Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (5 milliseconds)
English
Persian
back boundary line
محوطه پشت خط سرویس
Search result with all words
front court
محوطه جلو خط سرویس اسکواش
squash tennis
بازی شبیه به اسکواش درهمان محوطه بین 2 نفر که امتیاز فقط بوسیله سرویس کننده به دست می اید و توپ وراکت فرق دارند
Other Matches
taxiway
محوطه حرکت هواپیماها برای گرم شدن محوطه تاکسی کردن
open storage
انبار کردن کالاها در محوطه باز انبارداری در محوطه روباز
Open-plan
<adj.>
سالن باز، محوطه وسیع، ساختمانی که هرطبقه آن فقط دارای یک محوطه وسیع است و اتاق ندارد
aprons
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
apron
محوطه اسفالت مقابل اشیانه هواپیما محوطه بارگیری هواپیما
classification yard
محوطه مانور قطارها محوطه تقسیم مسیر قطارها
machinery space
محوطه موتورخانه ناو محوطه ماشین الات ناو
clear way
محوطه بالاکشیدن هواپیما محوطه کندن هواپیما از زمین
broadband ISDN
سرویس ارسال داده سریع که به داده و صوت اجازه ارسال در یک شبکه گسترده میدهد در حال حاضر سیستمهای Asynchronous Transfer Mode Multimegabit Data Services دو نوع از این سرویس هستند
let
سرویس خطا سرویس بد
letting
سرویس خطا سرویس بد
lets
سرویس خطا سرویس بد
lob serve
سرویس قوسدار بلند سرویس هوایی قوسدار
fault
خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
faulted
خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
faults
خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
out side
دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
precinct
محوطه
haw
محوطه
compounds
محوطه
areas
محوطه
garth
محوطه
ground
محوطه
space
محوطه
spaces
محوطه
zone
محوطه
zones
محوطه
precincts
محوطه
wards
محوطه
hawed
محوطه
compound
: محوطه
compound
محوطه
area
محوطه
hawing
محوطه
compounded
: محوطه
haws
محوطه
compounded
محوطه
ward
محوطه
compounds
: محوطه
enclosure
محوطه
enclosures
محوطه
farmyards
محوطه مزرعه
lawn
محوطه چمن
ambit
وسعت محوطه
lawns
محوطه چمن
apron
محوطه بارگیری
environment architecture
معماری محوطه
freeze space
محوطه سردخانه
close
چهاردیواری محوطه
closer
چهاردیواری محوطه
closest
چهاردیواری محوطه
penalty areas
محوطه پنالتی
closes
چهاردیواری محوطه
run way
محوطه فرود
aprons
محوطه بارگیری
penalty area
محوطه پنالتی
trap
محوطه کوچک
run
ترتیب محوطه
yards
حیاط محوطه
yards
محوطه یا میدان
yard
حیاط محوطه
runs
ترتیب محوطه
yard
محوطه یا میدان
runout
محوطه دویدن
god's acre
محوطه کلیسا
goal crease
محوطه دروازه
courtyard
محوطه محصور
farmyard
محوطه مزرعه
out port
بندرخارج از محوطه
stockyard
محوطه دامداری
dock yard
محوطه لنگرگاه
embarkation area
محوطه بارگیری
Inc
مخفف محوطه
yard man
متصدی محوطه
area of probability
محوطه احتمالات
area of visibility
محوطه دید
cubby
محوطه مکعب
dock yard
محوطه بارانداز
lot
قرعه محوطه
chill space
محوطه سردخانه
cincture
حلقه محوطه
clear way
محوطه صعود
buffer distance
محوطه امنیت
enceinte
محوطه قلعه
serviced
سرویس
medical response dog
سگ سرویس
assistance dog
سگ سرویس
centermark
خط سرویس
after sales service
سرویس
service
سرویس
in-
خط سرویس
in
خط سرویس
service dog
سگ سرویس
service line
خط سرویس
fabrique
[ساختمانی در محوطه باغ]
landscape architecture
معماری محوطه سازی
backcourt
محوطه پشت یک سوم
wards
حیاط محوطه زندان
catcher's box
محوطه مخصوص توپگیر
cubbyhole
محوطه کوچک ومحصور
