Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
back room
محوطه بین خط پایانی ودیوار
Other Matches
taxiway
محوطه حرکت هواپیماها برای گرم شدن محوطه تاکسی کردن
open storage
انبار کردن کالاها در محوطه باز انبارداری در محوطه روباز
trailer
گیاهی که بزمین یا در ودیوار میچسبد
trailers
گیاهی که بزمین یا در ودیوار میچسبد
billboard
هرقسمت از نرده ودیوار که روی ان اعلان نصب شود
billboards
هرقسمت از نرده ودیوار که روی ان اعلان نصب شود
Open-plan
<adj.>
سالن باز، محوطه وسیع، ساختمانی که هرطبقه آن فقط دارای یک محوطه وسیع است و اتاق ندارد
apron
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
aprons
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
clear way
محوطه بالاکشیدن هواپیما محوطه کندن هواپیما از زمین
machinery space
محوطه موتورخانه ناو محوطه ماشین الات ناو
classification yard
محوطه مانور قطارها محوطه تقسیم مسیر قطارها
illimitableness
بی پایانی
consummatory
پایانی
terminal
پایانی
terminals
پایانی
finals
پایانی
termination
پایانی
final
پایانی
immeasurability
بی پایانی
immeusurableness
بی پایانی
immeasurableness
بی پایانی
illimitability
بی پایانی
termial
پایانی
termination stage
مرحله پایانی
termination phase
مرحله پایانی
semi-final
نیم پایانی
consummatory stimulus
محرک پایانی
termial depression
افسردگی پایانی
end link
حلقه پایانی
terminal symbol
علامت پایانی
semifinal
نیم پایانی
nonterminal
غیر پایانی
reliability index
نمایه پایانی
terminal unit
واحد پایانی
game point
امتیاز پایانی
terminal error
خطای پایانی
terminal insomnia
بیخوابی پایانی
terminal stimulus
محرک پایانی
terminal organ
اندام پایانی
consummatory response
پاسخ پایانی
end pleasure
لذت پایانی
end point
نقطه پایانی
end spurt
جهش پایانی
terminal reinforcement
تقویت پایانی
final cinditions
شرایط پایانی
final state
حالت پایانی
end action
عمل پایانی
terminal symbol
نماد پایانی
terminal threshold
استانه پایانی
a never-ending job
کار بی پایانی
afterword
سخن پایانی
terminal
پایانه پایانی
terminals
پایانه پایانی
twentyfive yard line
خط 52 یاردی موازی خط پایانی
krause's end bulbs
پیازهای پایانی کراوس
semi-final
مسابقات نیم پایانی
final boiling point
نقطه جوش پایانی
home stretch
گام های پایانی
nonterminal symbol
نماد غیر پایانی
terminal and stay resident program
برنامه مقیم پایانی ایستا
tsr
برنامه مقیم پایانی ایستا
no-man's land
منطقه بین خط سرویس و خط پایانی
playoff
مسابقهی پایانی برای تعیین تیم قهرمان
playoffs
مسابقهی پایانی برای تعیین تیم قهرمان
go baseline
حرکت کردن در امتداد خط پایانی برای دریافت پاس
floats
ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
floated
ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
float
ذخیره کردن انرژی برای سرعت گرفتن پایانی
zones
محوطه
zone
محوطه
ground
محوطه
precincts
محوطه
precinct
محوطه
space
محوطه
spaces
محوطه
areas
محوطه
area
محوطه
ward
محوطه
hawed
محوطه
compounded
: محوطه
hawing
محوطه
haws
محوطه
compound
محوطه
compounded
محوطه
compounds
: محوطه
haw
محوطه
compounds
محوطه
enclosure
محوطه
compound
: محوطه
enclosures
محوطه
wards
محوطه
garth
محوطه
cubby
محوطه مکعب
run way
محوطه فرود
out port
بندرخارج از محوطه
runout
محوطه دویدن
stockyard
محوطه دامداری
dock yard
محوطه بارانداز
goal crease
محوطه دروازه
environment architecture
معماری محوطه
freeze space
محوطه سردخانه
