English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 6 (3 milliseconds)
English Persian
Those against and in favor . مخالفین وموافقین
Other Matches
To blast the opposition . مخالفین راکوبیدن
Political opponents . مخالفین سیاسی
the ins and the out حزب روی کار و مخالفین ان
censeur ممانعت قدرت حاکمه یک کشور ازنشر عقاید مخالفین به هرشکلی که باشد
antinomian مخالفین اصول اخلاقی فرقهای از مسیحیان که مخالف مراعات اصول اخلاقی بودند و اعتقادداشتند که خداوند در همه حال نسبت به مسیحیان لطف دارد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com