English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
sacristy محل نگاهداری فروف مقدسه کلیسا
Other Matches
sacrist متصدی نگهداری فروف مقدسه کلیسا
sacristan متصدی حفافت فروف مقدسه کلیسا
palmer زوار امکنه مقدسه که دو برگ خرما را صلیب وار به امکنه مقدسه حمل میکنند
exonarthex [هشتی ورودی کلیسا خارج از نمای اصلی کلیسا]
prebendary دریافت مقرری از کلیسا وفیفه خوار کلیسا
sacred books کتب مقدسه
elder ارشد کلیسا شیخ کلیسا
sacrilege سرقت ازاماکن مقدسه
sacrilege سرقت اشیاء مقدسه
pilgrimages زیارت اعتاب مقدسه سفر
pilgrimage زیارت اعتاب مقدسه سفر
take sanctuary پناهنده شدن به اماکن مقدسه
lection درس یا ایات منتخبه از کتب مقدسه
subsistence نگاهداری
keep نگاهداری
retention نگاهداری
internment نگاهداری
keeps نگاهداری
support نگاهداری
maintenance نگاهداری
poise ثبات نگاهداری
holds چسبیدن نگاهداری
hold چسبیدن نگاهداری
normal maintenance نگاهداری بهنجار
maintainable قابل نگاهداری
irretentive ناتوان در نگاهداری
term of maintenance مهلت نگاهداری
retentiveness نیروی نگاهداری
term of maintenance دوره نگاهداری
to give support to نگاهداری کردن
baby sit از بچه نگاهداری کردن
gasholder محفظه نگاهداری گاز
retainers حکم نگاهداری و ضبط
baby-sitting از بچه نگاهداری کردن
baby-sits از بچه نگاهداری کردن
baby-sit از بچه نگاهداری کردن
baby-sat از بچه نگاهداری کردن
gasholders محفظه نگاهداری گاز
retainer حکم نگاهداری و ضبط
vivarium جای نگاهداری جانوران زمینی
poor rate مالیات برای نگاهداری بی نوایان
nursery محل نگاهداری اطفال شیرخوار
nurseries محل نگاهداری اطفال شیرخوار
olericulture سبزی فروشی فراوردن و نگاهداری سبزیجات
ossuary فرف مخصوص نگاهداری استخوانهای مرده
warrens جای نگاهداری خرگوش وجانوران دیگر
warren جای نگاهداری خرگوش وجانوران دیگر
bandbox جعبهء مقوایی مخصوص نگاهداری کلاه
utensils فروف
utensil فروف
china فروف چینی
flat silver فروف نقره
earthenware فروف سفالی
enamelware فروف لعابی
communicationg vessels فروف مرتبط
pottery فروف سفالین
crockery فروف گلی
pottery فروف سفالی
glassware فروف شیشه
porcelain فروف چینی
silverware فروف نقره
chinaware فروف چینی
tableware فروف سفره
flatware فروف مسطح
ironware فروف سخت
silver vessels فروف نقره
hard ware فروف فلزی
silver vessels فروف سیمین
glass vessels فروف شیشهای
flatware فروف لب تخت
ironware فروف اهنی
tinware فروف حلبی
kitchenware فروف اشپزخانه
glass ware فروف شیشه
cupboards گنجه فروف غذاوغیره
lusterware فروف سفالین براق
cupboard گنجه فروف غذاوغیره
serviced یکدست فروف اثاثه
service یکدست فروف اثاثه
pewter مفرغ فروف مفرغی
stemware فروف پایه دار
earthenware فروف گلی گل سفالی
kitchen utensils فروف واسباب اشپزخانه
ceramist سازنده فروف سفالین
dish drier خشک کننده فروف
ceramicist سازنده فروف سفالین
flatware فروف نقرهای سر میز
highboy کمدیا اشکاف فروف
enamelware فروف میناکاری شده
livery stable اصطبل مخصوص کرایه دادن اسب یا نگاهداری اسبهای دیگران
batted لعاب مخصوص فروف سفالی
bats لعاب مخصوص فروف سفالی
bat لعاب مخصوص فروف سفالی
mess kit جعبه فروف سرباز یا مسافر
mess gear جعبه فروف سرباز یا مسافر
graniteware فروف اهنی لعاب داراشپزخانه
adhesive for porcelain چسب برای فروف چینی
stoneware فروف سفالین سنگ نما
scullery جای شستن فروف کثیف اشپزخانه
