English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
cylindrical coordinate مختصات استوانه ای [ریاضی]
Search result with all words
cylindrical coordinate system دستگاه مختصات استوانه ای [ریاضی]
Other Matches
centroid در مختصات هندسی نقطهای که مختصات ان میانگین حسابی مختصات همه نقاط ان شکل است
counter recoil cylinder استوانه هادی پیستون مواج استوانه عاید
relative دادهای که اطلاعات مختصات جدید دررابط ه با مختصات قبلی میدهد
restitution تبدیل مختصات نقاط از عکس یا نقشهای به نقشه دیگر تبدیل مختصات
polar plot روش بردن نقاط روی نقشه یا مختصات قطبی تعیین محل نقاط به طریقه مختصات قطبی
true origin نقطه مبداء یا مبنای مختصات جغرافیایی نصف النهار مبداء مختصات جغرافیایی
cannons استوانه
cannon استوانه
rollers استوانه
roller استوانه
shafts استوانه
shaft استوانه
platten استوانه
drummed استوانه
platen استوانه
drum استوانه
dog-wheel استوانه
cylinder استوانه
cylinders استوانه
induction cylinder استوانه القائی
cylindrically بشکل استوانه
driving sleeve استوانه گرداننده
graduated cylinder استوانه مدرج
cylindroid استوانه وار
cylindroid شبه استوانه
access shaft مدخل استوانه ای
wehnelt cylinder استوانه ونلت
guide cylinder استوانه راهنما
revolving top استوانه توزیع
recoil cylinder استوانه دافع
winch استوانه تارکشی نخ
winched استوانه تارکشی نخ
winches استوانه تارکشی نخ
winching استوانه تارکشی نخ
ruffini cylinder استوانه روفینی
stele استوانه اوندی
graduate استوانه مدرج
stela استوانه اوندی
graduating استوانه مدرج
graduates استوانه مدرج
dashpot استوانه متعادل کننده
cylindrical دارای شکل استوانه
replenisher استوانه نافم روغن
rod یاخته استوانه ای [در چشم]
critical infinte cylinder قطر بحرانی استوانه
Rod cell یاخته استوانه ای [در چشم]
spacer disk استوانه توپر فلزی
rundle استوانه گردنده گوی
thin walled cylinder استوانه جدار نازک
rollers بام غلتان استوانه
stelar دارای استوانه اوندی
drum فرف استوانه شکل
drum درام سیلندر استوانه
motor tube استوانه موتور موشک
drum طبل کوس استوانه
drummed فرف استوانه شکل
drummed درام سیلندر استوانه
drum [ستون استوانه شکل]
drummed طبل کوس استوانه
fust [میله استوانه ای ستون ها]
roller بام غلتان استوانه
warping head استوانه چرخنده بکسل لنگر
counterbore خزینه دار کردن استوانه
beater mill تغارچهای که در داخل ان استوانه نیز قرار دارد
rods and cones [in the retina] یاخته های استوانه ای و مخروطی [در شبکیه چشم]
grid coordinates مختصات
coordinate مختصات
plotting scale خط کش مختصات
data مختصات
coordinates مختصات
trommel غربال سیمی استوانه شکلی مخصوص سنگ معدن
cross-reference سیستم مختصات
northing مختصات عرضی
transformation of coordinates تبدیل مختصات
lagrangian coordinates مختصات لاگرانژی
cross-references سیستم مختصات
jacobian coordinates مختصات ژاکوبی
image coordinates مختصات تصویر
grid coordinates مختصات شبکه
grid chart شبکه مختصات
axis محورهای مختصات
plain coordinates مختصات مسطحه
cross reference سیستم مختصات
geographic coordinates مختصات جغرافیایی
input coordinate مختصات اولیه
spherical coordinates مختصات سماوی
spherical coordinates مختصات کروی
target grid مختصات هدف
the peculiarities of mammals مختصات پستاندارها
rectangular coordinate مختصات متعامد
reaction coordinates مختصات واکنش
