English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 31 (1 milliseconds)
English Persian
environmental محیطی
Other Matches
environmental preservation نگهداشت زیست محیطی حفافت زیست محیطی
background radiation تشعشعات هستهای محیطی تشعشعات محیطی
environmental design طراحی محیطی
spandrel beams تیرهای محیطی
surface speed سرعت محیطی
ambient conditions شرایط محیطی
peripheral resistance مقاومت محیطی
peripheral speed سرعت محیطی
euthenics اصلاح نژاد محیطی
wrap around type گونه نوشتار محیطی
environmental sculpture پیکره سازی محیطی
environmental impact نشانزد زیست محیطی
environmental costs مضار زیست محیطی
environmental benefit فواید زیست محیطی
error due to external influence خطای محیطی [ریاضی]
ambient temperature درجه حرارت محیطی
circumscribed circle دایره محیطی [ریاضی]
circumcircle دایره محیطی [ریاضی]
environmental security تامین محیطی و فیزیکی منطقه
belt frame اسکلت محیطی بدنه هواپیما
to remain suspended معلق ماندن [در محیطی] [فیزیک] [شیمی]
exodermis لایهء خارجی سلولهای زنده محیطی
to stay floating معلق ماندن [در محیطی] [فیزیک] [شیمی]
to suspend معلق نگه داشتن [در محیطی] [فیزیک] [شیمی]
common flow afterburner توربوفن تقویت شده [که در آن جریانهای مرکزی و محیطی بعد از پس سوز با یکدیگرترکیب می شوند.]
inflow ratio نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
controlled environment محیطی که در ان کمیتهایی ازقبیل دما فشارترکیب اتمسفری تابشهای یونیزه کننده و میزان رطوبت در مقادیر مناسب برای موجودات زنده یا سخت افزارنگه داشته میشوند
hotbeds بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbed بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
on an even keel <idiom> به ترتیب عالی یا محیطی عالی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com