English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 112 (8 milliseconds)
English Persian
flame test محک شعله
Search result with all words
inflammation شعله ور سازی
flare شعله زنی شعله
flares شعله زنی شعله
flamboyant شعله دار
flamboyant شعله مانند
flameproof ضد شعله
flameproof عایق شعله ضد اتش
flaming شعله ور
flash برق زدن ناگهان شعله ور شدن
flash ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
flashed برق زدن ناگهان شعله ور شدن
flashed ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
flashes برق زدن ناگهان شعله ور شدن
flashes ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
garish دارای زرق و برق زیاد شعله ور
inflammable شعله ور
inflammable قابل شعله ورشدن
aflame شعله ور
blaze شعله درخشان یا اتش مشتعل
blazed شعله درخشان یا اتش مشتعل
blazes شعله درخشان یا اتش مشتعل
alight شعله ور
alighted شعله ور
alighting شعله ور
alights شعله ور
napalm ماده مخصوص تغلیظ بنزین وتهیه بمب اتش زا و پرتاب شعله
napalmed ماده مخصوص تغلیظ بنزین وتهیه بمب اتش زا و پرتاب شعله
napalming ماده مخصوص تغلیظ بنزین وتهیه بمب اتش زا و پرتاب شعله
napalms ماده مخصوص تغلیظ بنزین وتهیه بمب اتش زا و پرتاب شعله
flaring شعله ور
backfire پس زدن شعله
backfired پس زدن شعله
backfires پس زدن شعله
backfiring پس زدن شعله
flashback پس زدن شعله
flashback برگشت شعله
flashbacks پس زدن شعله
flashbacks برگشت شعله
flame شعله
flame شعله زدن زبانه کشیدن
flames شعله
flames شعله زدن زبانه کشیدن
lurid شعله تیره شعله دودنما
luridly شعله تیره شعله دودنما
acetylene oxygen flame شعله استیلن اکسیژن
afire شعله ور
anode glow شعله اندی
anode glow شعله مثبت فضای روشن اند
aphlogistic بی شعله
flameless بی شعله
backblast شعله عقب نشینی
blind coal زغال سنگ بی شعله
bonefire شعله
calenture شعله ور شدن
carburizing flame شعله اکسی استیلن که مقداراستیلن در ان زیاد است
commissioning pennant پرچم شعله
falmethrower شعله افکن
fire point نقطه شعله
fire thrower شعله افکن
flame thrower شعله افکن
flamboyant gothic شیوه گوتیک شعله اسا
flame damper شعله خفه کن
flame harden با شعله سخت کردن
flame hardening سخت گردانی سطح فلز توسط شعله
flame holder شعله نگهدار
flame proof ضد شعله
flame safety ایمنی در مقابل شعله اتش
flame scraf با شعله پهن کردن
flamy شعله ور
flamy شعله مانند
flareback اشتعال برخلاف مسیر عادی شعله
flareback پس زهنی شعله
flash reducer کم کننده شعله باروت
flash suppressor شعله پوش
flash suppressor خنثی کننده شعله دهانه توپ
flashback screen توری مانع شعله
flashless charges خرج بی شعله
flashless charges خرج کم کننده شعله
flashproof ضد شعله
flashproof لباس ضد شعله
gaslight شعله گاز
heating flame شعله
ignisfatuus چیز گمراه کننده شعله کمرنگ
ingle شعله
lurid flame شعله تیره
lurid flame شعله دودنما
multi flame burner اجاق چند شعله
multi jet blowpipe بوری چند شعله
muzzle bell شعله پوش شیپوری
muzzle brake شعله پوش لوله توپ
neutral flame شعله خنثی
oriflamme شعله زرین
oxidizing flame شعله اکساینده
oxy hydrogen flame شعله اکسی ئیدروژن
positive glow شعله اندی
positive glow شعله مثبت
powder cutting برش توسط شعله
rate of flame propagation سرعت انتشار شعله
rate of flame propagation سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
reducer کم کننده شعله یا حرارت
Other Matches
reducing flame شعله احیاگر
torch cutting [برشکاری شعله ای]
twin jet blowpipe مشعل دو شعله
white flame شعله سفید
flame adjustment wheel چرخ تنظیم شعله
to smother a flame شعله ای را خاموش کردن
to burn blue شعله یا نور ابی دادن
whiffle نا بهنگام وزیدن جنبیدن شعله
wet stowage نوعی روش بارگیر مهمات درخودروها با غوطه ور کردن انها در مایعات ضد شعله
pearl مروارید [طرح این سنگ قیمتی در فرش های چینی بکار رفته و یک نوع آن بنام مروارید شعله ور معروف می باشد.]
lanceolate leaves برگ های اسلیمی [شاه عباسی] [نیزه ای] [شعله] [اغلب در یک یا دو سمت برگ بصورت کنگره بوده و در اغلب فرش های لچک ترنج و باغی بکار می رود.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com