English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (8 milliseconds)
English Persian
Full phrase not found.
Full phrase Google translation result
Other Matches
cruising station readiness of degree forth
cruising عبور کردن
cruising گشت زدن
cruising سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising سفر دریایی
cruising speed سرعت حرکت هواپیما یا کشتی
cruising altitude ارتفاع ثابت پرواز هواپیما
cruising level سقف پرواز ثابت
cruising speed سرعت دائمی اتومبیل
cruising speed سرعت دریانوردی
cruising level افق پروازثابت
cruising range برد عملیاتی
cruising range شعاع عمل هواپیما یا کشتی
cruising speed نواخت حرکت
cruising altitude ارتفاع پرواز
station یا مقصد استفاده میشود
on station رسیدن به هدف
Is the next station ... ? آیا ایستگاه بعدی ... است؟
on station اماده باش بالای هدف
Where is the station? ایستگاه کجاست؟
sub station پست فرعی
on station روی هدف
on station پروازهواپیما بالای هدف
way station ایستگاه رله مخابراتی
way station ایستگاه واسطه مخابراتی تله تایپ و تلگرافی
way station ایستگاههای فرعی بین راهی جاده یا خط اهن
station ایستگاه
station محل ماموریت
station پاسگاه
station پست
station درپست معینی گذاردن
station مقام مستقرکردن
station رتبه
station موقعیت اجتماعی وضع
station توقفگاه نظامیان وامثال ان
station ایستگاه اتوبوس وغیره
station وقفه
station جا درحال سکون
station مرکز
station جایگاه
station سکون پاتوق
station محل
station استقرار یافتن
station محل ایستادن تیرانداز درمسابقه
station میز به همراه کامپیوتر , صفحه کلید , صفحه نمایش , چاپگر و غیره که کسی در آنجا کار میکند
station پایگاه
station نرم افزار و سخت افزار در مشخصات FDDJ که حاوی اطلاعات کنترل هستند
station وضعیت موقت یک ایستگاه که داده را بازیابی میکند
station مستقرکردن
repeater station مرکز تقویت کننده
regulating station پست تنظیم حرکات و عبور ومرور پرسنل و خودروها
slave station ایستگاه فرعی
shunting station ایستگاه فرعی راه اهن برای جابجا کردن واگن ولوکوموتیو
reference station ایستگاه مبداء سنجش جذر ومد دریایی
reception station پست پذیرش و اماده کردن افراد جدید برای اعزام
reception station دفترسربازگیری و اعزام به یکانها
remote station ایستگاه دور دست
reading station ایستگاه خواندن
remote station ایستگاه دوردست
remote station ایستگاه راه دور
serivce station ایستگاه بنزین گیری وتعمیرگاه
railway station ایستگاه راه اهن
relay station ایستگاه واسطه
relay station ایستگاه رله
pumping station تلمبه خانه
orienting station ایستگاه توجیه
homing station ایستگاه ردیاب دستگاههای هدایت مسیر هواپیما
homing station رادارردیاب
hydroelectric station نیروگاه ابی
induction station مرکز پذیرش
induction station دفتر استخدام دفتر پذیرش
inquiry station دستگاهی که از ان هر گونه درخواستی به عمل می اید
key station ایستگاههای کلید
loading station ایستگاه بارگیری
master station شاه ایستگاه
master station ایستگاه اصلی
master station پست اصلی مخابرات
mobile station فرستنده متحرک
naval station پایگاه دریایی
observation station دیدگاه
pumping station ایستگاه تلمبه زنی
homing station رادارهای کنترل هوایی
holding station محوطه نگهداری زخمیها وبیماران بطور موقت
station bill لوحه نشان دهنده محلهای پرسنل
station bar رستوران ایستگاه راه آهن
station circle چرخههواشناسی
receiving station ایستگاهدریافت
passenger station ایستگاهمسافرین
local station ایستگاهکانونی
intercom station ایستگاهداخلی
goods station ایستگاهکالاهایتجارتی
tracking station ایستگاه ردیابی
work station محل کار
wireless station ایستگاه بی سیم
wireless station فرستنده
station entrance ورودیایستگاه
station model مدلهواشناسی
station platform سکویایستگاه
Where's the railway station? ایستگاه راه آهن کجاست؟
To the railway station به طرف ایستگاه راه آهن
railway station ایستگاه قطار
To marry below ones station. با همسری از طبقه پائین تر ازدواج کردن
polling station حوزهرایگیری
