English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
stupefier مخدر تخدیر کننده
Other Matches
stuperfacient مخدر دارویاعامل مخدر
narcotic blockade سد تخدیر
narcotization تخدیر
narcotism تخدیر
stupefaction بیهوشی تخدیر
narcotherapy تخدیر درمانی
obnubilate تخدیر شدن
drugs دارو خوراندن تخدیر کردن
drugged دارو خوراندن تخدیر کردن
dopes دارو دادن تخدیر کردن
drug دارو خوراندن تخدیر کردن
dope دارو دادن تخدیر کردن
drugging دارو خوراندن تخدیر کردن
stupefacient مخدر
narcotic مخدر
narcitic مخدر
narcotic drugs مواد مخدر
neurotoxic مخدر اعصاب
dope ماده مخدر
dopes ماده مخدر
narcotics داروهای مخدر
drugs داروی مخدر
drugged داروی مخدر
narcotic ماده مخدر
drugging داروی مخدر
narcitic داروی مخدر
drug داروی مخدر
dope اگاهی داروی مخدر
drug trafficking قاچاق مواد مخدر
drug trafficker قاچاقچی مواد مخدر
narcotin جوهر مخدر افیون
dopes اگاهی داروی مخدر
narcotism اثر داروی مخدر
drug addiction اعتیاد به مواد مخدر
opiate مخدر تکسین دهنده
opiates مخدر تکسین دهنده
nobbling نزریق مواد مخدر به اسب
nobbles نزریق مواد مخدر به اسب
to drug somebody به کسی داروی مخدر دادن
nobbled نزریق مواد مخدر به اسب
stupefactive مخدر دارویاعامل مخدرگیج سازی
drug pushers توزیع کنندگان مواد مخدر
nobble نزریق مواد مخدر به اسب
mainline مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
mainlined مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
mainlining مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
mainlines مواد مخدر به شاهرگ تزریق کردن
stupefy تخدیر کردن کودن کردن
to frisk [a person] دست روی بدن کسی کشیدن [در جستجو برای اسلحه یا مواد مخدر]
acid house نوعی موسیقی رقص کهاصولا با استفاده از مواد مخدر توهمزا همراه است
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
swooner غش کننده
doer کننده
noncommittal رد کننده
doers کننده
filler پر کننده
fluxing oil اب کننده
deflective کج کننده
squasher له کننده
squelcher له کننده
crusher له کننده
renunciant رد کننده
crepitant خش خش کننده
tracker پی کننده
deletive حک کننده
trackers پی کننده
repudiationist رد کننده
syncopator غش کننده
surfy کف کننده
solvents اب کننده
solvent اب کننده
rebutter رد کننده
solver حل کننده
whisperer پچ پچ کننده
ear-splitting کر کننده
skittish رم کننده
puffer پف کننده
benders خم کننده
bender خم کننده
attacking تک کننده
refuser رد کننده
hoppers لی لی کننده
renunciant کننده
hopper لی لی کننده
spurner رد کننده
refutatory رد کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com