Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (3 milliseconds)
English
Persian
external circuit
مدار خارجی
Search result with all words
port
مدار یا اتصال که به کامپیوتر امکان دریافت داده از وسایل خارجی دیگر میدهد
input
مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان دریافت داده از وسیله خارجی میدهد
inputted
مدار یا اتصالی که به کامپیوتر امکان دریافت داده از وسیله خارجی میدهد
external magnetic circuit
مدار مغناطیسی خارجی
Other Matches
duplex
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
duplexes
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
positive externalities
صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
exterior angle
زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
impurity
جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
external symbol dictionary
فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
pad
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pads
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
composite circuit
مدار الکترونیکی که از چندین مدار و قطعه کوچکتر تشکیل شده است
switching
مدار الکترونیکی که میتواند پیام ها را از یک خط یا مدار د مرکز کنترل به دیگری ارسال کند
outwork
استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
foreign exchange
پول خارجی ارز خارجی
inferior planet
سیارهای که مدار گردش ان کوچکتر از مدار زمین میباشد
pin
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinning
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinned
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
mask design
اخرین مرحله از طراحی مدارمجتمع که به وسیله ان طرح مدار از طریق پوششهای چندگانه مربوط به لایههای گوناگون مدار مجتمع تحقق می یابد
wilson
پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
external diseconomies
عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
firing circuit
مدار چاشنی مدار انفجار
powder train
مدار خرج مدار باروت
one hook
مدار انفجاری که فقط به یک عامل انفجاری نیاز دارد مدار یک عامله
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
interface
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interfaces
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
gradient circuit
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
back berm
سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
exogenous
خارجی
exosphere
خارجی
outer
خارجی
exotic
خارجی
aliens
خارجی
alien
خارجی
externals
خارجی
foreign
خارجی
exterior
خارجی
outboard
خارجی
outward
خارجی
gringo
خارجی
gringos
خارجی
abextra
خارجی
international line
خط خارجی
exteriors
خارجی
exoteric
خارجی
outside
خارجی
extra
خارجی
extra-
خارجی
peripheral
خارجی
extras
خارجی
external
خارجی
outsider
خارجی
outsiders
خارجی
extern
خارجی
extraneous
خارجی
oversea
خارجی
outsides
خارجی
outwork
سنگر خارجی
slough
پوسته خارجی
fanades
نمای خارجی
outward opening
دهانه خارجی
facades
نمای خارجی
facade
نمای خارجی
spillover effects
اثرات خارجی
immission
انتشار خارجی
strangest
خارجی غریبه
spillover costs
هزینههای خارجی
outside view
منظره خارجی
renvoi
تبعیدشخص خارجی
exosphere
قسمت خارجی جو
strange
خارجی غریبه
incarnation
صورت خارجی
outer fix
رمپ خارجی
outness
کیفیت خارجی
outboard profile
نیمرخ خارجی
outer wall
دیوار خارجی
overseas trade
معاملات خارجی
overseas agent
نماینده خارجی
outside caliper
کولیس خارجی
outside power
جریان خارجی
incarnations
صورت خارجی
load
بار خارجی
loads
بار خارجی
outside cause
علت خارجی
outer connection
اتصال خارجی
external symbol
علامت خارجی
outside diameter
قطر خارجی
outside view
نمای خارجی
outer planets
سیارات خارجی
foreign particle
جسم خارجی
external transaction
معاملات خارجی
external thread
دنده خارجی
external store
انباره خارجی
external storage
حافظه خارجی
external storage
انباره خارجی
external sort
جورکردن خارجی
external security
امنیت خارجی
external reperence
ارجاع خارجی
external reference
ارجاع خارجی
external reference
مرجع خارجی
external pressure
فشار خارجی
external operation
عملیات خارجی
external menory
حافظه خارجی
external memory
حافظه خارجی
external load
بار خارجی
external variable
متغیر خارجی
externalities
پی امدهای خارجی
externalities
اثرات خارجی
foreign loan
وام خارجی
foreign law
حقوق خارجی
foreign deposit
سپرده خارجی
foreign currency
ارز خارجی
foreign currencies
پولهای خارجی
foreign bill
برات خارجی
foreign aid
کمک خارجی
foreign reserves
ذخائر خارجی
foreign trade
بازرگانی خارجی
foreign trade
تجارت خارجی
extrinsic factor
عامل خارجی
extrinsic
بیرونی خارجی
exteroceptive
محرک خارجی
externalization
خارجی کردن
external label
برچسب خارجی
external interrupt
وقفه خارجی
external force
نیروی خارجی
alien enemy
دشمن خارجی
adventitious
خارجی الحاقی
actine
قسمت خارجی
acrotic
بیرونی خارجی
impurity
اتم خارجی
landfalls
بویه خارجی
landfall
بویه خارجی
load curve
خم بار خارجی
guest
انگل خارجی
foreign exchange
تعویض خارجی
foreign exchange
پول خارجی
foreign exchange
ارز خارجی
foreign exchange
مبادله خارجی
foreign national
ملیت خارجی
foreign national
تبعه خارجی
negative externalities
زیانهای خارجی
angle of emergence
زاویه خارجی
arris
زاویه خارجی
inflow of foreign funds
ورودسرمایههای خارجی
external docuhentation
مستندات خارجی
external delay
تاخیر خارجی
external cost
هزینه خارجی
external control
کنترل خارجی
external command
فرمان خارجی
external combustion
احتراق خارجی
external benefits
فواید خارجی
external armature
ارمیچر خارجی
exterior varnish
لاک خارجی
exterior varnish
جلای خارجی
exterior ballistics
بالیستیک خارجی
ectoparasite
انگل خارجی
concrete object
عین خارجی
imbody
صورت خارجی
foreign policy
سیاست خارجی
guests
انگل خارجی
superior planets
سیارههای خارجی
externalised
خارجی کردن
apophysis
منحنی خارجی
apothesis
منحنی خارجی
facade
نمای خارجی
externalized
خارجی کردن
externalize
خارجی کردن
externalising
خارجی کردن
externalizes
خارجی کردن
spillover benefits
منافع خارجی
faces
نمای خارجی
externalizing
خارجی کردن
superior conjunction
مقارنه خارجی
apophyge
منحنی خارجی
externalises
خارجی کردن
face
نمای خارجی
importing
بازیگر خارجی تیم
imported
بازیگر خارجی تیم
import
بازیگر خارجی تیم
pericranium
قسمت خارجی جمجمه
negative externalities
پی امدهای نامطلوب خارجی
connected load
بار خارجی متصل
objective
دارای وجود خارجی
halts
معمولا با روشهای خارجی
inductive load
بار خارجی القایی
external economies
صرفه جوئیهای خارجی
external gear
تاج دندانه خارجی
exocrine
غدهء مترشحهء خارجی
halted
معمولا با روشهای خارجی
passives
دستخوش عامل خارجی
pericardium
غشاء خارجی قلب
pecuniary externalities
پی امدهای خارجی پولی
peak power
بار خارجی بیشینه
peak load
بار خارجی بیشینه
outboard
سمت خارجی کشتی
full load
بار خارجی اسمی
unbalanced load
بار خارجی نامتوازن
objectively
بطور واقعی یا خارجی
exoskeleton
استخوان بندی خارجی
outward application
استعمال برونی یا خارجی
outside influence
نفوذ بیرونی یا خارجی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com