English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 118 (8 milliseconds)
English Persian
privileged communication مدارک محرمانه
Search result with all words
administrative crypto account نگهداری اسناد و مدارک محرمانه
Other Matches
cost records مدارک قیمت تمام شده مدارک تعیین ارزش
reference مدارک
references مدارک
resources مدارک
record count شمار مدارک
training publication مدارک اموزشی
record management مدیریت مدارک
application papers مدارک درخواستنامه
application credentials مدارک درخواستنامه
application documents مدارک درخواستنامه
record gap شکاف بین مدارک
lost documents اسناد و مدارک گم شده
internal evidence مدارک یاگواه درونی
undocumented فاقد مدارک قانونی
documentation ارائه اسناد یا مدارک
documentation مدرک یا مدارک اسناد
cumulative evidence قرائن یا مدارک اضافی
office of records بایگانی یا دفتراسناد و مدارک
interrecord gap شکاف بین مدارک
record blocking کنده یی کردن مدارک
indirect evidence مدارک و ادله غیر مستقیم
restrict بازداشت طبقه بندی مدارک
restricting بازداشت طبقه بندی مدارک
restricts بازداشت طبقه بندی مدارک
limited access دراری محدودیت مدارک محدود
classified material مدارک طبقه بندی شده
document comparison utility برنامه کمکی مقایسه مدارک
medical records پرونده پزشکی مدارک بهداشتی
access to classified material دسترسی به مدارک طبقه بندی شده
accountable cryptomaterial مدارک و وسایل طبقه بندی شده
Here are my car registration papers. بفرمائید این مدارک مالکیت اتومبیل من است.
reserve on board مدارک و اییننامههای طبقه بندی شده ناو
internal evidence مدارک یا گواهی که از درون چیزی بدست میاید
cheek by jowl محرمانه
confidental محرمانه
private محرمانه
esoteric محرمانه
private code کد محرمانه
necessary house محرمانه
hush hush محرمانه
jackes محرمانه
in private محرمانه
in secret محرمانه
privates محرمانه
privily محرمانه
classified محرمانه
confidential محرمانه
confidentially محرمانه
arcane محرمانه
backsides محرمانه
backside محرمانه
hush-hush محرمانه
tete a tete محرمانه
subrosa محرمانه
restricted محرمانه
secret محرمانه
secrets محرمانه
privately محرمانه
disposal انهدام اسناد و مدارک یا وسایل مصرف واگذار کردن
private talk گفتگوی محرمانه
privity موضوع محرمانه
closed meeting گردهمایی محرمانه
closed conference گردهمایی محرمانه
private محرمانه سرجوخه
confides محرمانه گفتن
confided محرمانه گفتن
confide محرمانه گفتن
conclaves انجمن محرمانه
conclave انجمن محرمانه
closed محرمانه بسته
secrecy محرمانه بودن
backstage محرمانه خصوصی
off-the-record محرمانه و خصوصی
off the record محرمانه و خصوصی
privates محرمانه سرجوخه
surreptitiously محرمانه جانشین
in confidence بطور محرمانه
private code رمز محرمانه
privy خصوصی محرمانه
confidential خیلی محرمانه
surreptitious پنهان محرمانه
underground تشکیلات محرمانه وزیرزمینی
data privacy محرمانه بودن داده ها
secret services دستگاه محرمانه دولت
secret service دستگاه محرمانه دولت
hugger mugger تنهایی مطلب محرمانه
confidential دارای ماموریت محرمانه
tip محرمانه رساندن نوک
behind the stage <adj.> <adv.> محرمانه [اصطلاح مجازی]
tipping محرمانه رساندن نوک
get wise to something/somebody <idiom> درمورد موضوع محرمانه فهمیدن
underplot دسیسه محرمانه دوز و کلک
tipsters فروشنده اسرار واطلاعات محرمانه
to give one the straight tip محرمانه چیزیرا بکسی خبردادن
tipster فروشنده اسرار واطلاعات محرمانه
snoopy بعمل اورنده تحقیقات محرمانه
sanitize حفظ کردن اسناد و مدارک بااهمیت با تغییر اسامی یامحلها یا علایم مشخصه ان
to have a closed meeting نشست محرمانه داشتن [بخصوص سیاست]
top-secret مخصوص افسران وخواص خیلی محرمانه
putsch توط ئه محرمانه برای برانداختن حکومت
collogue توط ئه چیدن محرمانه گفتگو کردن
top secret مخصوص افسران وخواص خیلی محرمانه
putsches توط ئه محرمانه برای برانداختن حکومت
under the rose نهانی زیر جلی محرمانه در خفا
Between you , me and the gatepost. Between ourselves . میان خودمان باشد( محرمانه باقی بماند )
declassifying تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
declassify تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
declassifies تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
declassified تنزل رتبه دادن به غیر محرمانه کردن
scientific socialism بررسی سوسیالیسم از طریق امار وارقام و شواهد و مدارک و برمبنای اصول اقتصاد و جامعه شناسی
protection عملی که مانع کپی گرفتن از دادههای محرمانه افراد بدون اجازه میشود.
demarche بعمل می اورد . به این معنی که فرستاده ویژهای برای مذاکره درباره مطلب مورد نظر و تقدیم مدارک کتبی به ان کشور نزد وزیرامور خارجه ان می فرستد
I was tipped off . به من رساندند (خصوصی خبر دادند ؟محرمانه اطلاع دادند )
defense classification طبقه بندی اطلاعات مربوط به پدافند سیستم طبقه بندی مدارک وزارت دفاع
depository بایگانی مدارک بایگانی راکد
authentic document اصل سند مدارک اصلی سند اصلی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com