English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
v مخفف versus به معنی درمقابل
Other Matches
mikes مخفف اسم خاص میکائیل مخفف کلمه میکروفون
mike مخفف اسم خاص میکائیل مخفف کلمه میکروفون
zero compression روندی که حافظه را ازصفرهای مقدم بدون معنی که در سمت چپ ارقام بابیشترین معنی قرار دارند پاک میکند
acceptation قبول معنی عرف معنی مصطلح
signify معنی دادن معنی بخشیدن
signifying معنی دادن معنی بخشیدن
signifies معنی دادن معنی بخشیدن
on the other hand <idiom> درمقابل
against درمقابل
in contrast with درمقابل
alternatively <adv.> درمقابل
apart from that <adv.> درمقابل
at the same time [on the other hand] <adv.> درمقابل
by the same token <adv.> درمقابل
on the other hand <adv.> درمقابل
on the other side <adv.> درمقابل
otherwise <adv.> درمقابل
cut it with a knife درمقابل
in d. from درمقابل
gainst برعلیه درمقابل
for درمقابل برله
against payment درمقابل وجه
bayed دفاع کردن درمقابل
vis a vis شخص روبرو درمقابل
braced درمقابل فشارمقاومت کردن
vis-a-vis شخص روبرو درمقابل
bay دفاع کردن درمقابل
brace درمقابل فشارمقاومت کردن
shield حفافت کردن درمقابل
bays دفاع کردن درمقابل
baying دفاع کردن درمقابل
to keep at bay دفاع کردن درمقابل
in security for یعنوان وثیقه درمقابل
shields حفافت کردن درمقابل
little frog in a big pond <idiom> قطرهای درمقابل دریا
To make a stand against injustice. درمقابل ستم ایستادگی کردن
To stand up to someone . To assert oneself. درمقابل کسی قد علم کردن
defendants مقاوم درمقابل زور و فشار
to defend oneself [against] از خود دفاع کردن [درمقابل]
defendant مقاوم درمقابل زور و فشار
thermistor الت مقاوم درمقابل برق
thermolabile بی ثبات یا ناپایدار درمقابل حرارت
earthquake proof foundation غیر مقاوم درمقابل زلزله
It sinds into insignificance beside his invention . این درمقابل اختراع اوهیچ است
counterpose درمقابل یکدیگر قرار دادن متقابل ساختن
buck fever هیجان شکارچی تازه کار درمقابل شکار
d/a acceptance documentagainst تحویل اسناد درمقابل قبولی نویسی
bank protection حفافت ساحل رودخانه درمقابل تخریبهای ناشی ازجریان
robustness قدرت پوشش یک سیستم وتوانایی آن درمقابل ضربه وافتادن
best ball بازی یک نفر درمقابل 2 یا 3نفر برای کسب بهترین امتیاز
plene administravit دفاع امین یا مدیر ترکه درمقابل دعاوی مطروحه علیه متوفی
creditor's bill رسیدی که بستانکار متوفی درمقابل دریافت مقداری ازترکه به عنوان تصفیه حساب
stiffer مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
stiffest مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
private decument درمقابل عقد رسمی یا سند که در CL اسناد مصدق یا عقودمهمور به مهر نامیده میشود
knee brace پشت بندی که جهت مقاومت ساختمان درمقابل فشار ناشی از بادبسته میشود
stiff مسیر مقاوم در مقابل گوی بولینگ ثبات داشتن قایق درمقابل باد
parliamentarism سیستمی که در ان قوه مجریه درمقابل پارلمان جوابگو ومسئول اعمال خود باشد
