English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 26 (4 milliseconds)
English Persian
he of all people مخصوصا او [از همه]
Search result with all words
specially مخصوصا
specifically مخصوصا"
especially مخصوصا"
particularly مخصوصا"
mumps یک زبان برنامه نویسی که مخصوصا" برای بکارگیری رکوردهای پزشکی طراحی شده است System assachusetsulti-Programming
special مخصوصا
exclusively مخصوصا"
pantomime نمایش صامت مخصوصا باماسک
pantomimes نمایش صامت مخصوصا باماسک
chiefly مخصوصا
choreography رقص مخصوصا درتئاتر وغیره
above all مخصوصا
achloropsia نوعی نابینایی درمورد رنگها مخصوصا رنگ سبز
actinism خاصیت نیروی تشعشعی مخصوصا در نواحی مرئی وغیرمرئی ماوراء بنفش که خاصیت شیمیایی پیدا میکند
designedly مخصوصا"
for the nonce مخصوصا`
hypercatalectic مخصوصا در اخر
in chief مخصوصا
nubus NUbus به اداپتوری نیاز داردکه مخصوصا" برای گیرندههای 69 سوزنی طراحی ان طراحی شده گذر گسترشی سریع کامپیوترacintosh
one's pet aversion چیزی که شخص مخصوصا ازان بیزار است
simscript زبان برنامه نویسی سطح بالاکه مخصوصا" برای کاربردهای شبیه سازی طراحی شده است
target market بازاری که سخت افزار یا نرم افزار مخصوصا برای ان طراحی شود
play footsie <idiom> باهمکارخود لاس زدن مخصوصا دریک جو سیاسی
of all [things or people] <adv.> مخصوصا [چیزی یا کسی]
today of all days مخصوصا امروز
Partial phrase not found.
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com