polar coordinates مختصات قطبی
polar coordinate مختصات قطبی
plain coordinates مختصات افقی
coordinates دستگاه مختصات
easting مختصات طولی
canonical coordinates مختصات بندادی
axis of coordinates محورهای مختصات
cordinate axis محورهای مختصات
coordinates مختصات نقشهای
cartesian chart مختصات کارتزین
cartesian coordinates محور مختصات
coordinate scale گونیای مختصات
coordinate axises محورهای مختصات
cartesian coordinates مختصات دکارتی
equatorial coordinates مختصات استوایی
geomagnetic coordinates مختصات ژئومگنتیکی
eulerian coordinates مختصات اولری
bush استوانه توخالی که داخل سوراخی جای گرفته و محکم میشود
fusarole [حلقه ای به شکل نیم دایره در تزئینات میله استوانه ای ستون ها]
bushes استوانه توخالی که داخل سوراخی جای گرفته و محکم میشود
spherical coordinates دستگاه مختصات کروی
coordinate code رمزمربوط به مختصات نقشهای
polar diagram نمودار با مختصات قطبی
spherical coordinates مختصات کروی [ریاضی]
preferred system of coordinates دستگاه مختصات مرجع
coordinate code رمز مختصات نقاط
coordinate system دستگاه مختصات [ریاضی]
relative coordinate system دستگاه مختصات نسبی
coordinate همرتبه کردن مختصات
georef grid مختصات جغرافیایی جهانی
coordinate system of axis سیستم محورهای مختصات
polar coordinates دستگاه مختصات قطبی
X coordinate مختصات بردار افقی
Y coordinate مختصات بردار عمودی
curvilinear coordinates مختصات خمیده خط [ریاضی]
horizon system of coordinates دستگاه مختصات افقی
y axis محور عرضی مختصات
inertial coordinate system سیستم مختصات ماندی
military grid شبکه مختصات نظامی
momentum coordinates مختصات اندازه حرکت
ablique coordinates دستگاه مختصات قائم
polar coordinates مختصات قطبی [ریاضی]
generalized coordinates مختصات تعمیم یافته
cartesian coordinate system سیستم مختصات کارتزین
polar chart نمودار با مختصات قطبی
x axis محور افقی مختصات یا محورطولها
spherical coordinate system دستگاه مختصات کروی [ریاضی]
polar coordinate system دستگاه مختصات قطبی [ریاضی]
celestial equator system of coordinates دستگاه مختصات استوای سماوی
cartesian coordinates سیستم مختصات سه بعدی فضایی
rectangular coordinates دستگاه مختصات راست گوشه
axis برای مختصات عمودی در گراف
axis برای مختصات افقی در گراف
known datum point نقطهای با مختصات وگرای معلوم
Cartesian coordinate system دستگاه مختصات دکارتی [ریاضی]
solenoid سیم پیچی بشکل استوانه برای ایجاد میدان مغناطیسی مارپیچ کهربایی
plot بر پایه اطلاعات به صورت مجموعهای از مختصات
y axis محور عمودی روی یک صفحه مختصات
spherical coordinate system [with constant radius] دستگاه مختصات کروی [با شعاع ثابت]
plotted بر پایه اطلاعات به صورت مجموعهای از مختصات
plots بر پایه اطلاعات به صورت مجموعهای از مختصات
universal transverse mercator سیستم مختصات نقشهای قائم الزاویه
gabion سبد استوانه شکل بدون ته که از خاک پر کرده و برای جان پناه بکار میبرند
grids مختصات شبکه بندی جهانی پلاک در باطری
grid مختصات شبکه بندی جهانی پلاک در باطری
plotter اسامی که مختصات داده شده را رسم میکند
plotters اسامی که مختصات داده شده را رسم میکند
abscise جدا کردن طول روی محور مختصات
z axis محوری که روی یک صفحه مختصات عمق رانشان میدهد
jan grid سیستم مختصات مشترک نقشههای مورد استفاده نیروهای سه گانه