armor protection حفافت درمقابل ادوات زرهی پوشش زرهی
white hope بوکسور سفیدپوست درمقابل بوکسور سیاه پوست
to pay against receipt در برابر رسید پرداختن درمقابل رسید دادن
pl مخفف جا
acronym مخفف
didn't مخفف not did
o' مخفف of
aren't مخفف not are
acronyms مخفف
obj مخفف شی
what's مخفف is what
logogram مخفف
abbreviated مخفف
mitigative مخفف
grammalogue مخفف
who'll مخفف shall who
wouldn't مخفف not would
who're مخفف are who
who's مخفف is who
shorthand symbol مخفف
wasn't مخفف not was
D.I.Y مخفف!yourself it Do
e'er مخفف ever
ft مخفف پا
token [symbol, abbreviation] مخفف
abbreviation مخفف
abbreviations مخفف ها
Nos مخفف شماره
depts مخفف بخش
hrs مخفف ساعت
HRH مخفف والاحضرت
delis مخفف delicatessen
dept مخفف بخش
deli مخفف delicatessen
oz مخفف اونس
perm مخفف permanent
pantos مخفف pantomime
panto مخفف pantomime
congrats مخفف تبریک
LV مخفف لاویان
Cpl مخفف سرجوخه
HP مخفف پرنیرو
permed مخفف permanent
hr مخفف ساعت
Fri مخفف جمعه
No. مخفف شماره
nighties مخفف nightgown
gm مخفف گرم
max مخفف maximum
masc مخفف مذکر
Maj مخفف Major
Jan مخفف ژانویه
LVs مخفف لاویان
Lieut مخفف Lieutenant
lib مخفف liberation
km مخفف کیلومتر
kg مخفف بشکه
Jun مخفف ژوئن
shan't مخفف کلمات not shall
mg مخفف میلیگرم
fem مخفف مونث
Feb مخفف فوریه
nightie مخفف nightgown
hols مخفف تعطیلات
HM مخفف هکتومتر
in. مخفف اینچ
Inc مخفف محوطه
info مخفف اطلاعات
inst مخفف فوری
gms مخفف گرم
e.g مخفف مثلا
ed. مخفف ویرایشگر
et al مخفف و دیگران
etc مخفف و غیره
fig. مخفف دیاگرام
perming مخفف permanent
reduced cues نشانههای مخفف
usu مخفف معمول
Univ مخفف جهانی
UK مخفف بریتانیا
TVs مخفف تلویزیون
tsp مخفف teaspoon
temps مخفف temporary
temp مخفف temporary
techs مخفف فنی
p.a مخفف سالیانه
tech مخفف فنی
SW مخفف southwest
Supt مخفف Superintendent
STDs مخفف معیار
STD مخفف معیار
vac مخفف vacation
vacs مخفف vacation
tsps مخفف teaspoon
yrs مخفف سالها
VIP مخفف کلمات
VIPs مخفف کلمات
yr مخفف سال
yds مخفف یارد
approx مخفف تقریبی
stereo مخفف واژههای
stereos مخفف واژههای
yd مخفف یارد
Apr مخفف آوریل
asst مخفف دستیار
kay مخفف کاترین
Aug مخفف افزونهای
St مخفف مقدس
SS مخفف مقدس
perms مخفف permanent
quins مخفف quintuplet
quin مخفف quintuplet
condos مخفف آپارتمان
abbreviation مخفف تلخیص
abbreviations مخفف تلخیص
pt مخفف بخش
cl مخفف یک ماشین پر
psychos مخفف psychotic
pp مخفف صفحات
psycho مخفف psychotic
PR مخفف جفت
poss مخفف تملک
condo مخفف آپارتمان
Capt مخفف ناخدا
cals مخفف کالیفرنیا
cal. مخفف کالیفرنیا
sax مخفف saxophone
Sgt مخفف گروهبان
C.O مخفف شرکت
TV مخفف تلویزیون
retd مخفف در استخدام
saxes مخفف saxophone
BS مخفف ترازنامه
sq مخفف توالی
Sr مخفف ارشد
AA مخفف الکلیهای ناشناس
C. of E مخفف کلیسای انگلیس
gran مخفف مادر بزرگ
mitigatory سبک سازنده مخفف
grans مخفف مادر بزرگ
contd مخفف ادامه یافته
jerry اسم خاص مخفف
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com