English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 166 (8 milliseconds)
English Persian
aggrieved محنت رسیده مغموم
Other Matches
grieved مغموم
doleful مغموم
toiling محنت
toiled محنت
toil محنت
tribulations محنت
painful محنت زا
tribulation محنت
bales محنت
pain محنت
paining محنت
pains محنت
dolorous محنت زا
roughing محنت
bale محنت
hardships محنت
hardship محنت
afflicted محنت زده
afflictedness محنت زدگی
affiction مصیبت محنت
heart broken محنت زده
sorrow stricken محنت زده
distress محنت تنگدستی
distresses محنت تنگدستی
baleful محنت بار
woeful غمگین محنت زده
haze گرفته بودن مغموم بودن
distress مضطرب کردن محنت زده کردن
distresses مضطرب کردن محنت زده کردن
headed رسیده
mellow رسیده
mellowed رسیده
mellowing رسیده
ripe رسیده
riper رسیده
ripest رسیده
mellows رسیده
consummating رسیده
consummates رسیده
consummated رسیده
consummate رسیده
overripe بسیار رسیده
maturation رسیده شدن
culminant باوج رسیده
fullest بالغ رسیده
full بالغ رسیده
approved <adj.> <past-p.> به تایید رسیده
knee high بزانو رسیده
in wards کالای رسیده
floor length رسیده بکف
overdue موعد رسیده
ripely بطور رسیده
full-fledged بالغ رسیده
full fledged بالغ رسیده
climactic باوج رسیده
jack in office رسیده است
approvingly به تایید رسیده
approved به تایید رسیده
Inc به ثبت رسیده
over ripe زیاد رسیده
new arrived تازه رسیده
in :رسیده امده
in- :رسیده امده
new come تازه رسیده
agreed <adj.> <past-p.> به تایید رسیده
allowed <adj.> <past-p.> به تایید رسیده
authorised [British] <adj.> <past-p.> به تایید رسیده
passed <adj.> <past-p.> به تایید رسیده
importing کالای رسیده
imported کالای رسیده
import کالای رسیده
It's time وقتش رسیده که
authorized <adj.> <past-p.> به تایید رسیده
intersection point نقطه بهم رسیده
Did it ever occur to you that … تا کنون بفکرت رسیده که ...
inwards واردات کالای رسیده
I am fed up to the back teeth . I cant stomack it any more. جانم به لبم رسیده
on end <idiom> بنظر به پایان رسیده
letterbox جعبهی نامههای رسیده
jumped-up تازه به دوران رسیده
elvis has left the building <idiom> [نمایش به اتمام رسیده]
saturant بحد اشباع رسیده
raised to the purple بپایه مترانی رسیده
nouveaux-riches تازه بدوران رسیده
nouveau-riche تازه بدوران رسیده
pensionable وقت بازنشستگی رسیده
ripened رسیده کردن یاشدن
grown رسیده جوانه زده
letterboxes جعبهی نامههای رسیده
ripening رسیده کردن یاشدن
evaluations ارزیابی اخبار رسیده
antemortem مرگ زود رسیده
ripens رسیده کردن یاشدن
nouveau riche تازه بدوران رسیده
parvenus تازه بدوران رسیده
indent سفارش رسیده از خارج
indenting سفارش رسیده از خارج
indents سفارش رسیده از خارج
bequest ارثی که بنابوصیت رسیده
bequests ارثی که بنابوصیت رسیده
parvenu تازه بدوران رسیده
confirmation تایید ازاطلاعات رسیده
ripen رسیده کردن یاشدن
evaluation ارزیابی اخبار رسیده
stricken محنت زده مصیبت زده
it was at its height به منتهای درجه رسیده بود
if i had brains <idiom> اگر عقلم رسیده بود
perfects کاملا رسیده تکمیل کردن
perfecting کاملا رسیده تکمیل کردن
perfected کاملا رسیده تکمیل کردن
perfect کاملا رسیده تکمیل کردن
paprika میوه رسیده فلفل قرمز
the story is at an end استان به پایان رسیده است
