English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (3 milliseconds)
English Persian
info مخفف اطلاعات
Search result with all words
C.I.A مخفف عبارت سازمان مرکزی اطلاعات آمریکا
Other Matches
mikes مخفف اسم خاص میکائیل مخفف کلمه میکروفون
mike مخفف اسم خاص میکائیل مخفف کلمه میکروفون
window تنظیم بخشی از صفحه نمایش با مشخص کردن مختصات گوشههای آن که امکان نمایش موقت اطلاعات را میدهد و نیز امکان نوشتن مجدد روی اطلاعات قبلی ولی بدون تغییر اطلاعات محیط کاری
associative storage یک وسیله مخصوص ذخیره اطلاعات که در ان ادرس محل ذخیره اطلاعات از طریق محتوی اطلاعات ذخیره شده در ان محل مشخص میشود
echo check بررسی صحت عملیات ارسال اطلاعات که در ان اطلاعات دریافت شده به منبع اصلی برگشت داده شده و با اطلاعات اصلی مقایسه میشودمقابله به کمک طنین بررسی طنین
dow jones information service سرویس اطلاعات که شامل اطلاعات جاری قیمت انبار وسایر خبرهای مالی است
derived information اطلاعات استنباط شده اطلاعات به دست امده ازرادار
attributing 1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
attributes 1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
attribute 1-بخش ورودی در فایل 2-اطلاعات مربوط به نمایش اطلاعات
aperture card روش ذخیره سازی اطلاعات میکروفیلم در یک کارت که میتواند شامل اطلاعات پانچ شده باشد
radar correlation درک وابستگی اطلاعات یاهدفهای موجود درروی صفحه رادار با اطلاعات وهدفهای مورد نظر
trapdoors فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
trapdoor فاصلهای عمدی در یک سیستم پردازش اطلاعات که به منظور جمع اوری تغییر یا خراب کردن اتی اطلاعات بوجود امده است
automatic data processing پرورش اطلاعات خودکارسیستم اطلاعات کامپیوتری
distance vector protocols اطلاعات در مورد مسیرهای مختلف شبکه گسترده که توسط rowter برای یافتن کوتاهترین و سریع ترین مسیر ارسال اطلاعات به کارمی رود
read time زمان اماده شدن اطلاعات زمان در دسترس قرار گرفتن اطلاعات کامپیوتری
regrade تجدید طبقه بندی اطلاعات درجه بندی مجدد اطلاعات ازنظر اهمیت
connexions پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
connection پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
civilian internee information bureau دفتر اطلاعات غیرنظامیان واردشده به کشور دفتر اطلاعات پناهندگان
defense system aquisition سیستم کسب اطلاعات پدافندی کسب اطلاعات برای دفاع
data transceiver دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
help پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
helped پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
helps پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
negative acknowledgement کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
windowing 1-عمل تنظیم یک پنجره برای نمایش اطلاعات درصفحه . 2-نمایش یا دستیابی به اطلاعات از طریق پنجره
bandwidth در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
IrDA روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
infra red link روش استاندارد برای ارسال اطلاعات از اشعه نوری . که اغلب برای انتقال اطلاعات از کامپیوتر متحرک یا چاپگر یا صفحه نمایش به کار می رود. برای استفاده از ین خصوصیت کامپیوتر یا چاپگر باید پورت IrDA داشته باشد
who'll مخفف shall who
abbreviation مخفف
token [symbol, abbreviation] مخفف
pl مخفف جا
shorthand symbol مخفف
what's مخفف is what
e'er مخفف ever
wasn't مخفف not was