axis 1-خط ی که چیزی اطراف آن می چرخد 2-خط مرجعی که پایه مختصات یک گراف است
plotter اسامی که مختصات را دریافت میکند تا به صورت دیجیتالی رسم کند
plotter وسیله جانبی کامپیوتر که بین دو مختصات خط مستقیم رسم میکند
plotters وسیله جانبی کامپیوتر که بین دو مختصات خط مستقیم رسم میکند
plotters اسامی که مختصات را دریافت میکند تا به صورت دیجیتالی رسم کند
coriolis acceleration شتاب یک ذره که دریک دستگاه مختصات شتابدار درحرکت است
unit cell کوچکترین چندوجهی را که با یک دستگاه مختصات سه محوری بتوان نشان داد
vertex نقط های در فضا که با مختصات سه بعدی xوyوz مشخص میشود
roamer کالک شبکه بندی شده برای کمک به قرائت مختصات
X Y وسیله رسم خط روی کاغذ بین مختصات داده شده
X Y مختصات برای رسم گراف که x بردار افق و y عمودی است
universal roll برای شکل دادن تیرهای بال پهن معمولابا چهار استوانه دوار نوردمیکنند که به همین نام معروف است
cable drum قرقره استوانه شکلی که کابل کنترل به دور ان پیچیده شده و مقدار کابلی که با هرچرخش دسته حرکت میکند راافزایش میدهد
pilaster هرچیزی شبیه ستون یا استوانه دیواریا جرز ستون نما
kelly drive bushing اتصال کلی که بصورت استوانه بوده و مابین کلی وسوزن حفاری وجود دارد
geometry processing فرآیندی که نیاز به محاسبه سه مختصات z,y,x دارد از یک شی سه بعدی تا روی صفحه نمایش داده شود
absolute address وسیله ورودی مثل tablet یا mouse که مختصات نشانه گر را با بردارهای مخصوص برمی گرداند
origins محلی در صفحه نمایش که تمام مختصات به آن رجوع می کنند معمولا گوشه بالا سمت چپ
origin محلی در صفحه نمایش که تمام مختصات به آن رجوع می کنند معمولا گوشه بالا سمت چپ
mouses برنامهای که داده محل ارسالی را از mouse به مختصات استاندارد تبدیل میکند تا توسط نرم افزار قابل استفاده باشد
mouse برنامهای که داده محل ارسالی را از mouse به مختصات استاندارد تبدیل میکند تا توسط نرم افزار قابل استفاده باشد
puck یک دستگاه ورودی گرافیمی دستی و کنترل شده با دست که برای قرار دادن مختصات روی یک لوح گرافیکی بکارمی رود
pucks یک دستگاه ورودی گرافیمی دستی و کنترل شده با دست که برای قرار دادن مختصات روی یک لوح گرافیکی بکارمی رود
datum point نقطه مبنای مختصات شبکه ایستگاه مبنای نقشه برداری
true convergence سیستم کنترل جغرافیایی یاسیستم مختصات جغرافیایی تقارب حقیقی نصف النهارات
plotters رسامی که داده محل را با افزایش به محل فعلی اش دریافت میکند و نه به صورت مختصات جداگانه
plotter رسامی که داده محل را با افزایش به محل فعلی اش دریافت میکند و نه به صورت مختصات جداگانه
mouse esuoM ای که به پورت سری PC وصل است و داده مختصات را از طریق پورت سریال منتقل میکند
mouses esuoM ای که به پورت سری PC وصل است و داده مختصات را از طریق پورت سریال منتقل میکند
assumed grid شبکه فرضی سیستم مختصات فرضی
BNC connector متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
geographic reference سیستم مختصات جغرافیایی سیستم شبکه بندی جغرافیایی
universal grid مختصات نقشهای جهانی شبکه بندی نقشهای جهانی
polyconic grid سیستم شبکه بندی مخروطی سیستم مختصات مخروطی
datum سطح اب دریا سطح مبنای ارتفاع در نقشه برداری سطح مبنای مختصات
window تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
trig list لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
false origin مبنای مختصات فرضی مبنای فرضی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com