English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
warren محل نگهداری حیوانات وحشی
warrens محل نگهداری حیوانات وحشی
Other Matches
wildlife حیوانات وحشی
reclaim animal حیوانات وحشی تربیت شده
diana الههء ماه وشکار حیوانات وحشی
vivary جای نگهداری حیوانات یا محل صید ماهی
brutify وحشی یا حیوان صفت کردن وحشی شدن
wild fowl مرغان وحشی پرندگان وحشی
corrective maintenance نگهداری همراه با تعمیروسیله نگهداری تعمیراتی ورفع عیب
maintenance تعمیر و نگهداری نگهداری وسایل
ferae naturae وحشی ذاتا وحشی
lore حیوانات
foal توله حیوانات
home range جایگاه حیوانات
foals توله حیوانات
bestiality جماع با حیوانات
venery حیوانات شکارشونده
put away <idiom> کشتن حیوانات
zoolatry پرستش حیوانات
rodentia حیوانات قراضه
fauna حیوانات یک اقلیم
buggery with animals جماع با حیوانات
breeding پرورش حیوانات
zootomy تشریح حیوانات
chit توله حیوانات
chits توله حیوانات
dung مدفوع حیوانات
feedstuff خوراک حیوانات
domestic animals حیوانات اهلی
stray animals حیوانات ضاله
pedication عمل جنسی با حیوانات
bulls حیوانات نر بزرگ فرمان
bull حیوانات نر بزرگ فرمان
zootechnical وابسته به فن تربیت حیوانات
make friends <idiom> رفاقت با حیوانات ومردم
farm پرورشگاه حیوانات اهلی
farmed پرورشگاه حیوانات اهلی
farms پرورشگاه حیوانات اهلی
forepaw پنجه دست حیوانات
woodnote صدای حیوانات جنگل
big game شکار حیوانات بزرگ
damage feasant خسارت ناشی از حیوانات
soilage علف تازه علوفه حیوانات
pen حیوانات اغل خانه ییلاقی
zoomorphic [استفاده از نقوش حیوانات در فرش]
penned حیوانات اغل خانه ییلاقی
acron قسمت قدامی حیوانات بنددار
sweetbread تیموس حیوانات جوان دنبلان
parkas نیم تنه پوست حیوانات
squamation پوشش فلسی شکل حیوانات
mane یال [حیوانات و جانور شناسی]
crest یال [حیوانات و جانور شناسی]
beaver سگ آبی [حیوانات و جانور شناسی]
pens حیوانات اغل خانه ییلاقی
penning حیوانات اغل خانه ییلاقی
privilegium حق تقدم در شکار حیوانات اهلی
taxidermy پرکردن پوست حیوانات با کاه وغیره
zoon هر یک از حیوانات منفرد متعلق به حیوان مرکب
blasetocyst جنین تکامل یافته حیوانات پستاندار
gasteropod حیوانات ناعمه خانواده راب یاحلزون
home range جای محدود برای فعالیت حیوانات
exuviae پوشش یا پوست حیوانات پس از انداخته شدن
upland game پرندگان و حیوانات کوچم شکاری در ارتفاعات
veterinarian پزشک حیوانات در ارتش دامپزشک رشته دامپزشکی
fluor مایعات بدن حیوانات مواد فلورین دار
dicker مبادله کردن پوست حیوانات معامله جنسی
animalist مصور حیوانات معتقد به حیوان صفتی انسان
zoomorphism استعمال اشکال حیوانات در هنربعنوان علائم مخصوص
zoomorphism تجسم خدا یا خدایان بشکل حیوانات پست
forequarter ربع قدامی خارجی بدن یالاشه حیوانات
taxidermist ویژه گر پر کردن پوست حیوانات باکاه وغیره
veterinarians پزشک حیوانات در ارتش دامپزشک رشته دامپزشکی
small game پرندگان و حیوانات کوچک که برای تفریح شکار می شوند
zootechnician کارشناس تربیت حیوانات ویژه گر اهلی کردن جانوران
ruttish وحشی
sylvatic وحشی
barbaric وحشی
savage وحشی
undaunted وحشی
unshaped وحشی
ruffian وحشی
feral وحشی
