English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (4 milliseconds)
English Persian
cooling tank مخزن سرد کننده
Search result with all words
accumulator tank مخزن جمع کننده
Other Matches
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
cache مخزن
vessels مخزن
vessel مخزن
cisterns مخزن اب
feed tank مخزن اب
cistern مخزن
cistern مخزن اب
stank مخزن
quartering مخزن
storage tank مخزن
depository مخزن
pond مخزن
cisterns مخزن
water tank مخزن اب
caches مخزن
moderator tank مخزن
ice cream container مخزن
repertoire مخزن
pool مخزن
pooled مخزن
pools مخزن
thesauruses مخزن
thesaurus مخزن
ponds مخزن
tank مخزن
receptacles مخزن
receptacle مخزن
bombs مخزن
bombed out مخزن
storing مخزن
store مخزن
sumps مخزن
sump مخزن
storage مخزن
repositories مخزن
repository مخزن
warehouses مخزن
warehouse مخزن
reservedness مخزن
bomb مخزن
reservoirs مخزن
bombed مخزن
fount مخزن
reservoir مخزن
canisters مخزن خرج
hot water storage tank مخزن اب جوش
blessed folder مخزن فرعی
mercury tank مخزن جیوه
maximum water level ترازطبیعی مخزن
vents دریچه مخزن
vented دریچه مخزن
pond مخزن گودال
venting دریچه مخزن
card stacker مخزن کارت
carryover storage مخزن سالیان
vent دریچه مخزن
ponds مخزن گودال
fountain مخزن چشمه
fountains مخزن چشمه
canister مخزن خرج
pump cistern مخزن تلمبه
total reservoir storage گنجایش کل مخزن
septic tank مخزن پلشتی
cotainer مخزن فرف
daily storage مخزن روزانه
tankage مخزن سازی
surge chamber مخزن تعادل
tanker مخزن سوخت
tankers مخزن سوخت
reservoir ذخیره مخزن اب
magazine مخزن ماسه
reservoirs ذخیره مخزن اب
storehouse مخزن انبار
storehouses مخزن انبار
seminal vesicle مخزن منی
seasonal storage مخزن فصلی
reservoir pressure فشار مخزن
septic tank مخزن فاضل اب
cooling water tank مخزن اب سرد
oxygen cylinder مخزن اکسیژن
repertory انبار مخزن
collecting tank شاه مخزن
collecting tank مخزن مادر
peak tank مخزن نوک
petrol tank مخزن بنزین
gas storage مخزن بنزین
fuel tank مخزن سوخت
winter storage مخزن زمستانه
powder magazine مخزن باروت
wet bulb thermometer دماسنج تر مخزن
wet bulb temperature دمای تر مخزن
weekly storage مخزن هفتگی
watering place اب انبار مخزن
system floder مخزن سیستم
feed tank مخزن سوخت
drum magazine مخزن استوانهای
warehouse انبار مخزن
magazine feed تغذیه مخزن
annual storage مخزن سالانه
warehouses انبار مخزن
air chamber مخزن هوا
duplicated مخزن دوتایی
duplicates مخزن دوتایی
water towers برج مخزن اب
water tower برج مخزن اب
duplicating مخزن دوتایی
acid tank مخزن اسید
magazines مخزن ماسه
tank حوض مخزن
acid receiver مخزن اسید
duplicate مخزن دوتایی
normal pool level تراز بهنجار مخزن
gate دریچه تنظیم اب در مخزن سد
magazine مخزن خشاب اسلحه
gasoline dump مخزن موقتی بنزین
bin مخزن مواد اولیه
bins مخزن مواد اولیه
tankage گنجایش تانک یا مخزن
tank در مخزن جای دادن
warehouses انبار کردن مخزن
bulk loading بارگیری مخزن به طور یک جا
reservoir of knowledge مخزن یا گنج دانش
bulk liquid storage space حجم کلی مخزن
magazines مخزن فشنگ خشاب
dump مخزن انبار کردن
fuel reserve tank مخزن ذخیره سوخت
dozzle مخزن کمکی تغذیه
road tanker اتومبیل مخزن دار
rail tanker واگن مخزن دار
bunkers مخزن مواد اولیه
dry bulb temperature دمای خشک مخزن
dry bulb thermometer دماسنج خشک مخزن
bunker مخزن مواد اولیه
dry tank space مخزن بار خشک
warehouse انبار کردن مخزن
magazines مخزن خشاب اسلحه
storehouse مخزن انبار کالا
storehouses مخزن انبار کالا
storeroom مخزن انبار کالا
liquid air container مخزن هوای مایع
gun room مخزن مهمات درکشتی
magazine مخزن فشنگ خشاب
available storage capacity گنجایش مفید مخزن
ware room انبار کردن مخزن
useable reservoir storage گنجایش مفید مخزن
gates دریچه تنظیم اب در مخزن سد
magazine feeding attachment تجهیزات تغذیه مخزن
peak tank مخزن زیر سینه ناو
forepeak مخزن جلو وپایین کشتی
bulk production تخلیه سوخت از تانکر به مخزن
ingot feeder head مخزن کمکی تغذیه شمش
thief sample نمونه مایع مخزن ناو
wash out valve شیر تخلیه رسوبات در مخزن
cenote مخزن طبیعی وتحت الارضی اب
silo مخزن زیرزمینی غلات و غیره
wine cooler هرنوع وسیله یا مخزن سردکننده شراب
bays مخزن پشت ابگیر دهانه بند
baying مخزن پشت ابگیر دهانه بند
bayed مخزن پشت ابگیر دهانه بند
depot ایستگاه راه اهن مخزن مهمات
bay مخزن پشت ابگیر دهانه بند
depots ایستگاه راه اهن مخزن مهمات
echo sounding اندازه گیری عمق اب دررودخانه یا مخزن
maximum water level تراز بیشینه طرح شده مخزن
semirigid دارای مخزن گاز استوانهای شکل وقابل انحناء
all-in-one <adj.> همه چیز در یکی [مانند شامپو و حالت دهنده مو در یک مخزن]
thieving paste مایع مخصوص اغشتن شاغول اندازه گیری عمق مخزن ناو
non tilting mixer بتن ساز دواری که مخزن ان دارای دو سوراخ میباشد وحول محور افقی می چرخد
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
magazines مخزن مهمات ناو جعبه خزانه تفنگ جعبه خوراک دهنده
magazine مخزن مهمات ناو جعبه خزانه تفنگ جعبه خوراک دهنده
tilting mixer نوعی بتن ساز دوار که با کج کردن مخزن ان تمام بتن خارج میشود
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
gunroom مخزن مهمات کشتی سفره خانه افسران کشتی
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com