English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (11 milliseconds)
English Persian
equivalent circuit مدار معادل
Search result with all words
coincidence circuit مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
coincidence element مدار الکترونیکی که یک سیگنال خروجی تولید میکند وقتی که دو ورودی همزمان اتفاق میافتد یا دو کلمه دودویی معادل باشند
high frequency equivalent circuit مدار معادل فرکانس بالا
t equivalent circuit مدار معادل " T "
t parameter equipment circuit مدار معادل به صورت " T "
Other Matches
duplexes مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
duplex مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
pads ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pad ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
composite circuit مدار الکترونیکی که از چندین مدار و قطعه کوچکتر تشکیل شده است
switching مدار الکترونیکی که میتواند پیام ها را از یک خط یا مدار د مرکز کنترل به دیگری ارسال کند
inferior planet سیارهای که مدار گردش ان کوچکتر از مدار زمین میباشد
pinned یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pin یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinning یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
mask design اخرین مرحله از طراحی مدارمجتمع که به وسیله ان طرح مدار از طریق پوششهای چندگانه مربوط به لایههای گوناگون مدار مجتمع تحقق می یابد
firing circuit مدار چاشنی مدار انفجار
powder train مدار خرج مدار باروت
one hook مدار انفجاری که فقط به یک عامل انفجاری نیاز دارد مدار یک عامله
interfaces 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interface 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
gradient circuit مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
equivalents معادل
equipollent معادل
tantamount معادل
equivalent معادل
ntamount معادل
kilo معادل هزار
equivalent weight وزن معادل
equivalent service rounds گلوله معادل
equal دقیقاگ معادل
equals دقیقاگ معادل
equalling دقیقاگ معادل
equaled دقیقاگ معادل
equaling دقیقاگ معادل
equalled دقیقاگ معادل
modifying معادل adapt
equalize معادل کردن .
equalized معادل کردن .
equalizes معادل کردن .
equalizing معادل کردن .
equivalence معادل بودن
order of the day معادل agenda
memorials معادل memorandum
memorial معادل memorandum
equalises معادل کردن .
equalised معادل کردن .
modify معادل adapt
modifies معادل adapt
equivalent area سطح معادل
reinsurance معادل re-assurance
ration in kind معادل جیره
counterclaim معادل set-off
equivalence gate دریچه معادل
date labourer معادل daysman
egalitaire معادل equalitarianism
deception معادل cheat
redemption معادل ransom
grade equivalent معادل کلاسی
deceptions معادل cheat
reformist معادل reformer
reformists معادل reformer
b معادل با بایتها
assessor معادل assesor
menace معادل blackmail
menaced معادل blackmail
writing obligatory معادل bond
expilation معادل robbery
kilos معادل هزار
parity معادل بودن
equalising معادل کردن .
menaces معادل blackmail
therm معادل هزارکالری بزرگ
acid equivalent معادل شیمیایی اسید
age equivalent scale مقیاس معادل سنی
half یکی از دو بخش معادل
kilo یک کیلوگرم معادل هزارگرم
ration in kind جیره معادل یاجانشین
hecto پیشوندی معادل 01 به توان 2
therms معادل هزارکالری بزرگ
casus belli معادل War Causeof
quamdiu bene se gesserit معادل autculpam vitam ad
contango معادل "continuation " & "carringover "
bi- پیشوند معادل با bio-
long ton تن بزرگ معادل با 6101کیلوگرم
giga پیشوندی معادل 01بتوان 9
business cycle معادل cycle trade
equivalently بطور هم ارز یا معادل
NOT function معادل تابع NAND
miles معادل 53/9061 متر
mile معادل 53/9061 متر
faculty of law معادل law schoolof
grain معادل 8460/0گرم
final instrument معادل act final
disobedience تقریبا" معادل desertion
Kbit معادل هزار بایت
onus probandi معادل proof of burden
tnt equivalent معادل با قدرت انفجار تی ان تی
kilos یک کیلوگرم معادل هزارگرم
equivalent binary digits ارقام دودویی معادل
air mile هوانوردی معادل 3301
lebensraum معادل living-space
logical معادل وضعیت منط قی درست یا یک
equivalent service rounds گلولههای معادل گلوله جنگی
matches تنظیم ثبات معادل با دیگری
computed price قیمت ساختگی معادل administeredprice
match تنظیم ثبات معادل با دیگری
b ی معادل عدد 11 در مبنای دهدهی
nautical mile مایل دریایی معادل 0581متر
height equivalent of theroretical plate ارتفاع معادل بشقابک نظری
high معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
highest معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
highs معادل وضعیت درست در منط ق یا 1
nautical miles مایل دریایی معادل 0581متر
pints واحد حجم معادل یک هشتم گالن یا
horsepower واحد نیرو معادل 647 وات
fluid ounces واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
pint واحد حجم معادل یک هشتم گالن یا
yards واحد طول معادل 4419/0متر
fluid ounce واحد گنجایش مایعات معادل 61/1 پینت
yard واحد طول معادل 4419/0متر
quintal واحد وزنی معادل 001کیلو گرم
constant cost هزینه ثابت معادل cost fixed
logical معادل وضعیت منط قی نادرست یا صفر
cubit مقیاس قدیمی طول معادل 81 تا 22 اینچ
bushel مقیاس وزنی است معادل 4پک
bushels مقیاس وزنی است معادل 4پک
barye واحد فشار معادل 01بتوان 6- بار
