Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
ignition circuit
مدار احتراق
Other Matches
crossfiring
اتصال کوتاه بین دو سیم درسیستم احتراق که باعث احتراق نابهنگام میشود
duplexes
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
duplex
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
premature ignition
احتراق نابهنگام احتراق بیموقع
critical grid current
جریان احتراق شبکه ولتاژ احتراق شبکه
pad
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pads
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
composite circuit
مدار الکترونیکی که از چندین مدار و قطعه کوچکتر تشکیل شده است
switching
مدار الکترونیکی که میتواند پیام ها را از یک خط یا مدار د مرکز کنترل به دیگری ارسال کند
inferior planet
سیارهای که مدار گردش ان کوچکتر از مدار زمین میباشد
pinned
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pin
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinning
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
mask design
اخرین مرحله از طراحی مدارمجتمع که به وسیله ان طرح مدار از طریق پوششهای چندگانه مربوط به لایههای گوناگون مدار مجتمع تحقق می یابد
firing circuit
مدار چاشنی مدار انفجار
powder train
مدار خرج مدار باروت
one hook
مدار انفجاری که فقط به یک عامل انفجاری نیاز دارد مدار یک عامله
burning
احتراق
explosion
احتراق
lighting
احتراق
arson
احتراق
oxidization
احتراق
explosions
احتراق
firing
احتراق
ignition
احتراق
seeting on fire
احتراق
combustion
احتراق
deflagration
احتراق
inflammation
احتراق
interface
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interfaces
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
flame out
قطع احتراق
ignition choke
پیچک احتراق
firing order
ترتیب احتراق
firing position
موقعیت احتراق
ignition cable
کابل احتراق
ignition pulse
ایمپولز احتراق
flash point
نقطه احتراق
ignition pulse
ضربه احتراق
ignition
اشتعال احتراق
ignition pulse
پالس احتراق
base ignition
احتراق تحتانی
ignition condition
حالت احتراق
ignition charge
خرج احتراق
ignition control
کنترل احتراق
premature ignition
احتراق زودرس
ignition current
جریان احتراق
ignition device
وسیله احتراق
pre ignition
زود احتراق
ignition lag
تاخیر احتراق
external combustion
احتراق خارجی
advanced ignition
اوانس احتراق
sulphur
اصل احتراق
combustible
قابل احتراق
combustible
احتراق پذیر
misfiring
احتراق ناقص
inexplosive
غیرقابل احتراق
heat of combustion
گرمای احتراق
ignitibility
قابلیت احتراق
internal combustion
احتراق داخلی
heating value
گرمای احتراق
hot bulb ignition
احتراق سرسرخ
timing
زمان احتراق
igniter switch
کلید احتراق
igniter switch
سوئیچ احتراق
ignitability
قابلیت احتراق
magneto ignition
احتراق با مگنت
combustibility
قابلت احتراق
ignition by contact
احتراق تماسی
ignition spark
جرقه احتراق
ignition switch
کلید احتراق
ignition voltage
ولتاژ احتراق
ignition by incandescence
احتراق التهابی
igniting spark
جرقه احتراق
combustion
اشتعال احتراق
heat value
گرمای احتراق
igniting point
نقطه احتراق
igniting agent
عامل احتراق
ignitible
قابل احتراق
ignitable
قابل احتراق
duplex ignition
احتراق دوگانه
combustor
محفظه احتراق
sulfur
اصل احتراق
combustion efficiency
بازده احتراق
combustion efficiency
راندمان احتراق
combustiblity
قابلیت احتراق
dual ignition
احتراق دو برقی
burning brand
نوع احتراق
combustion area
محفظه احتراق
combustion chamber
محفظه احتراق
two spark ignition
احتراق دو جرقهای
firing accessories
لوازم احتراق
single ignition
احتراق تک برقی
surface burning
احتراق سطحی
triple ignition
احتراق سه برقی
internal combustion engines
موتور احتراق داخلی
explosively
بطور قابل احتراق
delay zction firing
عمل احتراق با تاخیر
order of fire
ترتیب احتراق موتور
incombustibility
عدم امکان احتراق
dual ignition system
سیستم احتراق دوتایی
burning brand
علامت احتراق نیمسوزی
jump spark ignition
احتراق با جرقه جهنده
internal combustion engine
موتور احتراق داخلی
combustible
جسم قابل احتراق
molar heat of combusion
گرمای مولی احتراق
make and break ignition
احتراق با قطع و وصل
