Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
belting
محل بستن کمربند
Search result with all words
To tightren up ones belt.
کمربند خود را سفت بستن
Other Matches
mach hold
بستن سرعت ماخ به هواپیما بستن سرعت لازم به هواپیمابه طور خودکار
fascia
کمربند
belt
کمربند
fascias
کمربند
cordons
کمربند
cordon
کمربند
sashes
کمربند
lap belt
کمربند
cincture
کمربند
zones
کمربند
zone
کمربند
cingulum
کمربند
belts
کمربند
belted
کمربند
waist band
کمربند
cummerbund
کمربند
leather belt
کمربند
sash
کمربند
waistline
کمربند
girdling
کمربند
waistlines
کمربند
cummerbunds
کمربند
girdles
کمربند
girdled
کمربند
obi
کمربند
girdle
کمربند
waist belt
کمربند
confidence belt
کمربند اطمینان
cestus
کمربند زنانه
safety belts
کمربند نجات
band
کمربند نوار
green belt
کمربند سبز
lifebelt
کمربند نجات
bands
کمربند نوار
green belts
کمربند سبز
armature band
کمربند ارمیچر
safety belts
کمربند اطمینان
safety belt
کمربند نجات
safety belt
کمربند اطمینان
lifebelt
کمربند ایمنی
lifebelts
کمربند نجات
safety belt
کمربند ایمنی
van allen belt
کمربند ون الن
catching belt
کمربند ایمنی
safety belts
کمربند رکاب
lifebelts
کمربند ایمنی
foreshore
کمربند ساحلی
foreshores
کمربند ساحلی
beach face
کمربند ساحلی
cingulate
دارای کمربند
demolition belt
کمربند انفجاری
safety belts
کمربند ایمنی
seismic belt
کمربند زلزله
safety belt
کمربند رکاب
latitude band
کمربند عرضی
tea
کمربند تکواندو
rotating band
کمربند گلوله
frogs
حلقه کمربند
frog
حلقه کمربند
girdler
کمربند ساز
teas
کمربند تکواندو
life belt
کمربند نجات
scapulas
کمربند شانهای
cinch
تنگ یا کمربند
scapula
کمربند شانهای
To be out to do some thing .
کمر همت بستن ( کمر انجام کاری را بستن )
rotating band
کمربند مسی گلوله
helicopter rescue strop
کمربند نجات هلیکوپتر
waists
کمر لباس کمربند
chatelain
کمربند زنجیری زنانه
waist
کمر لباس کمربند
bourrelet
روپوش کمربند گلوله
zonule
حلقه یا کمربند کوچک
seat-belts
کمربند صندلی هواپیما
seat-belt
کمربند صندلی هواپیما
seat belt
کمربند صندلی هواپیما
demolition belt
کمربند تخریب منطقهای
zones
کمربند حبه باروت
zone
کمربند حبه باروت
life belt
کمربند نجات غریق
grommet
حلقه روپوش کمربند گلوله
black belts
کمربند سیاه استاد جودو
machanic
کمربند ایمنی اویزان از سقف
helicopter double rescue harness
کمربند نجات دو نفره هلیکوپتر
black belt
کمربند سیاه استاد جودو
tunic
بلوزیا کت کوتاه کمربند دار
tunics
بلوزیا کت کوتاه کمربند دار
lifebuoys
کمربند یاحلقه نجات شناوری که برای نجات غریق بر روی اب شناور میباشد
lifebuoy
کمربند یاحلقه نجات شناوری که برای نجات غریق بر روی اب شناور میباشد
sabot
کمربند گلوله حلفه تمرکز یا وسیله ثبات گلوله در مسیر بوش استقرار لوله جوفی
weight belt
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
cross belt
کمربند حمایل قطار حمایل فشنگ
ligate
بستن
clousure
بستن
belay
بستن
deligation
بستن
ligation
بستن رگ
curd
بستن
clasps
بستن
clasping
بستن
glaciation
یخ بستن
colligate
بستن
padlock
بستن
glaciate
یخ بستن
clasped
بستن
gelatinate
بستن
knit
بستن
imputation
بستن به
interclude
بستن
lash vt
بستن
padlocks
بستن
padlocking
بستن
knits
بستن
padlocked
بستن
cinch
بستن
blocs
بستن
closest
بستن
shutter
بستن
shutters
بستن
cadge
بستن
cadged
بستن
cadges
بستن
imputing
بستن
imputes
بستن
imputed
بستن
impute
بستن
portcullises
بستن
portcullis
بستن
cadging
بستن
closest
: بستن
closes
بستن
bloc
بستن
close
: بستن
close
بستن
corks
بستن
cork
بستن
spans
پل بستن
closer
: بستن
spanning
پل بستن
closer
بستن
spanned
پل بستن
span
پل بستن
closes
: بستن
obstructs
بستن
obstructing
بستن
obstructed
بستن
curdled
بستن
curdle
بستن
fastens
بستن
fastened
بستن
fasten
بستن
congeals
یخ بستن
congealing
یخ بستن
congealed
یخ بستن
congeal
یخ بستن
concludes
بستن
curdles
بستن
curdling
بستن
obstruct
بستن
scaffold
پل بستن
scaffolds
پل بستن
closing
بستن
dresses
بستن
dress
بستن
infers
بستن
inferring
بستن
inferred
بستن
infer
بستن
tightens
بستن
tightening
بستن
tightened
بستن
tighten
بستن
conclude
بستن
spile
بستن
to make fast
بستن
queue
صف صف بستن
queued
صف صف بستن
queueing
صف صف بستن
queues
صف صف بستن
freeze
یخ بستن
freezes
یخ بستن
to put up
بستن
coagulate
بستن
ice
یخ بستن
tie up
بستن
to close down
بستن
bind
بستن
to lay a bet
شر ط بستن
binds
بستن
gird
بستن
to shut out
بستن
coagulated
بستن
hitches
بستن
sellotape
بستن
hitch
بستن
sellotaped
بستن
sellotapes
بستن
sellotaping
بستن
braced
بستن
brace
بستن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com