Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (36 milliseconds)
English
Persian
camouflage
مخفی کردن پوشاندن
camouflaged
مخفی کردن پوشاندن
camouflages
مخفی کردن پوشاندن
camouflaging
مخفی کردن پوشاندن
Other Matches
underground
مخفی شبکه مخفی جنگ غیر منظم
submerges
مخفی کردن
obscured
مخفی کردن
submerging
مخفی کردن
obscure
مخفی کردن
conceals
مخفی کردن
conceal
مخفی کردن
obscurer
مخفی کردن
hugger mugger
مخفی کردن
hickok belt
مخفی کردن زه
obscuring
مخفی کردن
obscurest
مخفی کردن
stow
مخفی کردن
occult
مخفی کردن
submerged
مخفی کردن
stowed
مخفی کردن
stowing
مخفی کردن
stows
مخفی کردن
submerge
مخفی کردن
obscures
مخفی کردن
submers
مخفی کردن
falsi crimen
مخفی کردن حقیقت
huddle
مخفی کردن درهم ریختگی
huddling
مخفی کردن درهم ریختگی
huddles
مخفی کردن درهم ریختگی
huddled
مخفی کردن درهم ریختگی
hickok belt
مخفی شدن پنهان کردن
camouflaging
استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflage
استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflages
استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
camouflaged
استتار کردن پوشاندن پنهان کردن وسایل جنگی
coatings
پوشاندن روکش کردن
sheathes
غلافدار کردن پوشاندن
suffused
پوشاندن اشباع کردن
suffuses
پوشاندن اشباع کردن
coats
پوشاندن روکش کردن
suffusing
پوشاندن اشباع کردن
concealment
پنهان کردن پوشاندن
sheathed
غلافدار کردن پوشاندن
fanned
پوشاندن پوشش کردن
coat
پوشاندن روکش کردن
immersing
زیر اب کردن پوشاندن
immerses
زیر اب کردن پوشاندن
coated
پوشاندن روکش کردن
fan
پوشاندن پوشش کردن
sheaths
غلافدار کردن پوشاندن
sheath
غلافدار کردن پوشاندن
immerse
زیر اب کردن پوشاندن
suffuse
پوشاندن اشباع کردن
fans
پوشاندن پوشش کردن
immersed
زیر اب کردن پوشاندن
sheathe
غلافدار کردن پوشاندن
fanning
پوشاندن پوشش کردن
carbonize
باذغال پوشاندن یاترکیب کردن
becloud
با ابر پوشاندن تاریک کردن
papering
یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
crowns
تاج گذاری کردن پوشاندن
papered
یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
papers
یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
liquor
با روغن پوشاندن چرب کردن
tinplate
با قلع پوشاندن حلبی کردن
ablest
لباس پوشاندن قوی کردن
able
لباس پوشاندن قوی کردن
paper
یادداشت کردن با کاغذ پوشاندن
crown
تاج گذاری کردن پوشاندن
liquors
با روغن پوشاندن چرب کردن
abler
لباس پوشاندن قوی کردن
souse
بطور کامل پوشاندن حمله کردن
mats
بوریا پوش کردن باحصیر پوشاندن
inundating
زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
mat
بوریا پوش کردن باحصیر پوشاندن
armor plate
زره دار کردن پوشاندن بازره
inundated
زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
inundates
زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
inundate
زیر سیل پوشاندن اشباع کردن
overwatch
مراقبت کردن پوشاندن حرکت یکانهای دیگربا اتش
incrust
با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
bedim
با ابر پوشاندن ابری یا مانند ابر کردن
clandestine
مخفی
hush-hush
مخفی
furtive
مخفی
perdu or due
مخفی
hidden
مخفی
hid
مخفی
secret
مخفی
slinky
مخفی
closets
مخفی
closeting
مخفی
hush hush
مخفی
undercover
مخفی
concealed
مخفی
covert
مخفی
secrets
مخفی
closeted
مخفی
slinkier
مخفی
closet
مخفی
slinkiest
مخفی
hid
مخفی شده