maximum gate trigger current
جریان احتراق حداکثر
maximum gate trigger voltage
ولتاژ احتراق حداکثر
compression ingition
احتراق توسط فشار
constant pressure combustion
احتراق در فشار ثابت
combustor
سیستم احتراق توربین
ignition by contact breaking
احتراق با قطع کنتاکت
ignition system
سیستم احتراق موتور
incombustible
غیر قابل احتراق
molar enthalpy of combusion
انتالپی مولی احتراق
ignition temperature
درجه حرارت احتراق
ignition voltage
فشار الکتریکی احتراق
preignition
احتراق قبل از وقت
ignition analyzer
اسیلوگراف کنترل احتراق
cannular
محفظه احتراق حلقوی شکل
firedamp
گاز قابل احتراق معدن
capacitor discharge ignition
سیستم احتراق با انرژی زیاد
vaporizing combustor
سیستم احتراق توربین گاز
can annular
محفظه احتراق حلقوی شکل
burner cans
محفظه احتراق موتورهای توربینی
afterburning
عملیات بعد از احتراق سوخت
timing
تنظیم زمان احتراق موتور
gradient circuit
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
can
هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
canning
هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
ignition
احتراق اتش زدن مشتعل کردن
cans
هریک از لولههای مجزا درمحفظه احتراق
explosive
قابل احتراق ماده محترقه یا منفجره
precombustion chamber engine
موتور با اطاق احتراق تراکم قبلی
backfiring
احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
backfires
احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
backfire
احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
backfired
احتراق درموتورهای درونسوز قبل ازتکمیل عمل تراکم
plug nozzle
نازلی در موتورهای راکت بامحفظه احتراق حلقوی وپیچشی
burner compartment
قسمتی از روپوش موتور که روی محفظه احتراق قرارگرفته است
hot test
تست استاتیک موتور راکت که در ان احتراق واقعی صورت میگیرد
igniter
ماده بسیار قابل احتراق که باماده ضعیفتر مخلوط میشود
restricted propellant
سوخت جامد که تنها قسمتی از سطح ان در معرض احتراق قرار دارد
charactristic lenght
نسبت حجم محفظه احتراق به مساحت دهانه ورودی موتوردر راکت
residence time
مدت زمانیکه قطرات کوچک سوخت در محفظه احتراق توربین گاز میمانند
multipropellant
سوخت راکت متشکل از دو یاچند جزء که بصورت مجزا به محفظه احتراق وارد میشوند
hung start
شرایطی در استارت توربینهای گاز که در ان احتراق صورت میگیرد ولی موتور به سرعت خودکفایی نمیرسد
multi chamber
نوعی محفظه احتراق درموتورهای توربین که در ان محفظه ها دورتادورقرارگرفته اند
combustion starter
مکانیزمی که در ان احتراق یک سوخت ترکیب سوخت و هواانرژی لازم برای شروع دوران موتور را تامین میکند
compression ignition
احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
rate of flame propagation
سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
diesel ramjet
موتور رم جت که سرعت ان به حدی است که گرمای حاصل از تراکم هوای داخل ان برای احتراق سوخت کافی است
engine
موتور بنزینی موتور احتراق داخلی
external combustion engine
موتور احتراق خارجی موتور برونسوز
pivots
مدار
theme
مدار
orbit
مدار
track circuit
مدار خط
pivot
مدار
pivoted
مدار
circuit
مدار
orbits
مدار
orbited
مدار
electric circuit
مدار
and gate
مدار AND
circuits
مدار
or circuit
مدار OR
zone
مدار
zones
مدار
absis
مدار
themes
مدار
superposed circuit
مدار متداخل
trunk
مدار ترانک
control circuit
مدار فرمان
bridge circuit
مدار پلوار
breadboard
تخته مدار
parameters
مقداری از یک مدار
trunks
مدار ترانک
parameter
مقداری از یک مدار
control circuit
مدار کنترل
feedback circuit
مدار پس خورد
aperiodic circuit
مدار بی تناوب
combined circuit
مدار مرکب
armature circuit
مدار ارمیچر
external circuit
مدار خارجی
explosive scale
مدار منفجره
expansion orbit
مدار نشان
ground return circuit
مدار تک سیم
bistable circuit
مدار دوپایا
communication circuit
مدار ارتباطی
compound circuit
مدار مرکب
complex circuit
مدار مختلط
composited circuit
مدار تک سیم
one wire circuit
مدار تک سیم
single wire circuit
مدار تک سیم
basic circuit
مدار ساده
electric circuit
مدار الکتریکی
blind circuit
مدار یک طرفه
branch circuit
مدار انشعابی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com