English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 221 (12 milliseconds)
English Persian
parallel circuit مدار موازی
Search result with all words
universal مدار مجتمع مجزا که تمام عملیات سری به موازی و واسط را انجام میدهد که بین کامپیوتر و خط وط ارسال لازم است
serial مدار مبدل داده موازی در کامپیوتر به سری . که امکان ارسال و دریافت داده سری از قطعه دیگر را می دهند
serial اتصال و مدار برای تبدیل داده موازی در کامپیوتر از حالت سری به صورتی که هر بیت یک بار روی سیم ارسال شوند
serials مدار مبدل داده موازی در کامپیوتر به سری . که امکان ارسال و دریافت داده سری از قطعه دیگر را می دهند
serials اتصال و مدار برای تبدیل داده موازی در کامپیوتر از حالت سری به صورتی که هر بیت یک بار روی سیم ارسال شوند
piggyback اتصال در مدار مجتمع به صورت موازی . یک روی دیگری برای حفظ فضا
piggybacks اتصال در مدار مجتمع به صورت موازی . یک روی دیگری برای حفظ فضا
parallel مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
paralleled مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
paralleling مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
parallelled مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
parallelling مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
parallels مدار و اتصال که امکان دریافت و ارسال داده موازی میدهد
dual استاندار بستههای مدار مجتمع با استفاده از دو ردیف موازی از سوزنهای متصل در امتداد لبه
interface مدار کامپیوتری را اتصالی که به داده موازی امکان ارسال و دریافت میدهد.
interfaces مدار کامپیوتری را اتصالی که به داده موازی امکان ارسال و دریافت میدهد.
port مدار و اتصالی که امکان ارسال و دریافت داده موازی میدهد
DIL مشخصه استاندارد برای بستههای مدار پیچیده که از دو ردیف موازی سوزنهای متصل در هر طرف تشکیل شده است
ideal paralleling مدار موازی ایده ال
parallel resonant circuit مدار همنوای موازی
Other Matches
duplex مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
duplexes مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
paralleled چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallel چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
paralleling چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallels چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallelling چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallelled چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
multiple معماری پردازنده موازی که از چندین ALU و حافظه موازی برای افزایش سرعت پردازش استفاده میکند
MIMD معماری پردازنده موازی که تعدادی ALU و وسایل حافظه را موازی استفاده میکند تا پردازش سریع داشته باشد
lpt در DOS نام دستگاهی است که به یکی از درگاههای موازی مربوط می گردد وچاپگرهای موازی می توانندبه ان متصل شوند
pad ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pads ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
composite circuit مدار الکترونیکی که از چندین مدار و قطعه کوچکتر تشکیل شده است
switching مدار الکترونیکی که میتواند پیام ها را از یک خط یا مدار د مرکز کنترل به دیگری ارسال کند
inferior planet سیارهای که مدار گردش ان کوچکتر از مدار زمین میباشد
pinning یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pin یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinned یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
shunts موازی موازی فرعی
shunt موازی موازی فرعی
shunted موازی موازی فرعی
mask design اخرین مرحله از طراحی مدارمجتمع که به وسیله ان طرح مدار از طریق پوششهای چندگانه مربوط به لایههای گوناگون مدار مجتمع تحقق می یابد
powder train مدار خرج مدار باروت
firing circuit مدار چاشنی مدار انفجار
universal قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
one hook مدار انفجاری که فقط به یک عامل انفجاری نیاز دارد مدار یک عامله
interfaces 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interface 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
gradient circuit مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
paralleled موازی
two parallel lines دو خط موازی
shunt موازی
parallel موازی
shunted موازی
shunts موازی
parallelling موازی
parallels موازی
paralleling موازی
coaxial موازی
parallel ruler خط کش موازی
parallelled موازی
parallel port درگاه موازی
parallel storage انبارش موازی
parallel transmission مخابره موازی
shunt capacitor خازن موازی
serioprallel دنبالهای و موازی
parallel storage انباره موازی
parallel transmission انتقال موازی
shunt element عنصر موازی
shunt مقاومت موازی
shunted مقاومت موازی
parallel interface رابط موازی
parallel system شبکه موازی
parallel operation عمل موازی
parallel transmission ارسال موازی
parallel برابر خط موازی
parallel run اجرای موازی
parallelled برابر خط موازی
parallel processor موازی پرداز
parallel reading خواندن موازی
paralleled برابر خط موازی
parallel processor پردازنده موازی
parallel sheaf مروحه موازی
parallel processing پردازش موازی
parallel printing چاپ موازی
parallel feed خورد موازی
parallels برابر خط موازی
running in parallel پردازش موازی
pyeonhi seogi موازی ایستادن
parallel operation عملکرد موازی
parallel operation عملیات موازی
parallelling برابر خط موازی
parallel printer چاپگر موازی
paralleling برابر خط موازی
machinist vise گیره موازی
axially parallel موازی محوری
antiparalle موازی ناهمسو
parallel computer کامپیوتر موازی
parallel column ستونهای موازی
doube bead گچ بری موازی
parallel cells یاختههای موازی
collimator موازی ساز
along موازی با طول
parallel adder افزایشگر موازی
parallel conversion تبدیل موازی
parallel connection اتصال موازی
shunts مقاومت موازی
parallel access دستیابی موازی
centronics interface رابط موازی
parallel access با دست یابی موازی
one point perspective پرسپکتیو همرو یا موازی
offside line خط فرضی موازی با دروازه
parallel search storage انباره جستجوی موازی
trimarans قایق با 3 بدنه موازی
parallel clamp گیره پیچی موازی
parallelled موازی کردن اسکیها
parallel trussed girder تیر شبکهای موازی
trimaran قایق با 3 بدنه موازی
series parallel connection اتصال سری- موازی
multiple transformer مبدل با اتصال موازی
parallel perspective پرسپکتیو همرو یا موازی
parallel موازی کردن اسکیها
to draw parallels خطهای موازی کشیدن
to flatten out بازمین موازی شدن
parallel adder جمع کننده موازی
twentyfive خط 52 یاردی موازی با خط دروازه
twentyfive yard line خط 52 یاردی موازی خط پایانی
to flatten out موازی زمین پروازکردن
parallelling موازی کردن اسکیها
jet turn چرخش موازی اسکی ها
flash معدن موازی سریع A/D.