loculus
محوطه یاحفره کوچک
chill space
محوطه سرد انبار
magazine space
محوطه زاغه مهمات
parking
محوطه پارک کردن
plainer
میدان یا محوطه جنگ
ward
حیاط محوطه زندان
outdoor lighting fixtures
چراغهای روشنائی محوطه
side lines
محوطه بیرون از خط کناری
plains
میدان یا محوطه جنگ
plainest
میدان یا محوطه جنگ
plain
میدان یا محوطه جنگ
site
محل محوطه کار
sited
محل محوطه کار
sites
محل محوطه کار
area of uncertainity
محوطه عدم امنیت
quarterdeck
محوطه تشریفات ناو
impark
در محوطه نگاه داشتن
quarterdecks
محوطه تشریفات ناو
holding ground
محوطه نگهدارنده لنگر
run way
محوطه دویدن هواپیما
back judge
داور در محوطه دفاعی
kick serve
سرویس پیچشی
hand out
خطای سرویس
aditional service
سرویس اضافی
after sales service
سرویس خدماتی
letting
سرویس خطا
information service
سرویس اطلاعاتی
american twist
سرویس چرخشی
lets
سرویس خطا
let
سرویس خطا
backcourt
پشت خط سرویس
half court
زمین سرویس
air line
سرویس هوایی
telephone service
سرویس تلفن
serviced
سرویس کردن
underhand service
سرویس ساده
windmill service
سرویس چکشی
side out
خطای سرویس
service area
منطقه سرویس
cooking set
سرویس پخت و پز
service echelon
ردههای سرویس
service over
خطای سرویس
ace
امتیاز سرویس
service stairs
پلکان سرویس
sevice kick
ضربه سرویس
truckline
سرویس باربری
aces
امتیاز سرویس
service
بنگاه سرویس
lubritorium
چاله سرویس
service
سرویس کردن
serviced
بنگاه سرویس
cannon balls
سرویس چکشی
cannon ball
سرویس چکشی
short service line
خط سرویس کوتاه
arresting system runout
محوطه دویدن سیستم مهارهواپیما
arresting sheave span
محوطه ریل و سرسره مهارهواپیما
tree farm
محوطه درخت کاری جنگل
back room
محوطه بین خط پایانی ودیوار
base hit
ضربه به داخل محوطه باامتیاز
batter's box
محوطه مستطیل نزدیک پایگاه
border break
ادامه محوطه نقشه تا حاشیه ان
broken field
محوطه دفاعی فراسوی خط تجمع
clearance inwards
ورود کشتی به محوطه گمرک
tank farm
محوطه مخازن نفت وغیره
ping pong court
محوطه بازی پینگ پنگ
net
محوطه تمرین محصوربا تور
nett
محوطه تمرین محصوربا تور
departure end
انتهای محوطه دویدن هواپیما
outland
زمینهای خارج از محوطه ملک
outer fix
محوطه توقف خارجی هواپیما
nets
محوطه تمرین محصوربا تور
loculus
محوطه یا قسمت کوچک اطاقک
pickup field
محوطه سوار شدن درهواپیما
gullies
محوطه کنار و کمی عقبترازمیله ها
gully
محوطه کنار و کمی عقبترازمیله ها
gulleys
محوطه کنار و کمی عقبترازمیله ها
interrupt serrice routine
روال سرویس وقفه
field service
پشتیبانی سرویس رزمی
communications server
سرویس دهنده مخابراتی
out of hand serve
سرویس پایین دست
on line information service
سرویس اطلاعاتی مستقیم
duplicate service
سرویس خدماتی دوبله
odd court
زمین سرویس سمت چپ
wide area telephone service
سرویس تلفنی گسترده
dow jones/retrieval service
سرویس خبری دو جونز
in side
سمت سرویس زمین
service ace
امتیاز سرویس تنیس
railroad service
سرویس راه اهن
hand in
سمت زمین سرویس
left court
زمین سرویس سمت چپ
service court
محل فرود سرویس
hook service
سرویس برگردان والیبال
side out
خراب کردن سرویس
cumpuserve
سرویس اطلاعاتی کامپیوتر
intelligent building
[ساختمانی با سرویس هوشمند]
customer service technician
تکنسین سرویس مشتری
change of service
تعویض سرویس والیبال
servicing
سرویس کردن خودروها
outed
دریافت کننده سرویس
tea service
سرویس چای خوری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com