he has been put to his trumps کاردبه استخوانش رسیده است
paprica میوه رسیده فلفل قرمز
patentee ذینفع اختراع به ثبت رسیده
it is high time to go وقت رفتن رسیده است
feed water اب رسیده به دیگ بخار ناو
it is time i was going وقت رفتن من رسیده است
syngraph تنظیم کنندگان رسیده باشد
he is up a gum tree کاردبه استخوانش رسیده است
i am nat my last shifts کارد به استخوانم رسیده است
embryonic membrane ساختمانی که ازتخم رسیده مشتق میشود
backtell ابلاغ دستورات رسیده از رده بالا
irreducibility حالت چیزیکه به کمینه رسیده و از ان دیگرکمترنمیشود
haricots دانههای رسیده یانارس لوبیای سبز
haricot دانههای رسیده یانارس لوبیای سبز
heirlooms دارایی منقولی که بارث رسیده باشد
heirloom دارایی منقولی که بارث رسیده باشد
upstarts تازه بدوران رسیده ادم متکبر
upstart تازه بدوران رسیده ادم متکبر
Has a letter arrived for me? آیا برای من نامه ای رسیده است؟
things have come to a pretty pass کار بجای باریک رسیده است
the bill of has come to mature وعده پرداخت برات رسیده است
I have just received your letter. کاغذت تازه به دستم رسیده است
the bill has come to maturity وعده پرداخت برات رسیده است
demand frequency نواخت تکرار درخواستها تعداد درخواستهای رسیده
I wI'll show you! Who do you think you are ?I know how to handle (treat) people like you ! خیال کردی! خیالت رسیده ! ( درمقام تهدید )
semifinalist کسیکه بمرحله مسابقات نیمه نهایی رسیده
young people دخترها و پسرهایی که بسن ازدواج رسیده اند
ground waves امواج سطحی رسیده به رادار یادستگاههای مخابراتی
It's time to prepare the meal. وقتش رسیده است که غذا را آماده کنیم.
priming استر کاری چیدن برگ رسیده تنباکو
Now it is about time to head home! الان وقتش رسیده به خانه برویم [بروم] !
centralized items اقلامی که دستور کنترل توزیع تمرکزی ان رسیده
carpetbagger تازه بدوران رسیده وفاسد مسافر خورجین دار
brie پنیر نرمی که بوسیله کفک رسیده شده باشد
dowager بیوه زنی که دارایی ازشوهرش به او ارث رسیده باشد
carpetbaggers تازه بدوران رسیده وفاسد مسافر خورجین دار
aposteriori از معلول بعلت رسیده از مخلوق بخالق پی برده استنتاجی
dowagers بیوه زنی که دارایی ازشوهرش به او ارث رسیده باشد
dowager بیوه زنی که از شوهرش باودارایی یا مقامی بارث رسیده باشد
nonagium عشر ماترک متوفی که به کشیش کلیسای محل می رسیده است
dowagers بیوه زنی که از شوهرش باودارایی یا مقامی بارث رسیده باشد
exponents شمارهای که توانی که عدد پایه به آن توان رسیده است بیان میکند
exponent شمارهای که توانی که عدد پایه به آن توان رسیده است بیان میکند
ends نشانهای در ماشین تایپ برای نمایش اینکه کاغذ به انتها رسیده است
end نشانهای در ماشین تایپ برای نمایش اینکه کاغذ به انتها رسیده است
ended نشانهای در ماشین تایپ برای نمایش اینکه کاغذ به انتها رسیده است
hot valve clearance فاصله کوچک بین ساقه سوپاپ و اسبک هنگامی که تمام قطعات موتور بدمای کاری رسیده اند
interpretations تفسیر اخبار واطلاعات رسیده تفسیر عکس ترجمه کردن
interpretation تفسیر اخبار واطلاعات رسیده تفسیر عکس ترجمه کردن
things have come to a pretty کاربجای باریک رسیده است کارو بار خراب است
chocked nozzle خروجی موتور جت که سرعت جریان گازهای خروجی دران به سرعت صوت رسیده است
registered capital سرمایه به ثبت رسیده سرمایه ثبت شده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com