English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
English Persian
curriery محل تهیه چرم دباغی شده برای کار
Other Matches
map compilation تهیه نقشه جدید یا جمع اوری اطلاعات جدید برای تهیه نقشه
drive چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
drives چنیدن درایو دیسک متصل بهم با یک کنترولی هوشمند که ازدرایوها برای ذخیره چندین کپی ازدادههای هر درایو برای اطمینان بیشتر تهیه می کنند یا بخش از هر داده روی هر درایو برای سرعت بیشتر
share IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shares IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shared IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
enabling تهیه کردن برای
enables تهیه کردن برای
enabled تهیه کردن برای
enable تهیه کردن برای
he is an adequate provider برای تهیه خواربار
to provide for old age برای پیری تهیه کردن
to serve the city with water اب برای شهر تهیه کردن
preparatory تیراندازی مقدماتی تیر تهیه برای تک
sour mash غلات خیسانده برای تهیه مشروبات
air target material program برنامه تهیه اماد برای تک به هدفهای هوایی
utopianism تهیه طرحهای غیر عملی برای اصلاحات
lime paste اهک شکفته شده و اماده برای تهیه بتن
corsages دسته گلی که برای زدن بسینه تهیه میشود
itemizer کسیکه مقالات کوچک برای روزنامه تهیه میکند
corsage دسته گلی که برای زدن بسینه تهیه میشود
utopism خیالبافی تهیه طرحهای غیر عملی برای اصلاحات
paragraphist کسیکه مطلب کوتاه برای روزنامه تهیه میکند
foundry proof نمونه غلط گیری شده برای تهیه کلیشه یاگراور
cirvis دستورات مخابراتی که برای گزارش مشاهدات اطلاعاتی تهیه می شوند
micropro یک شرکت نرم افزاری کالیفرنیایی که برای ریزکامپیوترها برنامه تهیه میکند
authors CI یا اموزش توسط کامپیوتر میباشدافرادی که تهیه کننده دستورالعمل ها برای سیستمهای
Daphne گیاه دافنی [که از برگ های آن برای تهیه رنگ زرد استفاده می شود.]
glossarist کسی که در پایان کتابی فهرست یا فرهنگی برای لغات دشوار ان تهیه میکند مفسر
tannery دباغی
cordwainery دباغی
tanneries دباغی
tannage دباغی
tanning دباغی
tan دباغی کردن
kipped چرم دباغی
kipping چرم دباغی
kip چرم دباغی
taw دباغی کردن
tanbark مازوی دباغی
tanyard محل خمرههای دباغی
rawhides پوست دباغی نشده
rawhide پوست دباغی نشده
kipskin چرم دباغی نشده
tannage چرم دباغی شده
laying up تهیه کردن سر پل دریایی تهیه سرپل ساحلی
sense probe مکانیسم ورودی که نقاط حساس روی یک صفحه نمایش را فعال کرده و درنتیجه برای یک کامپیوترورودی تهیه کند
straddle trench خندق یا نوعی سنگر عمیق خطی کوتاه که معمولا برای تهیه مستراح اردوگاهی مورد استفاده قرار می گیرد
tan مازوی دباغی پوست مازو
horsehide پوست خام یا دباغی شده اسب
pre engage ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
burgers تکهای گوشت سرخ کرده یاکباب کرده که برای تهیه ساندویچ بکارمیرود
burger تکهای گوشت سرخ کرده یاکباب کرده که برای تهیه ساندویچ بکارمیرود
catchpenny تهیه شده برای پول دراوردن تله پول
onion skin پوست پیاز [از این رنگینه طبیعی برای تهیه رنگ زرد نخودی استفاده می شود اگرچه ثبات رنگی خوبی ندارد.]