truculent وحشی
ruffians وحشی
savaging وحشی
unshapen وحشی
unmannerly وحشی
ungovernable وحشی
savages وحشی
Gothic وحشی
savaged وحشی
rambunctious وحشی
barbarous وحشی
wilds وحشی
wild وحشی
hare brained وحشی
gris وحشی
wildest وحشی
boarish وحشی
anthropophagus وحشی
uncivilized وحشی
ferocious وحشی
ferine وحشی
poundage وزن چیزی برحسب پوند یا رطل محصور سازی حیوانات
brutalizes وحشی شدن
cheetah یوزپلنگ وحشی
wildcats گربه وحشی
cheetahs یوزپلنگ وحشی
buffaloes گاو وحشی
parsnips زردک وحشی
buffalo گاو وحشی
brutalizing وحشی شدن
brutalized وحشی شدن
tiger cat گربه وحشی
brutalised وحشی شدن
brutalises وحشی شدن
mallards اردک وحشی
brutalising وحشی شدن
brutalize وحشی شدن
mallard اردک وحشی
saracen کافر وحشی
uncivilly وحشی بی ادب
wildcat گربه وحشی
feral child کودک وحشی
bullock گوساله وحشی
fellness وحشی گری
farouche وحشی صفت
wildfowl اردک وحشی
semi barbarian نیم وحشی
gothicism وحشی گری
wildness وحشی گری
parsnip هویج وحشی
parsnip زردک وحشی
parsnips هویج وحشی
uncivil وحشی بی ادب
wildling حیوان وحشی
mustang اسب وحشی
wild rice برنج وحشی
manlike جنس نر وحشی
charlock خردل وحشی
savaging وحشی کردن
savaging وحشی شدن
onion couch یکجور جو وحشی
on the same p as the savages درترازو وحشی ها
Wild West غرب وحشی
barbarise وحشی کردن
bullocks گوساله وحشی
bestiality وحشی گری
barbarize وحشی کردن
onion grass یکجور جو وحشی
imbrute وحشی شدن
headaches خشخاش وحشی
headache خشخاش وحشی
grosser وحشی توده
savaged وحشی کردن
savaged وحشی شدن
grossed وحشی توده
toadflax کتان وحشی
gross وحشی توده
savage وحشی کردن
savage وحشی شدن
grosses وحشی توده
savages وحشی کردن
savages وحشی شدن
grossest وحشی توده
grossing وحشی توده
horsemint نعناع وحشی
fish story ماهی خشک وخورد شده که بمصرف کود وغذای حیوانات میرسد
biomorph [فرم پایه در موضوعات زنده مانند طراحی حیوانات، انسانها یا جانورشناسی]
fish meal ماهی خشک وخورد شده که بمصرف کود وغذای حیوانات میرسد
perfection of savagery کمال وحشی گری
brutal حیوان صفت وحشی
mallards نوعی مرغابی وحشی
leopard پلنگ گربه وحشی
barbarise وحشی گری کردن
brent یکجورغاز وحشی کوچک
gooseberry bush درخت انگور وحشی
leopards پلنگ گربه وحشی
madcap ادم بی پروا و وحشی
greylag غاز وحشی اروپایی
caprifig درخت انجیر وحشی
barbarize بیگانه یا وحشی شدن
mallard نوعی مرغابی وحشی
perfection of savagery نهایت وحشی گری
ferocity وحشی گری سبعیت
sheldrake اردک وحشی دریایی
styrax بوته وحشی جاوی
troglodyte انسانهای غارنشین وحشی
the african savages وحشی های آفریقا
buff گاو وحشی زردنخودی
buffs گاو وحشی زردنخودی
wild beasts جانوران وحشی وحوش
feral حیوان شکاری وحشی
marihuana تنباکوی وحشی بیابانی
wild parsley انواع هویج وحشی
marijuana تنباکوی وحشی بیابانی
barbarians ادم وحشی یابربری
ruffianly گردن کلفت وحشی
barbarian ادم وحشی یابربری
wildfowler شکارچی غاز وحشی
biogeography رشتهای از زیست شناسی که درباره طرزانتشار و پخش حیوانات ونباتات بحث میکند
polecats موش خرمای وحشی اروپایی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com