kitchen cabinet اشکاف یا گنجه مخصوص فروف اشپزخانه
lambrequin نقوش رنگی حاشیه فروف چینی
sculleries جای شستن فروف کثیف اشپزخانه
bookend تخته یاچیز دیگری که درانتهای ردیف کتب برای نگاهداری انهامی گذارند
bookends تخته یاچیز دیگری که درانتهای ردیف کتب برای نگاهداری انهامی گذارند
queen's ware فروف لعابی انگلیسی که خامهای رنگ هستند
sgraffito تزئینات هنری روی فروف سفالین وغیره
flying shore تیر چوبی افقی جهت نگاهداری دو دیوار مقابل هم که بطور موقت نصب میشود
steel wool براده فولاد برای صیقل دادن یاپاک کردن فروف
scullery اطاق کوچک نزدیک اشپزخانه برای نگاهداشتن فروف وکارد وچنگال
sculleries اطاق کوچک نزدیک اشپزخانه برای نگاهداشتن فروف وکارد وچنگال
dunnage کاه وپوشال ومواد سبکی که لای فروف ومال التجاره می گذارند تا از اسیب مصون بماند
refresh buffer یک مکان حافظه موقت که درهنگام تازه کردن یک صفحه تصویر اصلاعات نمایش صفحه را نگاهداری میکند
churchgoer کلیسا رو
church کلیسا
churches کلیسا
bethel کلیسا
churchgoers کلیسا رو
kirk کلیسا
stair towers turrets کلیسا
tympanon جبهه کلیسا
tympanum جبهه کلیسا
lay reader قاری کلیسا
undercroft اتاق کلیسا
transepts جناح کلیسا
ambulacrum صحن کلیسا
kirk به کلیسا رفتن
steeples برج کلیسا
crypt سرداب کلیسا
kirkman عضو کلیسا
nave portal مدخل کلیسا
transept بازویی کلیسا
churchmen نگهبان کلیسا
churchman نگهبان کلیسا
transepts بازویی کلیسا
presbyter شیخ کلیسا
ostiary دربان کلیسا
nave رواق کلیسا
ecclesiastical منسوب به کلیسا
churchyards حیاط کلیسا
churchyards حصار کلیسا
naves رواق کلیسا
territoriality کلیسا سالاری
churchyard حیاط کلیسا
churchyard حصار کلیسا
tympan جبهه کلیسا
transept جناح کلیسا
territorialism کلیسا سالاری
steeple برج کلیسا
croude سرداب کلیسا
crowd سرداب کلیسا
churchly مربوط به کلیسا
crowde سرداب کلیسا
double church کلیسا دو طبقه
Ecclesilogy کلیسا شناسی
chapelry حوزه کلیسا
steeples مناره کلیسا
steeple مناره کلیسا
sextons خادم کلیسا
congregation حضاردر کلیسا
congregations حضاردر کلیسا
croud سرداب کلیسا
sexton خادم کلیسا
chancel محراب کلیسا
god's acre محوطه کلیسا
blind storey تریبون کلیسا
crypts سرداب کلیسا
facing the church روبروی کلیسا
camarin معبد در کلیسا
ante-church پیش ناو کلیسا
crossing tower برج تقاطع در کلیسا
aumbry [تورفتگی در دیوار کلیسا]
back-aisle راهرو پشت کلیسا
altar-table میز مقدس در کلیسا
cross-aisle [گوشواره عرضی کلیسا]
chancelor جداره مشبک [کلیسا]
the church e. سازمان قانونی کلیسا
chancel-rail دیواره مشبک [کلیسا]
chancel-rail نرده مشبک [کلیسا]
chancel-arch قوسی شبستان کلیسا
epi [مناره مخروطی کلیسا]
tazza سنگاب بزرگ کلیسا
esonarthex [هشتی ورودی کلیسا]
cathedra [صندلی اسقف در کلیسا]
helm [تاج مخروطی کلیسا]
presbyter کشیش سرپرست کلیسا
shepherdesses شبان کلیسا که زن باشد
Dean رئیس کلیسا یادانشکده
chanter سرود خوان کلیسا
narthex هشتی ورودی کلیسا
narthex ایوان غربی کلیسا
bans اعلان ازدواج در کلیسا
spire تاجک مخروطی کلیسا
church warden متصدی دارایی کلیسا
shepherdess شبان کلیسا که زن باشد
ban اعلان ازدواج در کلیسا
spires تاجک مخروطی کلیسا
parament تزئینات اویختنی کلیسا
parvis حیاط یا دیوارجلو کلیسا
pastorate مقام شبانی کلیسا
belfry برج ناقوس کلیسا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com