English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 122 (7 milliseconds)
English Persian
the court above محکمه بالاتر
Other Matches
forward tell انتقال دادن اطلاعات به ردههای بالاتر گزارش به مقام بالاتر
tribunal محکمه
forums محکمه
assize محکمه
forum محکمه
tribunals محکمه
court محکمه
uppers بالاتر
above بالاتر
higher بالاتر
superiors بالاتر
superior بالاتر
the above figures بالاتر
upper بالاتر
overshoots بالاتر از حد
overshooting بالاتر از حد
further up بالاتر
overshoot بالاتر از حد
about بالاتر
court of first instance محکمه بدایت
court of minor offence محکمه خلاف
court of a محکمه استیناف
tribunal دادگاه محکمه
police court محکمه خلاف
tribunals دادگاه محکمه
industrial tribunal محکمه صناعی
forum دادگاه محکمه
arret حکم محکمه
forums دادگاه محکمه
open court محکمه عمومی
religious court محکمه شرع
criminal court محکمه جنائی
court of petty offences محکمه خلاف
lower court محکمه تالی
judgement حکم محکمه
judgements حکم محکمه
judgments حکم محکمه
senior بالاتر بالارتبه
seniors بالاتر بالارتبه
overshoots بالاتر زدن
above all بالاتر از همه
overshooting بالاتر زدن
hereinabove بالاتر از این
parent directory دایرکتوری بالاتر
over-average <adj.> بالاتر از حد متوسط
transcended بالاتر بودن
royalmast دکل بالاتر
transcending بالاتر بودن
transcend بالاتر بودن
superordinate شخص بالاتر
superordinates شخص بالاتر
overshoot بالاتر زدن
transcends بالاتر بودن
above average <adj.> بالاتر از حد متوسط
above-average <adj.> بالاتر از حد متوسط
docket دفتر اوقات محکمه
docketed دفتر اوقات محکمه
arraignment احضار به محکمه تعقیب
venire faciac حکم احضار به محکمه
querela دعوی مطروح در محکمه
probate court محکمه امور حسبی
bench هیات قضات محکمه
benches هیات قضات محکمه
dockets دفتر اوقات محکمه
docketing دفتر اوقات محکمه
above par بالاتر از بهای اسمی
hyperpyrexia درجه حرارت بالاتر از صد
right of begin حق مدعی در اغازبیان ادعا در محکمه
lord chief justice رئیس کل محکمه استیناف انگلستان
judicial writ نامه رسمی صادره از محکمه
out of court settlement توافق بدون محکمه [حقوق]
disciplinary court دادگاه انتظامی محکمه اداری
courts of appeal دادگاه عالی محکمه استیناف
dock جای محکوم یازندانی در محکمه
docked جای محکوم یازندانی در محکمه
court of appeal محکمه استیناف دادگاه پژوهشی
court of appeal دادگاه عالی محکمه استیناف
courts of appeal محکمه استیناف دادگاه پژوهشی
docks جای محکوم یازندانی در محکمه
evocations احاله بدادگاه بالاتر احضار
evocation احاله بدادگاه بالاتر احضار
reserve buoyancy حجم بالاتر از خط ابخور ناو
There is no colour beyond black . <proverb> بالاتر از سیاهى رنگى نیست .
Black will take no other hue. <proverb> بالاتر از سیاهى رنگى نیست .
critical altitude ارتفاعی که از ان بالاتر کاردستگاهها مختل میشود
consultary response نظر محکمه حقوقی درباره یک دعوی خاص
pre audience ترتیب تقدم صحبت اصحاب دعوی در محکمه
channel ارسال داده با نرخی بالاتر از توانایی کانال
channeled ارسال داده با نرخی بالاتر از توانایی کانال
to invoke a higher power به مقامی بالاتر رجوع کردن [برای کمک]
channels ارسال داده با نرخی بالاتر از توانایی کانال
channelled ارسال داده با نرخی بالاتر از توانایی کانال
channeling ارسال داده با نرخی بالاتر از توانایی کانال
cabin supercharger کوپروسوری برای حفظ فشارکابین بالاتر از فشار محیط
special pleading علم تهیه لوایح دفاعی و طرح ریزی دفاع در محکمه
cabin blower در بعضی هواپیماهاکوپروسوری برای حفظ فشارکابین بالاتر از فشار محیط
rogatory احاله رسیدگی به قضیه مطروحه به دادگاهی غیر از محکمه مطروح فیه
prohibition حکم خودداری از اقدام قضایی که دادگاه عالی به محکمه تالی میدهد
gale باد تند و سریع که درارتفاعات بالاتر از 02 متری سطح زمین میوزد
limiter وسیلهای که خروجی ان درازای همه ورودیهای بالاتر از حد معین ثابت است
gales باد تند و سریع که درارتفاعات بالاتر از 02 متری سطح زمین میوزد
cassion discase تغییرات عصبی ناشی ازکاهش فشار محیط در ارتفاع بالاتر از یک یا دو اتمسفر
passed یک دور حرکت در مسیرمسابقه اسکی روی اب انصراف از پرش برای انتخاب اندازههای بالاتر
braze welding جوشکاری در دمایی بالاتر از 054درجه سانتی گراد و پایین تراز نقطه ذوب قطعات
passes یک دور حرکت در مسیرمسابقه اسکی روی اب انصراف از پرش برای انتخاب اندازههای بالاتر
pass یک دور حرکت در مسیرمسابقه اسکی روی اب انصراف از پرش برای انتخاب اندازههای بالاتر
curie point دمای بحرانی منحصر به فردبرای هر ماده که بالاتر از ان مواد فرومانیتیک خاصیت مغناطیسی دائم یاموقت خودرا ازدست میدهند
services توابعی که در یک لایه DSI برای استفاده در لایه بالاتر به کار می روند
flag rank افسر بالاتر از سروان افسر ارشد
briefest خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
brief خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefed خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
LIM EMS استانداردی که حافظه جانبی بالاتر از کلید بایت را معرفی میکند. این حافظه فقط توسط برنامه هایی که خاص نوشته شده اند به کار می رود
statute of fraud قوانین ضد کلاهبرداری قوانینی که در سال 7761میلادی در زمان چارلزیازدهم در انگلستان به تصویب رسید و هدف اصلی ان جلوگیری از گواهی دروغ و پیمان شکنی و استفاده نامشروع از عدم حضور ذهن گواهان در محکمه بود
speedy cut اسیب به عقب پای جلویی اسب بالاتر از سم با ضربه پای عقب
summing up خلاصهای که قاضی محکمه پس از ختم دادرسی و پیش از شروع شور هیات منصفه از جریان دادرسی و ادله ابرازی برای هیات منصفه بیان میکند
summings up خلاصهای که قاضی محکمه پس از ختم دادرسی و پیش از شروع شور هیات منصفه از جریان دادرسی و ادله ابرازی برای هیات منصفه بیان میکند
iron law of wage قانون مفرغ دستمزدها براساس این نظریه که بوسیله مالتوس ارائه شده نرخ بالای زاد و ولد عرضه نیروی کار را در سطحی بالاتر از تقاضا و فرفیت تولیدی جامعه قرار داده و لذادستمزدها بسطح کاهش معیشت تقلیل میابد
charge عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
charges عهده وتعهد و الزامی که بر شخص باشد حقی که در مورد ملکی وجود داشته باشد خطابهای که رئیس محکمه پس از ختم دادرسی خطاب به هیات منصفه ایراد و ضمن خلاصه کردن شهادتهای داده شده مسائل قانونی لازم را برای ایشان تشریح میکند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com