Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
thin film circuit
مدار غشایی نازک
Other Matches
thin film memory
حافظه غشایی نازک
thick film circuit
مدار غشایی ضخیم
duplexes
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
duplex
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
velar
غشایی
zonal
غشایی
dermal
غشایی
membran
غشایی
zonary
غشایی
membranous
غشایی
film resistor
مقاومت غشایی
involucre
پوشش غشایی
septum
درپوش غشایی
cortical
غشایی قشری
zonation
ساختمان غشایی
membrance electrode
الکترود غشایی
gas sensing membrance electrode
الکترود غشایی گاز حس کن
glass membrance electrode
الکترود شیشه غشایی
membrance keyboard
صفحه کلید غشایی
frenum
چین غشایی لگام
membrane curing
نگهداری غشایی بتن
liquid membrance electrode
الکترود مایع غشایی
septum
درپوش غشایی خودبند
pad
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pads
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
composite circuit
مدار الکترونیکی که از چندین مدار و قطعه کوچکتر تشکیل شده است
switching
مدار الکترونیکی که میتواند پیام ها را از یک خط یا مدار د مرکز کنترل به دیگری ارسال کند
inferior planet
سیارهای که مدار گردش ان کوچکتر از مدار زمین میباشد
pinning
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinned
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pin
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
mask design
اخرین مرحله از طراحی مدارمجتمع که به وسیله ان طرح مدار از طریق پوششهای چندگانه مربوط به لایههای گوناگون مدار مجتمع تحقق می یابد
cable weft
پود ضخیم
[بعد از کامل شدن یک ردیف گره جهت محکم کردن آنها در اکثر فرش ها از یک پود نازک و سپس یک پود کلفت استفاده می شود در برخی مناطق نیز از دو پود نازک و یک پود کلفت بصورت یک در میان استفاده میکنند]
powder train
مدار خرج مدار باروت
firing circuit
مدار چاشنی مدار انفجار
one hook
مدار انفجاری که فقط به یک عامل انفجاری نیاز دارد مدار یک عامله
membranaceous
دارای غشاء پرده پرده غشایی
interface
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interfaces
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
gradient circuit
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
slims
نازک
slimming
نازک
slimmed
نازک
slim
نازک
soft hearted
نازک دل
eggshell
نازک
eggshells
نازک
slimmest
نازک
finest
نازک
egg shell
نازک
tinnily
نازک
touchy
دل نازک
tenderhearted
دل نازک
tender hearted
دل نازک
tender hearted
نازک دل
perone
نازک نی
fine
نازک
tenuous
نازک
tendering
نازک
tender
نازک
softhearted
نازک دل
ethereal
نازک
tendered
نازک
tenderest
نازک
svelt
نازک
papyraceous
نازک
soft-hearted
نازک دل
feather edged
لب نازک
attenute
نازک
young ice
یخ نازک
touchier
دل نازک
thinners
نازک
frailest
نازک
thinnest
نازک
thins
نازک
fined
نازک
tenderhearted
<adj.>
دل نازک
touchiest
دل نازک
gossamer
نازک
thinned
نازک
thin
نازک
frail
نازک
frailer
نازک
fragile
نازک
squeamishness
نازک طبعی
softest
مهربان نازک
softer
مهربان نازک
soft
مهربان نازک
thready
نازک چسبناک
pellicle
غشاء نازک
pellicle
پوسته نازک
folium
طبقه نازک
rice paper
کاغذ نازک
delicate
نازک بین
small stuff
طناب نازک
cord
طناب نازک
gold leaf
زرورق نازک
racking
طناب نازک
attenuating
نازک کردن
picksome
نازک نارنجی
attenuates
نازک کردن
radicle
فرعی نازک
attenuated
نازک کردن
cords
طناب نازک
attenuate
نازک کردن
card board
مقوای نازک
scale board
تخته نازک
shim
بوش نازک
lambkino
بچه نازک
thinner
نازک کننده
cardboard
مقوای نازک
hairline rule
خط بسیار نازک
folia
طبقات نازک
d. touch
نازک کاری
spared
نحیف نازک
spare
نحیف نازک
verglas
قشر نازک یخ
thins
نازک شدن
thins
نازک کردن
thin film
لایه نازک
thin film
غشای نازک
thinnest
نازک شدن
extenuate
نازک کردن
film
پرده نازک
filmed
پرده نازک
d. constitution
وجود نازک
joinery
نازک کاری
mull
ململ نازک
slat
تخته نازک
thin skinned
نازک نارنجی
thin skinned
پوست نازک
slats
تخته نازک
tenderization
نازک سازی
feather edge
لبه نازک
finishing
نازک کاری
thin
نازک کردن
thinned
نازک شدن
thinned
نازک کردن
thin
نازک شدن
fine draw
نازک کردن
fine spun
نازک ریسته
finespun
نازک رشته
thinly
به طور نازک
tanyphonia
نازک صدایی
thinners
نازک شدن
patsy
نازک نارنجی
featheredge
لبه نازک
thinners
نازک کردن
tenderhefted
دل نازک دل رحیم
thinnest
نازک کردن
laminal
دارای ورقههای نازک
niminy piminy
نازک نارنجی و ژستی
depositions
سطح با یک لایه نازک
magnetic thin film
غشاء نازک مغناطیسی
deposition
سطح با یک لایه نازک
onion skin
یکجور کاغذ نازک
marline
طناب علفی نازک
metal foil
ورق نازک فلزی
seams
رگه نازک معدن
seam
رگه نازک معدن
veneer
لایه نازک چوب
laminar
دارای ورقههای نازک
oxide skin
قشر نازک اکسید
touchier
نازک نارنجی حساس
touchy
نازک نارنجی حساس
touchiest
نازک نارنجی حساس
onionskin
کاغذ نازک زرورق
magnetic thin film
فیلم نازک مغناطیسی
tissue paper
دستمال کاغذی نازک
fleshings
جامه نازک تن نما
toile
پارچه کتان نازک
flat colour
رنگ نازک مستوی
field point
سر تیر بسیار نازک
wires
هادی فلزی نازک
feathured-edged
لبه نازک شده
wire
هادی فلزی نازک
thin plate battery
باتری صفحه نازک
French stick
قرصدراز نازک نان
gauzy
نازک وسوراخ سوراخ
thin skinned
دارای پوست نازک
thin walled cylinder
استوانه جدار نازک
masterstrokes
نازک کاری هنری
tin foil
ورق نازک قلع
stave
شیارهای نازک چوب
masterstroke
نازک کاری هنری
splint bone
استخوان ساق نازک نی
hair stroke
نازک کاری درخوشنویسی
attenuates
ضعیف شدن نازک
attenuating
ضعیف شدن نازک
attenuate
ضعیف شدن نازک
thin layer chromatography
کروماتوگرافی لایه نازک
shear thinning
نازک شدن برش
scruff
پرده نازک غشاء
strip
ماده طولانی نازک
gold leaf
ورقه طلای نازک
peeling
پارچه لباسی نازک
foreign letter paper
کاغذ چاپاری نازک
attenuated
ضعیف شدن نازک
magnetic thin film memory
حافظه فیلم نازک مغناطیسی
shallots
پیاز کوچک لوله نازک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com