Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 136 (7 milliseconds)
English
Persian
safety hazard
مخاطره ایمنی
Other Matches
aventurous
مخاطره طلب مخاطره امیز
immunity
ایمنی
safety
ایمنی
security
ایمنی
hazarded
مخاطره
hazard
مخاطره
risking
مخاطره
risks
مخاطره
peril
مخاطره
perils
مخاطره
hazarding
مخاطره
death traps
پر مخاطره
death trap
پر مخاطره
venturous
پر مخاطره
gadarene
در مخاطره
jeopardy
مخاطره
adventures
مخاطره
adventure
مخاطره
hazards
مخاطره
risked
مخاطره
riskiest
پر مخاطره
menaces
مخاطره
menaced
مخاطره
menace
مخاطره
riskier
پر مخاطره
risk
مخاطره
risky
پر مخاطره
lifebelts
کمربند ایمنی
immunology
ایمنی شناسی
goggles
عینک ایمنی
safety glasses
عینک ایمنی
lifebelt
کمربند ایمنی
emotional security
ایمنی هیجانی
cold iron watch
پاس ایمنی
catching belt
کمربند ایمنی
arlbery strap
تسمه ایمنی
life line
طناب ایمنی
locking wire
سیم ایمنی
safty face shield
ماسک ایمنی
safety wire
سیم ایمنی
safety trap
تله ایمنی
safety post
پایه ایمنی
safety motive
انگیزه ایمنی
safety lamp
چراغ ایمنی
safety glass
شیشه ایمنی
safety glass
عینک ایمنی
safety fuse
فیوز ایمنی
safe valve
دریچه ایمنی
crash helmets
کلاه ایمنی
overall safety
ایمنی کامل
log in sequrity
ایمنی ورود
security glass
شیشه ایمنی
safety belts
کمربند ایمنی
safety belt
کمربند ایمنی
insecure
بدون ایمنی
immune defect
نقص ایمنی
[پزشکی]
immunodeficiency
نقص ایمنی
[پزشکی]
endangered
به مخاطره انداختن
endangering
به مخاطره انداختن
endangers
به مخاطره انداختن
imperil
در مخاطره انداختن
risk
به مخاطره انداختن
risked
به مخاطره انداختن
riskful
مخاطره امیز
adventurous
مخاطره طلب
risking
به مخاطره انداختن
imperilling
در مخاطره انداختن
risks
به مخاطره انداختن
adventuress
زن مخاطره طلب
riskiness
مخاطره امیزی
imperiled
در مخاطره انداختن
venturesome
مخاطره امیز
perilous
مخاطره امیز
precarious
<adj.>
مخاطره آمیز
adventures
ماجرا مخاطره
imperiling
در مخاطره انداختن
imperilled
در مخاطره انداختن
imperils
در مخاطره انداختن
at all hazard
با هر گونه مخاطره
endanger
به مخاطره انداختن
immune defect
کمبود ایمنی
[پزشکی]
immunochemistry
علم ایمنی شیمیایی
immunologic
وابسته به ایمنی شناسی
reliability
ایمنی در برابر خرابی
safety mechanism
ساز و کار ایمنی
immunodeficiency
کمبود ایمنی
[پزشکی]
trycocks
شیر ایمنی ناو
failure safety
ایمنی در برابر خرابی
crash helmets
کلاه خود ایمنی
to take
مخاطره معامله قماری
venture capital
سرمایه مخاطره امیز
brinkmanship
سیاست قبول مخاطره
to run the hazard
خودرادرمعرض مخاطره قراردادن
adventure
تجارت مخاطره آمیز
risked
مخاطره ریسک خطر
ventured
مخاطره معامله قماری
hazardously
بطور مخاطره امیز
ventures
مخاطره معامله قماری
venture
مخاطره معامله قماری
perdu
ماموریت مخاطره امیز
perdue
ماموریت مخاطره امیز
adventures
تجارت مخاطره امیز
risks
مخاطره ریسک خطر
riskily
بطور مخاطره امیز
to seek adventures
مخاطره جویی کردن
risk
مخاطره ریسک خطر
risking
مخاطره ریسک خطر
adventurously
باجرات مخاطره طلبی
venturing
مخاطره معامله قماری
safety locking device
قفل ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
combat helmet
کلاه ایمنی جنگی
[ارتش]
AIDS
سندرم نقص ایمنی اکتسابی
safety interlock
قفل ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
to put safety first
[foremost]
اولویت اول را به ایمنی دادن
flame safety
ایمنی در مقابل شعله اتش
machanic
کمربند ایمنی اویزان از سقف
immunochemistry
مبحث ایمنی شناسی شیمیایی
hazarding
اتفاق در معرض مخاطره قراردادن
hazards
اتفاق در معرض مخاطره قراردادن
hazard
اتفاق در معرض مخاطره قراردادن
hazarded
اتفاق در معرض مخاطره قراردادن
safety interlocks
قفل های ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
safety locking devices
قفل های ایمنی
[تکنیک و تکنولوژی]
helmet
کلاه ایمنی اتش نشانها وکارگران
buddy system
شناگران بخاطر ایمنی دو نفره کردن
helmets
کلاه ایمنی اتش نشانها وکارگران
bindery
یات ایمنی کاربر را یادداشت کند
strong safety
مدافع ایمنی در سمت قوی خط تهاجم حریف
to a in
باجرات وبابیم مخاطره به جایی داخل شدن
adventures
: درمعرض مخاطره گذاشتن دستخوش حوادث کردن
adventure
درمعرض مخاطره گذاشتن دستخوش حوادث کردن
ergonomics
علم و تکنولوژی ایمنی راحتی و سادگی استفاده ازماشین
SSL
پروتکل طراحی شده توسط Netscape که حاوی اطلاعات ایمنی روی اینترنت است
wire locking
بستن تعدادی مهره یا پیچ به یکدیگر توسط سیم ایمنی برای جلوگیری از شل شدن انها
palnut
مهره نازکی معمولا از جنس فولاد پرس شده که بمنظورافزایش ایمنی و جلوگیری ازشل شدن مهرههای معمولی روی انها بسته میشود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com