English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 104 (6 milliseconds)
English Persian
hun مخرب تمدن المانی
Other Matches
wrackful مخرب
wreakful مخرب
withering مخرب
lethal مخرب
fatal مخرب
suicidal مخرب
destroyers مخرب
destroyer مخرب
wreckers مخرب
wrecker مخرب
destructive مخرب
mortals خونین مخرب
mortal خونین مخرب
destructively بطور مخرب
antisubmarine مخرب زیردریایی
bane مخرب زندگی
destructive competition رقابت مخرب
destructive operation عملیات مخرب
destructive read خواندن مخرب
destructive read out بازخوانی مخرب
over sulphation of battery سولفاتی شدن مخرب
nondestructive storage انباره غیر مخرب
nondestructive خواندن غیر مخرب
non destructive inspection بازرسی غیر مخرب
kultur تمدن
culturing تمدن
cultures تمدن
culture تمدن
rugged بی تمدن
civilisations تمدن
civilizations تمدن
civilization تمدن
uncivilly بی تمدن
uncivil بی تمدن
osteomyelitis التهاب موضعی و مخرب استخوان
civilizable تمدن پذیر
ndro ReadOut NonDstructive خواندن غیر مخرب
westernised تمدن غربی را پذیرفتن
westernises تمدن غربی را پذیرفتن
florescence حد اعلای تمدن یک قوم
westernize تمدن غربی را پذیرفتن
westernising تمدن غربی را پذیرفتن
westernizing تمدن غربی را پذیرفتن
westernizes تمدن غربی را پذیرفتن
westernized تمدن غربی را پذیرفتن
decivilize از تمدن خارج کردن
white civilization تمدن نژاد سفید
Germanic المانی
jerry المانی
germain ) : المانی
occidentalism پیروی از فرهنگ و تمدن باختری
hans المانی یاهلندی
germanize المانی کردن
high dutch زبان المانی
German measles سرخجه المانی
germanization المانی شدن
junker اصیل زاده المانی
alemannic لهجهء مخصوص المانی
land grave کنت قدیم المانی
teutonize به المانی ترجمه کردن
schnauzer سگ " تری یر "المانی نژاد
pfennig مسکوک مسی المانی
fokker یکجورهواپیمای جنگی المانی
germanize المانی ماب کردن
wagnerian پیرو واگنرموسیقیدان المانی
germanity صفات ویژه المانی
wagnerite پیرو واگنرموسیقیدان المانی
gotha یکجورهواپیمای بزرگ المانی
panzer لشگر زرهی المانی
minoan مربوط به تمدن باستان عصرمفرغ جزیره کرت
westernization فرنگی مابی پیروی از تمدن مغرب زمین
doberman pinscher سگ پاسبان المانی متوسط الجثه
Gothic حروف سیاه قلم المانی
kummel نوشابه المانی زیره دار
junker جوان نجیب زاده المانی
germanist دانشمند فرهنگ و زبان المانی
germanism اصطلاحات ویژه زبان المانی
thaler یکنوع سکه بزرگ نقره المانی
rhenish شراب المانی rhein وابسته به رودخانه
lansquenet سربازپیاده مزدورو المانی در سده هفدهم
goth یکی از اقوام المانی قدیم بربری
landgravine لقب برخی از شاهزادگان المانی است
hegelianism مکتب فلسفی هگل فیلسوف المانی
colony موسسه ای دور از تمدن برای گروهی از مردم [مانند زندان]
shamanism پیروی از عقاید جادوگران وکاهنان دوران اولیه تمدن بشر
jack johnson د راصطلاح عامه سربازها نارنجک بزرگ المانی
groschen سکه سیم المانی که پیشتر رواج داشت
pfenin سکه مس المانی که ارزش ان برابراست با یک صدم ARK
Marxism روش فکری کارل مارکس فیلسوف المانی
minnesinger شاعر غزل سرای المانی درسدههای 21تا 41میلادی
mauser یکجور تفنگ که ماوزرنام المانی اختراع کرده است
landgrave لقب برخی از شاهزادگان المانی کنت زمین همان است
lombards گروهی از کشور یتانان المانی نژاد که در سده ششم ایتالیارا فتح کردند
squatting وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
squats وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
squat وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
squatted وزنه برداری یکضرب المانی چمباتمه نشستن زیر وزنه
ashkenazim عنوان یهودیان المانی که در مقابل سفارادی که به یهودیان اسپانیا وپرتقال اطلاق میشود
teutonic از نژاد قدیم المانی زبان قدیم توتنی
engels law ارتباط بین درامدو هزینههای مصرفی که اولین بار بوسیله امارشناس المانی قرن نوزدهم ارنست انگل مورد بررسی قرار گرفت
romanesque رومی وابسته به تمدن رومی
wagners law براساس این قانون که توسط اقتصاددان المانی بیان شده رابطه مستقیمی بین افزایش مخارج دولت و افزایش رشد وتوسعه اقتصادی وجود دارد
revisionism روش فکری ادوارد برنشتاین المانی که ابتدا پیرو مارکس بود ولی بعدا" دکترین فوق را که مبتنی است بر اصلاح سیستم انقلابی مارکس و اعتقاد به این که سوسیالیسم از طریق تکامل تدریجی میتواندجهانگیر شود ابداع کرد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com