who're مخفف are who
o' مخفف of
D.I.Y مخفف!yourself it Do
abbreviations مخفف ها
obj مخفف شی
ft مخفف پا
who's مخفف is who
wouldn't مخفف not would
acronym مخفف
acronyms مخفف
mitigative مخفف
abbreviated مخفف
aren't مخفف not are
logogram مخفف
grammalogue مخفف
didn't مخفف not did
PR مخفف جفت
psycho مخفف psychotic
pp مخفف صفحات
psychos مخفف psychotic
perms مخفف permanent
perming مخفف permanent
retd مخفف در استخدام
depts مخفف بخش
dept مخفف بخش
delis مخفف delicatessen
e.g مخفف مثلا
ed. مخفف ویرایشگر
etc مخفف و غیره
Fri مخفف جمعه
quin مخفف quintuplet
poss مخفف تملک
quins مخفف quintuplet
Sr مخفف ارشد
gm مخفف گرم
fig. مخفف دیاگرام
gms مخفف گرم
VIP مخفف کلمات
VIPs مخفف کلمات
fem مخفف مونث
Feb مخفف فوریه
pt مخفف بخش
HM مخفف هکتومتر
permed مخفف permanent
Jan مخفف ژانویه
et al مخفف و دیگران
Jun مخفف ژوئن
kg مخفف بشکه
mg مخفف میلیگرم
stereo مخفف واژههای
stereos مخفف واژههای
km مخفف کیلومتر
lib مخفف liberation
Lieut مخفف Lieutenant
max مخفف maximum
masc مخفف مذکر
Maj مخفف Major
LV مخفف لاویان
inst مخفف فوری
Inc مخفف محوطه
perm مخفف permanent
pantos مخفف pantomime
panto مخفف pantomime
hols مخفف تعطیلات
p.a مخفف سالیانه
oz مخفف اونس
HP مخفف پرنیرو
hr مخفف ساعت
hrs مخفف ساعت
HRH مخفف والاحضرت
Nos مخفف شماره
No. مخفف شماره
nighties مخفف nightgown
in. مخفف اینچ
LVs مخفف لاویان
deli مخفف delicatessen
nightie مخفف nightgown
yr مخفف سال
cals مخفف کالیفرنیا
Capt مخفف ناخدا
yds مخفف یارد
yd مخفف یارد
vacs مخفف vacation
vac مخفف vacation
usu مخفف معمول
Univ مخفف جهانی
UK مخفف بریتانیا
cl مخفف یک ماشین پر
yrs مخفف سالها
cal. مخفف کالیفرنیا
shan't مخفف کلمات not shall
kay مخفف کاترین
reduced cues نشانههای مخفف
approx مخفف تقریبی
Apr مخفف آوریل
abbreviations مخفف تلخیص
abbreviation مخفف تلخیص
asst مخفف دستیار
Aug مخفف افزونهای
BS مخفف ترازنامه
C.O مخفف شرکت
TVs مخفف تلویزیون
TV مخفف تلویزیون
tsps مخفف teaspoon
tech مخفف فنی
SW مخفف southwest
Supt مخفف Superintendent
STDs مخفف معیار
STD مخفف معیار
Sgt مخفف گروهبان
St مخفف مقدس
SS مخفف مقدس
sq مخفف توالی
congrats مخفف تبریک
techs مخفف فنی
condo مخفف آپارتمان
sax مخفف saxophone
condos مخفف آپارتمان
Cpl مخفف سرجوخه
temps مخفف temporary
saxes مخفف saxophone
temp مخفف temporary
tsp مخفف teaspoon
she'd مخفف کلمات had sheوwould she
JPs مخفف امین صلح
JP مخفف امین صلح
Jul مخفف ماه ژوئیه
kilogrammes مخفف ان kilo یاkg
kilograms مخفف ان kilo یاkg
mitigatory سبک سازنده مخفف
champ نشخوار مخفف champion
champed نشخوار مخفف champion
champing نشخوار مخفف champion
jerry اسم خاص مخفف
champs نشخوار مخفف champion
kilogram مخفف ان kilo یاkg
jct مخفف چهار راه
cod مخفف delivery cashon
gran مخفف مادر بزرگ
CFCs مخفف کلروفلورو کربن
CFC مخفف کلروفلورو کربن
cf مخفف جلد چرمی
GHQ مخفف ستاد مرکزی
fl. oz مخفف انس آبگونه
c/o مخفف حوالهی نقدی
C. of E مخفف کلیسای انگلیس
Br مخفف اتاق خواب
bicarb مخفف بیکربنات سدیم
ms. مخفف نسخهی خطی
she'll مخفف عبارات زیر will she shall she
i.e مخفف به عبارت دیگر
contd مخفف ادامه یافته
AA مخفف الکلیهای ناشناس
grans مخفف مادر بزرگ
RC مخفف صلیب سرخ
commies مخفف کلمه communist
bike مخفف bicycle دوچرخه
bikes مخفف bicycle دوچرخه
abbr مخفف نوشتاری لغت
p.m مخفف بعد از فهر
sitcom مخفف comedy situation
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com