plainclothesman
پلیس مخفی
codes
کدهای مخفی
emissaries
مامور مخفی
secret ballot
رای مخفی
under
مخفی درزیر
bugging
میکروفن مخفی
bugs
میکروفن مخفی
emissary
مامور مخفی
hidden file
فایل مخفی
hidden codes
رمزهای مخفی
defector in place
مامور مخفی
mole
مامور مخفی
hidey-hole
مخفی گاه
hidy-hole
مخفی گاه
under-
مخفی درزیر
bug
میکروفن مخفی
covers
مخفی در بر گرفتن
blind
مخفی گاه
submergence
مخفی سازی
stowaways
مسافر مخفی
secret agents
مامور مخفی
stowaway
مسافر مخفی
by ballot
با رای مخفی
hideaway
مخفی گاه
blinded
مخفی گاه
hideaways
مخفی گاه
cover
مخفی در بر گرفتن
skeleton in one's closet
<idiom>
رازهای مخفی
coverings
مخفی در بر گرفتن
hidden
مخفی شده
blinds
مخفی گاه
secret agent
مامور مخفی
covert operations
عملیات مخفی
clandestinely
بطور مخفی
hides
مخفی نگاه داشتن
hide
مخفی نگاه داشتن
ballot
رای مخفی دادن
bugged
مجهز به میکروفن مخفی
ballots
رای مخفی دادن
fig leaves
لاپوش مخفی کننده
fig leaf
لاپوش مخفی کننده
balloted
رای مخفی دادن
perdue
مخفی سرباز جان فشان
cover
مخفی گاه
[جامعه شناسی]
conclearer of stolen goods
مخفی کننده اموال مسروقه
covered approach
پیشروی پوشیده معابر مخفی
blind
مخفی گاه
[جامعه شناسی]
perdu
مخفی سرباز جان فشان
cover
پوشش مخفی
[جامعه شناسی]
hush
ارامش دادن مخفی نگاهداشتن
blind
پوشش مخفی
[جامعه شناسی]
spial
عمل مخفی انجام دادن
gestapo
گشتاپو سازمان پلیس مخفی
ballots
رای مخفی مجموع اراء نوشته
balloted
رای مخفی مجموع اراء نوشته
disclose
یات چیزی که باید مخفی می ماند
disclosing
یات چیزی که باید مخفی می ماند
covered position
محوطه تحت پوشش موضع مخفی
ballot
رای مخفی مجموع اراء نوشته
hit the dirt
<idiom>
خیزرفتن به زمین ،درجایی مخفی شدن
ambush
مخفی گاه سربازان برای حمله
ambushes
مخفی گاه سربازان برای حمله
discloses
یات چیزی که باید مخفی می ماند
ambushed
مخفی گاه سربازان برای حمله
ambushing
مخفی گاه سربازان برای حمله
espial
جاسوسی عمل مخفی انجام دادن
apparatus
شعبه زیرزمینی و مخفی فعال دستگاه وسیله
rear takedown with outside leg tackle
گارد مخفی که حریف با میانکوب ضربه میشود
He has been exposed as a traitor.
هویت مخفی او
[مرد]
بعنوان خائن افشا شد.
screening, screenings
ایجاد سد بااستفاده از بدن ضربه را ازحریف مخفی نگهداشتن
screens
ایجاد سد بااستفاده از بدن ضربه را ازحریف مخفی نگهداشتن
screened
ایجاد سد بااستفاده از بدن ضربه را ازحریف مخفی نگهداشتن
acid house party
نوعی مهمانی که به صورت مخفی برگزار میشود و در آن موسیقی
screen
ایجاد سد بااستفاده از بدن ضربه را ازحریف مخفی نگهداشتن
secret ballot
ورقه رای مخفی دارای اسامی چاپی کاندیداها
culled
مخفی از فضای ذخیره سازی سه بعدی وکاهش زمان پردازش
culling
مخفی از فضای ذخیره سازی سه بعدی وکاهش زمان پردازش
culls
مخفی از فضای ذخیره سازی سه بعدی وکاهش زمان پردازش
cull
مخفی از فضای ذخیره سازی سه بعدی وکاهش زمان پردازش
masking
پوشاندن
overrun
پوشاندن
sod
پوشاندن
overcast
پوشاندن
overruns
پوشاندن
submerge
پوشاندن
enveloped
پوشاندن
enveloping
پوشاندن
envelop
پوشاندن
submerged
پوشاندن
envelops
پوشاندن
sods
پوشاندن
submerges
پوشاندن
overrunning
پوشاندن
incase etc
پوشاندن
shingle
پوشاندن
line
پوشاندن
lines
پوشاندن
enshoud
پوشاندن
masks
پوشاندن
mask
پوشاندن
emboss
پوشاندن
dresses
پوشاندن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com