English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (9 milliseconds)
English Persian
cannibalised محل قطعه برداری
cannibalises محل قطعه برداری
cannibalising محل قطعه برداری
cannibalize محل قطعه برداری
cannibalized محل قطعه برداری
cannibalizes محل قطعه برداری
cannibalizing محل قطعه برداری
Search result with all words
cannibalization قطعه برداری
lobectomy قطعه برداری
Other Matches
segmentation تقسیم بچند قسمت یا قطعه قطعه قطعه سازی
zero insertion force socket [قطعه ای که ترمینال های اتصال متحرک دارد و امکان درج قطعه بدون اعمال نیرو دارد سپس اهرم کوچکی می چرخد تا با لبه های قطعه برخورد کند]
xerographic عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerography عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
stenciled الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciling الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencils الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencil الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
hectograph ماشین کپیه برداری یارونوشت برداری
lobation قطعه قطعه شدگی مقطع زائده اویخته
companion part لنگه قطعه متقابل قطعه راهنما
planar روش تولید مدارهای مجتمع بار اعمال مواد شیمیایی به یک قطعه سیلیکن برای تولید قطعه متفاوت
geodesy نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
fasted قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fast قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fasts قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
fastest قطعه حافظه قدیمی که داده را ازمحل حافظه پیدا میکند و می خواند با دوعمل جداگانه این قطعه در خال حاضر با EDO جایگزین شده است
common control کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
geodetic datum سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
segments قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
segment قطعه قطعه کردن به بخشهای مختلف تقسیم کردن
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
bench mark شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
fritters قطعه قطعه کردن
sectional قطعه قطعه بخشی
fragment قطعه قطعه کردن
fragmentation قطعه قطعه شدن
fritter قطعه قطعه کردن
segment قطعه قطعه کردن
segments قطعه قطعه کردن
fragments قطعه قطعه کردن
fragmenting قطعه قطعه کردن
mainland قطعه اصلی قطعه
trig list لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
anatomize قطعه قطعه کردن تجزیه کردن
survey station ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
field control نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
vector برداری
embodiment در برداری
decerebration مخ برداری
vectors برداری
ovariectomy تخمدان برداری
vector pair زوج برداری
weight lifting وزنه برداری
i know him by his step از گام برداری
listing سیاهه برداری
listings سیاهه برداری
vectorical angle زاویه برداری
photogeny عکس برداری
ingathering خرمن برداری
hemispherectomy نیمکره برداری
vectored interrupt وقفه برداری
mapping نقشه برداری
topography نقشه برداری
metal cutting براده برداری
land surveying نقشه برداری
resultant جمع برداری
surveyed نقشه برداری
surveying نقشه برداری
surveys نقشه برداری
insurability بیمه برداری
vector quantity کمیت برداری
topectomy تکه برداری
samplery نمونه برداری
surveyor's level ترازنقشه برداری
extirpation اندام برداری
decoding رمز برداری
deafferentation اوران برداری
enervation عصب برداری
duplication نسخه برداری
decerebellation مخچه برداری
operation بهره برداری
biopsy بافت برداری
gaud کلاه برداری
removal of chips براده برداری
vector quantities اندازههای برداری
vector product حاصلضرب برداری
vector processor پردازنده برداری
vector power توان برداری
stripping قالب برداری
vector field میدان برداری
vector display نمایش برداری
vector diagram نمودار برداری
vector analysis تحلیل برداری
subordination فرمان برداری
gyrectomy شکنج برداری
arrow diagram نمودار برداری
denervation عصب برداری
copies نسخه برداری
footsteps گام برداری
footstep گام برداری
copied کپی برداری
copied نسخه برداری
duplicate نسخه برداری
duplicated نسخه برداری
duplicates نسخه برداری
duplicating نسخه برداری
frauds کلاه برداری
fraud کلاه برداری
utilization بهره برداری
utilisation [British] بهره برداری
usages بهره برداری ها
utilizations بهره برداری ها
utilisations بهره برداری ها
march قدم برداری
marched قدم برداری
marches قدم برداری
exploitation [utilization] بهره برداری
usage بهره برداری
using بهره برداری
gains بهره برداری
gained بهره برداری
gain بهره برداری
marching قدم برداری
copy نسخه برداری
copies کپی برداری
swindled کلاه برداری
sampling نمونه برداری
copy کپی برداری
copying نسخه برداری
machining براده برداری
swindles کلاه برداری
treads گام برداری
treading گام برداری
copying کپی برداری
metal cutting work براده برداری
tread گام برداری
fraudulence کلاه برداری
survey نقشه برداری
exploitation بهره برداری
rip-off کلاه برداری
swindle کلاه برداری
rip-offs کلاه برداری
flying levels خط تراز نقشه برداری
snatching وزنه برداری یکضرب
snatches وزنه برداری یکضرب
gross f. کلاه برداری بزرگ
snatch وزنه برداری یکضرب
snatched وزنه برداری یکضرب
utilizes بهره برداری کردن
royalties حق بهره برداری از چیزی
machining time زمان براده برداری
machining requirments شرایط براده برداری
machining method روش براده برداری
machinable قابل براده برداری
duplicators ماشین نسخه برداری
leveling staff ژالون نقشه برداری
royalty حق بهره برداری از چیزی
tapping بهره برداری کردن از
surveying مساحی نقشه برداری
surveying نقشه برداری ممیزی
duplicator ماشین نسخه برداری
incline bench تخته وزنه برداری
i know you by your walk من شما را از گام برداری
machinability قابلیت براده برداری
ground survey نقشه برداری زمینی
autopolling خود نمونه برداری
crazing ترک برداری سطحی
core drilling نمونه برداری با مته
copying test ازمون نسخه برداری
defrauds کلاه برداری کردن
cinematograph دوبین فیلم برداری
tapped بهره برداری کردن از
chain survey نقشه برداری زنجیری
defrauding کلاه برداری کردن
calking mallet ابزار زفت برداری
cadastral survey نقشه برداری زمینی
bottle silt sampler نمونه برداری با بطری
tap بهره برداری کردن از
base cover عکس برداری اولیه
bed load sampling نمونه برداری از بار کف
auger مته نمونه برداری
defrauded کلاه برداری کردن
defraud کلاه برداری کردن
field survey نقشه برداری زمینی
gang مشی گام برداری
utilizing بهره برداری کردن
emergency operation بهره برداری اضطراری
gangs مشی گام برداری
dynamic dump نسخه برداری پویا
utilize بهره برداری کردن
utilising بهره برداری کردن
obediently از روی فرمان برداری
disk duplication نسخه برداری از دیسک
disk copying نسخه برداری از دیسک
excavation گود برداری حفره
aerial survey نقشه برداری هوایی
utilises بهره برداری کردن
utilised بهره برداری کردن
biased sampling نمونه برداری غیرتصادفی
source listing لیست برداری منبع
split spoon قاشق نمونه برداری
stencil plate الگوی نقشه برداری
stock talking سیاهه برداری از موجودی
survey control کنترل نقشه برداری
dump انباشت نسخه برداری
survey land نقشه برداری زمین
vector space فضای برداری [ریاضی]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com