coach station پارکینگوایستگاهدرشکه
underground station ایستگاهزیرزمینی
transmitting station ایستگاهارسال
train station ایستگاهقطار
triangulation station ایستگاه مثلث بندی
traverse station ایستگاه پیمایش
station log دفتر ثبت وقایع پست مخابراتی
station list فهرست قسمتهای پایگاه دفترچه راهنمای قسمتهای مختلف پایگاه
station keeping در خط نگهداشتن ناو
station house ایستگاه راه اهن
station house مرکزکلانتری
station house ایستگاه کلانتری
station complement پرسنل خدماتی پایگاه
station complement پرسنل ثابت یک پایگاه
station car اتومبیل استیشن
station break وقفه برنامه فرستنده رادیویی وتلویزیونی
station log دفتر وقایع ایستگاه مخابراتی
station number شماره پست مخابراتی شماره ترتیب محل بارها درداخل هواپیما
station time زمان اماده شدن برای پرواز زمان بارگیری و اماده شدن هواپیما برای پرواز
transit station ایستگاه عبوری راه اهن
transfer station محل اعزام افراد
transfer station محل انتقال افراد
to station oneself مقیم شدن
to station oneself جا گرفتن
tide station ایستگاه جزر و مد
telephone station تلفن خانه
telephone station جایگاه تلفن
survey station ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
subscriber's station مرکز مشترک
station bill جدول محلها
generating station پست نیرو نیروگاه
climatological station ایستگاه هواشناسی
boat station جای خدمه قایق
blade station موقعیت شعاعی هر مقطع ازتیغه
battle station پایگاه جنگی
battle station پایگاه رزمی
filling station پمپ بنزین
gas station پمپ بنزین
astronomic station رصدخانه
ambulance station ایستگاه امبولانس
broadcast station ایستگاه فرستنده
broadcasting station ایستگاه رادیو
camera station ایستگاه تنظیم عکاسی هوایی نقطه تنظیم دوربین
clearing station پست تخلیه بیماران
clearing station ایستگاه تخلیه بیماران
cleansing station محل گندزدایی
cleaning station پست رفع الودگی ش م ر
cleaning station ایستگاه ضدعفونی مواد ش م ر
change of station انتقال تعویض محل خدمت
change of station تغییر محل ماموریت
central station نیروگاه مرکزی
station wagons استیشن واگن
power station کارخانه برق
amateur station فرستنده تفننی
action station پناهگاه ضد تک هوایی دشمن
station master رئیس ایستگاه
space station ایستگاه فضایی
space station پایگاه فضایی
weather station ایستگاه هوا شناسی
weather station ایستگاه هواشناسی
fire station ایستگاه اتش نشانی
fire station مرکز اتش نشانی
fire station اداره اتش نشانی
action station محل جنگ
aeronautical station ایستگاه ناوبری هوایی ایستگاه خدمات هوانوردی
power station ایستگاه مولدنیرو
power station نیروگاه
alert station ایستگاه اعلام خطر
alert station ایستگاه اماده باش
air way station خطوط هوایی
air way station ایستگاه کنترل
air station ایستگاه عکس برداری هوایی نقطه تمرکز عکسبرداری هوایی ایستگاه هواشناسی
aileron station فاصله ابتدای فلپ تا لبه ان به موازات تیرهای اتصال ان
aid station پست امدادی
fire station پست اتش نشانی
close station خدمه بدو مرخص
exempted station یکان مخصوص
exempted station یکان استثنایی از نظر سلسله مراتب
enquiry station ایستگاه پرس و جو
emergency station محل اضطراری
police station مرکز پلیس
duty station محل خدمت
dressing station درمانگاه کمکهای اولیه وزخم بندی
forward station ایستگاه جلو
departure station مبداء حرکت
exposure station ایستگاه هوایی
police station کلانتری
exposure station ایستگاه عکاسی هوایی
generating station کارخانه برق
gauging station ایستگاه اندازه گیری سرعت وعمق اب در کانال یا رودخانه
fuelling station ایستگاه سوختگیری
forward station پاسگاه جلویی
flag station جایی که قطاربادیدن پرچم ویژه نگاه میدارندوایستگاه دائمی نیست
fiscal station قسمت اداری یا مالی که در یک سلسله به ترتیب شماره قرارگرفته باشد
fiscal station تاسیسات سریال
action station وضعیت قرمز ,state battle : syn readiness of degree first
defence station readiness of degree third
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com