English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (16 milliseconds)
English Persian
igniter train مدار مشتعل کننده
Other Matches
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
ignitor مشتعل کننده
igniter مشتعل کننده
igniting powder خرج مشتعل کننده
igniting fuze کلاهک مشتعل کننده
ignition cap کلاهک مشتعل کننده
igniting primer چاشنی مشتعل کننده
igniting fuze ماسوره مشتعل کننده
initiator چاشنی مشتعل کننده
igniter pad بالشتک مشتعل کننده
igniter مشتعل کننده اتش زنه
buster خرج مشتعل کننده استری یا لایی
igniter خرج مشتعل کننده کلاهک منفجرکننده
coupling base وسیلهای که چاشنی را به کلاهک یا خرج مشتعل کننده وصل میکند
tamping بستن مواد مشتعل کننده به دور خرج کیپ کردن خرج
duplexes مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
duplex مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
induction circuit مدار القاء کننده
inverting circuit مدار معکوس کننده
discriminating circuit مدار تفکیک کننده مین
detecting circuit مدار کشف کننده مین
line circuit breaker کلید قطع کننده مدار
cocking circuit مدار مسلح کننده مین
automatic circuit breaker کلید قطع کننده مدار خودکار
cut out switch مدار یا زیردستگاه ناکنش ورساز یا غیرفعال کننده
epo Off Power Emergency مدار و دکمههای فعال کننده ان
video amplifier دستگاه یا مدار تقویت کننده فرکانسهای سمعی و بصری
serials مدار جمع کننده که در هر لحظه روی یک رقم از عدد بزرگتر کار میکند
serial مدار جمع کننده که در هر لحظه روی یک رقم از عدد بزرگتر کار میکند
carrying سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها
carried سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها
carry سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها
carries سیگنال مدار جمع کننده برای بیان کامل بودن تمام عملیات وام ها
ecl طراحی مدار منط قی با سرعت بالا با استفاده از منتشر کننده ترانزیستورها به عنوان اتصالات خروجی به مراحل دیگر
rat's nest یک ویژگی در سیستمهای طراحی مدار چاپی که به استفاده کننده اجازه میدهدتا تمام اتصالات میان مولفه ها را ببیند
test element دستگاه ازمایش کننده عنصر ازمایش مدار
pad ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pads ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
composite circuit مدار الکترونیکی که از چندین مدار و قطعه کوچکتر تشکیل شده است
switching مدار الکترونیکی که میتواند پیام ها را از یک خط یا مدار د مرکز کنترل به دیگری ارسال کند
inferior planet سیارهای که مدار گردش ان کوچکتر از مدار زمین میباشد
pinned یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinning یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pin یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
marking current جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
self- قطعه RAM پوییا با مدار تو کار برای تولید سیگنالهای تنظیم کننده که باعث برگرداندن داده میشود وقتی که برق قط ع میشود با استفاده از باتری پشتیبان
mask design اخرین مرحله از طراحی مدارمجتمع که به وسیله ان طرح مدار از طریق پوششهای چندگانه مربوط به لایههای گوناگون مدار مجتمع تحقق می یابد
blazing مشتعل
ablaze مشتعل
red-hot مشتعل
sulfurous مشتعل
in flames مشتعل
sulphurous مشتعل
conflagrant مشتعل
aflame مشتعل
glowed مشتعل بودن
furnaces مشتعل کردن
glow discharge cold cathode tube لامپ مشتعل
aglow مشتعل وفروزان
furnace مشتعل کردن
kindles مشتعل شدن
kindle مشتعل شدن
kindled مشتعل شدن
glow tube لامپ مشتعل
emblaze مشتعل کردن
flaming discharge تخلیه مشتعل
glow discharge tube لامپ مشتعل
flaming arc قوس مشتعل
glows مشتعل بودن
glow مشتعل بودن
powder train مدار خرج مدار باروت
firing circuit مدار چاشنی مدار انفجار
burns سوختن مشتعل شدن
burn سوختن مشتعل شدن
igniting مشتعل کردن یا شدن
neon glow lamp لامپ مشتعل نئون
ignited مشتعل کردن یا شدن
flames مشتعل شدن تابش
ignite مشتعل کردن یا شدن
flame مشتعل شدن تابش
relume برافروختن مشتعل کردن
on fire مشتعل درتاب وتب
ignites مشتعل کردن یا شدن
closed cycle reactor system در هسته شناسی راکتوری که در ان گرمای اولیه حاصل ازشکافت برای انجام کار مفیدتوسط دوران یا گردش ماده سرد کننده در یک مدار بسته دارای مکانیزم تبادل حرارتی به خارج از هسته منتقل میشود
blazes شعله درخشان یا اتش مشتعل
ignited اتش گرفتن مشتعل شدن
blaze شعله درخشان یا اتش مشتعل
ignite اتش گرفتن مشتعل شدن
blazed شعله درخشان یا اتش مشتعل
low مشتعل شدن زبانه کشیدن
ignites اتش گرفتن مشتعل شدن
igniting اتش گرفتن مشتعل شدن
propane پارافین گازی و مشتعل هیدروکاربنی
to burst into flames اتش گرفتن مشتعل شدن
one hook مدار انفجاری که فقط به یک عامل انفجاری نیاز دارد مدار یک عامله
envy rankled in his breast اتش رشک در سینه اش مشتعل بود
ignition احتراق اتش زدن مشتعل کردن
interfaces 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interface 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
gradient circuit مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
ignited اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
ignite اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
ignites اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
igniting اتش کردن محفظه حامل باروت مشتعل کردن
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
electric circuit مدار
circuit مدار
track circuit مدار خط
circuits مدار
zone مدار
and gate مدار AND
or circuit مدار OR
orbit مدار
pivots مدار
absis مدار
theme مدار
themes مدار
pivoted مدار
pivot مدار
orbited مدار
zones مدار
orbits مدار
closed circuits مدار بسته
primery citcuit مدار اولیه
one wire circuit مدار تک سیم
single wire circuit مدار تک سیم
ground return circuit مدار تک سیم
zonate دارای مدار
hydraulic cycle مدار هیدرولوژی
oscillating circuit مدار نوسان
ground circuit مدار زمینی
cycle سیکل مدار
composited circuit مدار تک سیم
four wire circuit مدار چهارسیمه
cycled سیکل مدار
cycles سیکل مدار
communication circuit مدار ارتباطی
parameters مقداری از یک مدار
three phase circuit مدار سه فاز
horse latitude مدار اسب
orbit of the earth مدار زمین
printed circuit مدار چاپی
complex circuit مدار مختلط
parallel circuit مدار شنتی
closed circuit مدار بسته
orbit of the moon مدار ماه
parameter مقداری از یک مدار
two state circuit مدار دو حالتی
compound circuit مدار مرکب
trigger مدار رهاساز
board صفحه مدار
trunk circuit شاه مدار
primary circuit مدار ورودی
not circuit مدار نفی
not circuit مدار نقض
terminal قطب مدار
terminals قطب مدار
grid circuit مدار شبکه
delay circuit مدار تاخیر
triggers مدار رهاساز
boarded صفحه مدار
power circuit مدار توان
two wire circuit مدار دوسیمه
triggered مدار رهاساز
two wire circuit مدار دو سیمه
two phase circuit مدار دو فازه
welding circuit مدار جوشکاری
simple circuit مدار توان
converter circuit مدار مبدل
grid branch مدار شبکه
transfer orbit مدار انتقال
control circuit مدار فرمان
control circuit مدار کنترل
open loop مدار باز
neural circuit مدار عصبی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com