endline خطوط موازی با 04 مترفاصله
gules خطوط موازی عمودی
paralleling موازی کردن اسکیها
swing پیچیدن موازی اسکیها
bowling crease خط موازی جلوی پایه ها
parallel gap welder جوشگر شکاف موازی
swings پیچیدن موازی اسکیها
parallel input output ورودی و خروجی موازی
five yard line خط داخلی و موازی خط کناری
branch extension اتصال موازی فرعی
clamp base vise گیره با فکهای موازی
parallels موازی کردن اسکیها
collimate موازی قرار دادن
flashed معدن موازی سریع A/D.
series parallel connection اتصال زنجیری- موازی
flashes معدن موازی سریع A/D.
paralleled موازی کردن اسکیها
dual دو لیست موازی جدا از اطلاعات
stramline flow جریان موازی یابی ممانعت
chitary jireugi ضربه مشت موازی یا افقی
series parallel dimming اتصال زنجیری- موازی لامپها
connect in parallel بطور موازی اتصال دادن
to decline from the parallel از حالت موازی خارج شدن
multidimensional تعداد آرایههای موازی به همراه عمق
paralleling خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
lateral افقی راهرو زیرزمینی موازی جبهه
railing تولیدخطوط موازی روی صفحه رادار
carding موازی کردن الیاف قبل از ریسندگی
parallelled خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
parallel خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
paralleled خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
petri nets مدل نمایش سیستمهای همزمان یا موازی
bicylindrical دارای دو سطح استوانهای بامحورهای موازی
bit parallel طراحی و یا بکارگیری تکنیک انتقال موازی
magnetic shunt اتصال شنت موازی فرعی مغناطیسی
railings تولیدخطوط موازی روی صفحه رادار
narani seogi ایستادن موازی پاها همعرض شانه
t square خطکش مخصوص ترسیم خطوط موازی
parallels خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
parallelling خط ارسال که داده موازی را کنترل میکند
choir-aisle [راهرو موازی از شبستان به جایگاه همسرایان]
stria نوار باریک هریک از خطوط موازی
strainght running فرود در مسیر مستقیم بااسکیهای موازی
rejector اندوکتانس موازی برای وازدن یک فرکانس
shunts موازی کردن بستن بسته شدن
shunted موازی کردن بستن بسته شدن
shunt موازی کردن بستن بسته شدن
arrays آرایهای از چندین آرایه دو بعدی به صورت موازی
parallelling وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
x plate صفحات قائم موازی در لوله اشعه کاتدی
paralleling وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
paralleled داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
parallels داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
paralleled وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
array آرایهای از چندین آرایه دو بعدی به صورت موازی
parallels وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
gangplow گاو اهنی که شیارهای موازی ایجاد کند
input/output داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
gauge railway فاصله استاندارد دو ریل موازی راه اهن
force displaced in parallel [بردار] نیروی بطور موازی جابجا شده
contact lights چراغهای سفید در دو طرف باند موازی با خط مرکز ان
parallelling داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
parallelled داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
paralleling داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
parallel وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
parallel داده ورودی یا خروجی از کامپیوتر به صورت موازی
parallelled وسیلهای که داده موازی را می پذیرد و ارسال میکند
interface پورت ورودی /خروجی موازی و واسط DMA است
stem turn پیچ موازی با گام برداشتن اسکی کوهی یا درهای
connection اتصالی به کامپیوتر که اجازه ارسال داده موازی میدهد
interfaces پورت ورودی /خروجی موازی و واسط DMA است
serial قطعه الکترونیکی که داده سریال را به موازی تبدیل میکند
connexions اتصالی به کامپیوتر که اجازه ارسال داده موازی میدهد
fishbone mine سیستم مین گذاری که به صورت شاخههای موازی است
serials قطعه الکترونیکی که داده سریال را به موازی تبدیل میکند
parallels تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
parallelled بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
word کلمات داده ارسالی در امتداد باس موازی یکی پس از دیگری
worded کلمات داده ارسالی در امتداد باس موازی یکی پس از دیگری
paralleling تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
hexapla کتاب شش متنی که متنهای گوناگون رادرستونهای موازی نشان دهد
parallels بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallelling بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
parallelling تعداد وسایل جانبی که به صورت موازی به یک باس وصل هستند
paralleling بافر کردن و... را هنگام ارسال داده موازی ز و به هم انجام میدهد
centronics interface واسط چاپ موازی که توسط Centronics Inc پیشنهاد شده است
infinity مسافت شی از دید شخصی که اشعههای نور از شی موازی دیده می شوند.
paraheliotropism موازی شدن برگ با پرتوافتاب برای نگرفتن روشنایی زیاد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com