزن تیم بیس بال
cleanup توپزن چهارم که معمولا قوی است
comebacker ضربه توپ زمینی بطرف توپزن
dig in جای پاکندن درزمین ازطرف توپزن
bean ضربه زدن به سر توپزن باپرتاب توپ
yorked توپزن سوخته و اخراج شده کریکت
inswinger توپی که در هوا با انحنا به سوی توپزن می اید
bowled باختن توپزن در نتیجه انداختن میله افقی
square leg محل بازیگر در ردیف توپزن وکمی دور از او
send down پرتاب کردن توپ بسوی میله توپزن
long off موضع گرفتن در جلو توپزن ودور از او در یک طرف
cover point محل بازیگر در نقطه معینی دور از توپزن
leg side قسمتی از زمین کریکت شامل محل توپزن
late cut ضربهای که توپ را به منطقه پشت توپزن می فرستد
take guard وضع دفاعی توپزن جلو میلههای کریکت
castles میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
castle میله هایی که توپزن ازان دفاع میکند
leg glance ضربهای که توپ را مستقیما"به پشت توپزن می فرستد
stopping ایستادن
to stand by ایستادن
to come to a stand ایستادن
stops ایستادن
to fetch up ایستادن
aby ایستادن
stand ایستادن
seogi ایستادن
be under way ایستادن
abided ایستادن
abides ایستادن
stop ایستادن
abye ایستادن
ceases ایستادن
cease ایستادن
stopped ایستادن
ceased ایستادن
ceasing ایستادن
leg theory روش تهاجمی محاصره کردن توپزن در سمت محدوده او
called strick پرتابی که از منطقه توپزن می گذرد ولی ضربه نمیخورد
pitches بلند شدن توپ از زمین پیش از رسیدن به توپزن
leg break بلند شدن توپ از سمت توپزن بطرف میله
leg before wicket حرکت غیرمجاز توپزن در سدکردن راه توپ با پا یا بدن
innings نوبت هر توپزن تا اخراج او مدتی که یک تیم توپ می زند
pitch بلند شدن توپ از زمین پیش از رسیدن به توپزن
popping crease خط 8 متری در طرفین میله که محدوده جلویی توپزن است
off spin چرخش توپ که تغییر سمت نزدیک توپزن میدهد
steal از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
long on موضه گرفتن در جلو توپزن ودور از او در طرف دیگر
steals از فرصت استفاده کردن توپزن برای کسب امتیاز
long hop توپی که دور از دسترس توپزن از زمین بلند میشود
brush back پرتاب توپ از بالا برای عقب راندن توپزن
basophobia هراس از ایستادن
to stand fast محکم ایستادن
to stand in the gap دررخنه ایستادن
haehiji daeh ایستادن ازاد
to come to a stop ایستادن [مهندسی]
draw up سیخ ایستادن
queues در صف گذاشتن در صف ایستادن
shiko dachi ایستادن دایرهای
pyeonhi seogi موازی ایستادن
outstand بیشتر ایستادن
fudo dachi محکم ایستادن
moa seogi خبردار ایستادن
to stand at gaze خیره ایستادن
lineup به صف ایستادن تیم
lie off دور ایستادن
to stand behind پشت سر ایستادن
kiba dachi ایستادن سوارکارانه
queue در صف گذاشتن در صف ایستادن
heisoku daeh ایستادن خبردار
queued در صف گذاشتن در صف ایستادن
queueing در صف گذاشتن در صف ایستادن
haktari seogi ایستادن لک لک وار
team line up به صف ایستادن تیم
To come to a halt(standstI'll). ازحرکت ایستادن.
line-up به ترتیب ایستادن
line up به ترتیب ایستادن
standing room جای ایستادن
stagnating از جنبش ایستادن
To stand in a queue (line). توی صف ایستادن
stagnates از جنبش ایستادن
stagnate از جنبش ایستادن
ap seogi ایستادن معمولی
line-ups به ترتیب ایستادن
stagnated از جنبش ایستادن
bail up ایستادن دراختیارغارتگر
hunker سرپا ایستادن
hustings جای ایستادن و
half volley پرتاب نزدیک به توپزن که بیدرنگ پس از بلند شدن ضربه می خورد
leg before ضربه خوردن به پا پیش ازمیله که باعث سوختن توپزن میشود
designated hitter بازیگر تعیین شده بعنوان توپزن بجای توپ انداز
coacher مامور علامت دادن ازمربی به توپزن فعال بیس بال
stop ایستادن توقف کردن
kukutsu dachi ایستادن در مقابل حریف
to stop [doing something] ایستادن [از انجام کاری]
to stand across the road درمیان جاده ایستادن
stopping ایستادن توقف کردن
line-up ردیف ایستادن تیم
sanchin dachi ایستادن ساعت شنی
line-ups ردیف ایستادن تیم
neko ashi dachi ایستادن گربه سان
stops ایستادن توقف کردن
to come to a بحالت خبردار ایستادن
to kick ones heels چشم براه ایستادن
anchors ایستادن در دریا مهاری
to stand at [by] the window کنار پنجره ایستادن
line up ردیف ایستادن تیم
koa seogi ایستادن قلاب وار
stance طرز ایستادن درتوپزنی
stopped ایستادن توقف کردن
To stand firm. To stick to ones gun. سفت وسخت ایستادن
To stand to attention. خبر دار ایستادن
abide by one's word سر قول خود ایستادن
stopover در وسط راه ایستادن
stopovers در وسط راه ایستادن
stances طرز ایستادن درتوپزنی
zenkatsu dachi ایستادن متمایل به جلو
to stand one's ground بر سر دلیل خود ایستادن
beom seogi گربه سان ایستادن
anchor ایستادن در دریا مهاری
stand-up روی پا ایستادن ایستاده
to queue [line] up for tickets برای بلیط در صف ایستادن
joo choo seogi ایستادن اسب سواری
to stand by ایستادن وتماشا کردن
To keep ones word. To stand by ones promise . سر قول خود ایستادن
To stand like rock . مانند کوه ایستادن
to stand by one's promise سر قول خود ایستادن
stand up روی پا ایستادن ایستاده
to stick to one's word سر قول خود ایستادن
anchoring ایستادن در دریا مهاری
out مربوط به 9بخش اول زمین 81 بخشی گلف سوختن یا اخراج توپزن
out- مربوط به 9بخش اول زمین 81 بخشی گلف سوختن یا اخراج توپزن
bunter توپزن ماهر در ضربه بدون تاب دادن چوب بیس بال
outed مربوط به 9بخش اول زمین 81 بخشی گلف سوختن یا اخراج توپزن
leg bye امتیاز با دویدن در نتیجه خوردن توپ به بدن توپزن ومنحرف شدن ان
to stick to one's guns پای کاری محکم ایستادن
toe stand ایستادن ژیمناست روی نوک پا
to kick one's heels چشم براه ایستادن منتظرایستادن
to stop short یک مرتبه ایستادن یا مکث کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com