god's acre
محوطه کلیسا
lot
قرعه محوطه
enceinte
محوطه قلعه
embarkation area
محوطه بارگیری
dock yard
محوطه لنگرگاه
clear way
محوطه صعود
buffer distance
محوطه امنیت
area of visibility
محوطه دید
area of probability
محوطه احتمالات
courtyard
محوطه محصور
apron
محوطه بارگیری
penalty areas
محوطه پنالتی
penalty area
محوطه پنالتی
aprons
محوطه بارگیری
lawn
محوطه چمن
lawns
محوطه چمن
farmyards
محوطه مزرعه
farmyard
محوطه مزرعه
ambit
وسعت محوطه
closest
چهاردیواری محوطه
close
چهاردیواری محوطه
closer
چهاردیواری محوطه
Inc
مخفف محوطه
yard man
متصدی محوطه
runs
ترتیب محوطه
cincture
حلقه محوطه
yard
محوطه یا میدان
chill space
محوطه سردخانه
yard
حیاط محوطه
yards
محوطه یا میدان
run
ترتیب محوطه
closes
چهاردیواری محوطه
yards
حیاط محوطه
trap
محوطه کوچک
quarterdeck
محوطه تشریفات ناو
magazine space
محوطه زاغه مهمات
loculus
محوطه یاحفره کوچک
sites
محل محوطه کار
outdoor lighting fixtures
چراغهای روشنائی محوطه
side lines
محوطه بیرون از خط کناری
impark
در محوطه نگاه داشتن
parking
محوطه پارک کردن
quarterdecks
محوطه تشریفات ناو
run way
محوطه دویدن هواپیما
fabrique
[ساختمانی در محوطه باغ]
plainer
میدان یا محوطه جنگ
plains
میدان یا محوطه جنگ
cubbyhole
محوطه کوچک ومحصور
landscape architecture
معماری محوطه سازی
catcher's box
محوطه مخصوص توپگیر
chill space
محوطه سرد انبار
backcourt
محوطه پشت یک سوم
back judge
داور در محوطه دفاعی
back boundary line
محوطه پشت خط سرویس
area of uncertainity
محوطه عدم امنیت
plain
میدان یا محوطه جنگ
ward
حیاط محوطه زندان
site
محل محوطه کار
wards
حیاط محوطه زندان
sited
محل محوطه کار
holding ground
محوطه نگهدارنده لنگر
plainest
میدان یا محوطه جنگ
re entry vehicle
نوعی رسانگرهای فضایی که برای ورود به اتمسفر زمین در بخش پایانی مسیر خودطراحی شده اند
tree farm
محوطه درخت کاری جنگل
tank farm
محوطه مخازن نفت وغیره
ping pong court
محوطه بازی پینگ پنگ
pickup field
محوطه سوار شدن درهواپیما
front court
محوطه جلو خط سرویس اسکواش
arresting system runout
محوطه دویدن سیستم مهارهواپیما
net
محوطه تمرین محصوربا تور
departure end
انتهای محوطه دویدن هواپیما
nets
محوطه تمرین محصوربا تور
clearance inwards
ورود کشتی به محوطه گمرک
nett
محوطه تمرین محصوربا تور
broken field
محوطه دفاعی فراسوی خط تجمع
border break
ادامه محوطه نقشه تا حاشیه ان
arresting sheave span
محوطه ریل و سرسره مهارهواپیما
batter's box
محوطه مستطیل نزدیک پایگاه
base hit
ضربه به داخل محوطه باامتیاز
gully
محوطه کنار و کمی عقبترازمیله ها
gulleys
محوطه کنار و کمی عقبترازمیله ها
outer fix
محوطه توقف خارجی هواپیما
outland
زمینهای خارج از محوطه ملک
loculus
محوطه یا قسمت کوچک اطاقک
gullies
محوطه کنار و کمی عقبترازمیله ها
yardmaster
رئیس محوطه بارانداز راه اهن
regions
محوطه بسیار وسیع وبی انتها
ball hawk
مدافع خوب بازیگر در محوطه دوردست
open ice
قسمتی از محوطه بازی که حریف در ان نیست
land scaping
محوطه سازی و ایجاد فضای سبز
navy yard
محوطه مخصوص لنگر اندازی ناوگان
embarkation area
محوطه سوار شدن در کشتی یاخودرو
region
محوطه بسیار وسیع وبی انتها
covered position
محوطه تحت پوشش موضع مخفی
marshalling yard
محوطه تفکیک و دسته بندی کالاها
Green architecture
[ساختمان با محوطه هایی با مناظر بدیع]
holding station
محوطه نگهداری زخمیها وبیماران بطور موقت
Genius Loci
نابغه
[واژه لاتین در معماری یا محوطه سازی]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com