smokehouse محل دود دادن گوشت ماهی وپوست دباغی وغیره
leaching دباغی بوسیله اب نمک وپوست درخت وغیره تصفیه خاک
purveying تهیه اذوقه تهیه سورسات
purvey تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveys تهیه اذوقه تهیه سورسات
purveyed تهیه اذوقه تهیه سورسات
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
cannibalize استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalising استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalised استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizes استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalized استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
bookings نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
booking نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن
cannibalises استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
cannibalizing استفاده از اجزاء یا قطعات یک هواپیما یا ماشینهای دیگربمنظور تهیه قطعات یدکی برای ماشینهای دیگر
nsfnet یک شبکه گسترده تهیه شده توسط دفتر محاسبات علمی پیشرفته در موسسه ملی علوم برای انجام عملیات غیرنظامی طراحی وزارت دفاع طراحی شد که بخاطردلایل امنیتی در دسترس عمومی نمیباشد
credit system of supply سیستم براورد اعتبار برای تهیه و اماد سیستم تعیین اعتبار خرید اماد
projection سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
projections سیستم تصویر در تهیه نقشه سیستم تهیه نقشه جات
purveys تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purvey تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveying تهیه کردن سورسات تهیه کردن
purveyed تهیه کردن سورسات تهیه کردن
kiosk فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
badminton بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
purvey تهیه
purveying تهیه
purveyed تهیه
purveys تهیه
supply تهیه
supplying تهیه
supplied تهیه
preparation تهیه
housing تهیه جا
seating تهیه جا
off hand بی تهیه
preparations تهیه
ministration تهیه
procurement تهیه
counter preparation ضد تهیه
provision تهیه
Beginner's All Purpose Symbolic Instruction Code زبان برنامه سازی مط ح بالا برای توسعه برنامه به صورت محاورهای برای ایجاد یک مقدمه ساده برای برنامه نویسی کامپیوتری
plug compatible دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
prepare mortar تهیه ملات
blend تهیه کردن
to find in تهیه کردن
to make provision تهیه دیدن
the preparation day روز تهیه
provided [that] <conj.> تهیه شده
purveyance تهیه خواربار
prepares تهیه کردن
provisionment تهیه خواربار
blends تهیه کردن
prepare تهیه کردن
appropriated <adj.> <past-p.> تهیه شده
to bargain for تهیه دیدن
data processing تهیه و تولیداطلاعات
preparation fire تیر تهیه
supply تهیه کردن
supplying تهیه کردن
provision تهیه کردن
photo imagery تهیه عکس
preparation fire اتش تهیه
preparation of food تهیه خوراک
data processing تهیه اطلاعات
catering تهیه کردن
catered تهیه کردن
cater تهیه کردن
the water supply of tehran تهیه اب تهران
preparatorily بعنوان تهیه
preparator تهیه کننده
preparation time زمان تهیه
counter preparation تیر ضد تهیه
furtherance تهیه وسایل
affording تهیه کردن
afforded تهیه کردن
afford تهیه کردن
provides تهیه کردن
provides تهیه دیدن
vacuum-packed تهیه شده
provide تهیه کردن
provide تهیه دیدن
placements تهیه شغل
placements تهیه کار
placement تهیه شغل
affords تهیه کردن
suppliers تهیه کننده
process تهیه کردن
preparation تهیه مقدمات
preparation اتش تهیه
preparation تهیه و ارایش
preparations تهیه مقدمات
preparations اتش تهیه
lighting feeder تهیه روشنایی
preparations تهیه و ارایش
fabricator تهیه کننده
pitched تهیه دیده
on the stocks د رشرف تهیه
supplier تهیه کننده
processes تهیه کردن
placement تهیه کار
procure تهیه کردن
parasceve روز تهیه
procuring تهیه کردن
weaponry تهیه سلاح
triplication تهیه در سه نسخه
preparing تهیه کردن
laid on <past-p.> تهیه شده
procured تهیه کردن
triplicity تهیه در سه نسخه
base development تهیه پایگاه
administers تهیه کردن
administering تهیه کردن
administered تهیه کردن
administer تهیه کردن
caters تهیه کردن
victualage تهیه اذوقه
provided <adj.> <past-p.> تهیه شده
victual تهیه اذوقه
supplied تهیه کردن
procures تهیه کردن
microsoft بزرگترین طراحی و ناشر نرم افزار برای PC و Macintosh. ماکروسافت سیستم عامل را برای IBM PC سافت و پس برای ماکروسافت با مجموعهای از نرم افزارهای کاربردی
forges تهیه جنس قلابی
hydrography تهیه نقشه دریایی
to lay in a stock موجودی تهیه کردن
preparations تهیه کردن اتش
effigies تمثال تهیه کردن
effigy تمثال تهیه کردن
scripting تهیه فایل اغازگر
duplicator ماشین تهیه رونوشت
forge تهیه جنس قلابی
rotogravure تهیه گراور غلتکی
advancing قبلا تهیه شده
quadruplicate در چهارنسخه تهیه کردن
quadruplication تهیه چیزی درچهارنسخه
program برنامه تهیه کردن
programs برنامه تهیه کردن
advances قبلا تهیه شده
budgeteer تهیه کننده بودجه
beach unit یکان تهیه بارانداز
advance قبلا تهیه شده
budgeter تهیه کننده بودجه
preparation تهیه کردن اتش
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com