statute mile میل رسمی معادل 0825 فوت
half crown سکه معادل دوشلیلینگ وشش پنس
equivalence دروازهای که تابع معادل انجام میدهد
zero 1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
nautical miles میل دریایی انگلیس معادل 0806 فوت
milliampere اندازه جریان الکتریکی معادل یک هزارم آمپر
zeros 1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
canonical time unit زمان لازم برای طی مسافتی معادل یک رادیان
krona مسکوک ایسلند و سوئد معادل 6202/0 دلار
capital bonus سودسهام معادل کلمه dividened stock میباشد
zeroes 1-رقم . 2-معادل خاموش منط قی یا وضعیت نادرست
nautical mile میل دریایی انگلیس معادل 0806 فوت
legal aid معافیت ازهزینه دادرسی معادل assistance judicial
double dabble روش تبدیل اعداد دودویی به معادل دهدهی
hypersonic سرعتی معادل یا بیش از 5برابر سرعت صوت
mhz اندازه فرکانس معادل یک میلیون سیکل در ثانیه
cent سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
pint پیمانه وزن مایع معادل نیم کوارت
cent- سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
centi- سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
cents سنت که معادل یک صدم دلار امریکایی است
ma اندازه جریان الکتریکی معادل یک میلیونیوم آمپر
pints پیمانه وزن مایع معادل نیم کوارت
mas اندازه جریان الکتریکی معادل یک میلیونیوم آمپر
microbar واحد فشار معادل 01 بتوان 6 داین بر سانتیمترمربع
metric ton مقیاس وزن معادل هزارکیلوگرم یا حدود 0022 پوند
yards واحد مقیاس طول انگلیسی معادل 4419/0 متر
even time دویدن 001 یارد معادل 5/19متر در01 ثانیه
yard واحد مقیاس طول انگلیسی معادل 4419/0 متر
angstrom واحد اندازه گیری معادل با یک هزار میلیونیوم متر
kpsi [واژه مخفف معادل تعداد گره در هر اینچ مربع]
knots واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت
knot واحد سرعت دریایی معادل 01/ 6706 فوت درساعت
knot [واحد سرعت دریایی معادل ۱۸۵۲ متر درساعت]
slugs واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
slugged واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
assignment معادل قرار دادن یک متغیر با یک مقدار یا رشته یا حرف
menu ترکیب کلید از دو یا چند تا که معادل انتخاب منو است
assignments معادل قرار دادن یک متغیر با یک مقدار یا رشته یا حرف
grain واحد وزن در سیستم غیرمتریک معادل 8460/0گرم
menus ترکیب کلید از دو یا چند تا که معادل انتخاب منو است
AC و نیز پسوندی است لاتینی یا یونانی معادل -ieمانند
balun مبدلی که دو مداری را که امیدانس مختلف دارند معادل میکند
slug واحد غیر متریک جرم معادل 9395/41 کیلوگرم
en واحد اندازه گیری که معادل نیمی از یک ein است
kilderkin چلیک یابشکه کوچکی معادل نصف یاربع بشکه معمولی
h.e.t.p plate theoretical equivalentof height ارتفاع معادل بشقابک نظری
persec واحد طول در مقیاس کیهانی معادل 262/3 سال نوری
r.s.c قوانین مربوط به دادگاه یادیوان عالی معادل supremecourt of rules
balance برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
balances برنامه ریزی برای چیزی با اینکه دو بخش معادل باشند
k به هنگام اشاره به فرفیت با مسامحه می توان معادل 4201 دهدهی دانست
Kbyte واحد اندازه گیری رسانه با فرفیت بالا معادل هزار بایت
conversion لیست کدهای اصلی یا عبارات و معادل آنها به زبان یا حالت دیگر
conversions لیست کدهای اصلی یا عبارات و معادل آنها به زبان یا حالت دیگر
remainder عدد معادل مقسوم منهای حاصل ضرب خارج قسمت ومقسوم علیه
hard spun [نخ با تاب زیاد با زاویه ای معادل سی تا چهل و پنج درجه نسبت به محور عمودی]
assignments دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
assignment دستور ابتدایی برنامه نویسی که یک متغیر را معادل با یک مقدار یا رشته یا حرف قرار میدهد
sthene واحد نیرو در سیستم غیرمتریک معادل نیرویی که به جرمی برابر یک تن شتاب یک متر بر مجذور ثانیه
excess کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است
excesses کدی که اعداد دهدهی به صورت معادل دودویی نمایش داده می شوند و سه واحد بزرگتر ازعدد است
grip length طول قسمت رزوه نشده ساقه پیچ که معادل حداکثر ضخامت قطعات متصل شونده میباشد
nihilism شورش و شدت عمل را توصیه کند مفهومی تقریبا" معادل نهیلیسم و انارشیسم از خودگذشتگی و تن به فنا دادن
assigned 1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assign 1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assigning 1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
assigns 1-مجموعهای از متغیر ها که معادل یک رشته از حروف یا اعداد هستند 2-استفاده از بخشی از سیستم کامپیوتری در حین اجرای یک برنامه
denier دنیر [واحد اندازه گیری الیاف فیلامنت مثل ابریشم که هر نهصد متر طول آن معادل یک گرم است.]
texts وسیله الکترونیکی که از همان کننده صوت برای تولید صدایی معادل متن وارد شده استفاده میکند
text وسیله الکترونیکی که از همان کننده صوت برای تولید صدایی معادل متن وارد شده استفاده میکند
dominion ار 9491 این کلمه معادل "مملکت عضو جامعه ممالک مشترک المنافع بریتانیا" commonwealthcountry قرار گرفته است
hank طول مشخصی از نخ [بطور مثال یک هنک یا کلاف الیاف پنبه معادل با هشتصد و چهل یارد یا هفتصد و پنجاه و شش متر می باشد.]
dower درCL این مقدار معادل ثلث کل دارایی مرد اعم از اعیان وعرصه است که به طریق عمری به زوجه اش واگذار میشود
harder که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
hardest که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
hard که معادل خاموش کردن و سپس روشن کردن مجدد کامپیوتر است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com