Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (9 milliseconds)
English
Persian
blind circuit
مدار یک طرفه
simplex
مدار یک طرفه
Search result with all words
duplex
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
duplexes
مدار دو طرفه یا دوسیمه مدار دوپلکس مدار دوجزئی چاشنی دو فتیلهای پخش مجدد پیام
single line
مدار یک خطه مخابراتی درخواست مستقیم یا یک طرفه
Other Matches
pad
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pads
ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
composite circuit
مدار الکترونیکی که از چندین مدار و قطعه کوچکتر تشکیل شده است
switching
مدار الکترونیکی که میتواند پیام ها را از یک خط یا مدار د مرکز کنترل به دیگری ارسال کند
inferior planet
سیارهای که مدار گردش ان کوچکتر از مدار زمین میباشد
pin
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinned
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
pinning
یکی از چندین قطعه سیم کوچک متصل به بسته مدار مجتماع که به IC امکان اتصال به تخته مدار میدهد
mask design
اخرین مرحله از طراحی مدارمجتمع که به وسیله ان طرح مدار از طریق پوششهای چندگانه مربوط به لایههای گوناگون مدار مجتمع تحقق می یابد
firing circuit
مدار چاشنی مدار انفجار
powder train
مدار خرج مدار باروت
mutual
دو طرفه
duplex
دو طرفه
one-way
یک طرفه
ancipital
دو طرفه
ancipitous
دو طرفه
ventricose
یک طرفه
three sided
سه طرفه
unilaterally
یک طرفه
tripartite
سه طرفه
bilateral
دو طرفه
one way
یک طرفه
one-sided
یک طرفه
half duplex
یک طرفه
unilateral
یک طرفه
duplexes
دو طرفه
full duplex
دو طرفه
bidirectional
دو طرفه
one sided
یک طرفه
ex parte
یک طرفه
triparite
سه طرفه
sideway
یک طرفه
reciprocal
دو طرفه
one hook
مدار انفجاری که فقط به یک عامل انفجاری نیاز دارد مدار یک عامله
duplex channel
کانال دو طرفه
simultaneous
ارسال دو طرفه
single throw switch
کلید یک طرفه
two way list
لیست دو طرفه
mutualization
دو طرفه سازی
double envelopment
مانوراحاطهای دو طرفه
double envelopment
احاطه دو طرفه
double flow route
مسیر دو طرفه
double sided disk
دیسک دو طرفه
overrunning clutch
کلاچ یک طرفه
double throw switch
کلید دو طرفه
dual lane
راه دو طرفه
one way only operation
عملکردتنها یک طرفه
dual carriage way
شاهراه دو طرفه
one sidely
بطور یک طرفه
single lane
شاهراه یک طرفه
bilateral trade
بازرگانی دو طرفه
all position welding
جوشکاری دو طرفه
unidirectional bus
مسیر یک طرفه
traffic circles
دایرهی یک طرفه
traffic circle
دایرهی یک طرفه
flap valve
شیر یک طرفه
flap gate
دریچه یک طرفه
bidirectional printer
چاپگر دو طرفه
two way road
راه دو طرفه
single acting cylinder
سیلندر یک طرفه
freeing port
شکاف یک طرفه
single flow
راه یک طرفه
check valve
شیر یک طرفه
check valve
لیژ یک طرفه
check valve
سوپاپ یک طرفه
two chromatography
کروماتوگرافی دو طرفه
single envelopment
احاطه یک طرفه
box pleats
چین دو طرفه
one way only operation
عملکرد فقط یک طرفه
in the twinkling of an eye
بیک طرفه العین
double floppy
دیسک لرزان دو طرفه
two way simultaneous operation
عملکرد همزمان دو طرفه
duplex telephony
مکالمه تلفنی دو طرفه
It's one-way street.
آن خیابان یک طرفه است.
Italian roof
بام چهار طرفه
dual sided disk drives
گردانندههای دیسک دو طرفه
double suction pump
تلمبه با مکش دو طرفه
double hook
قلاب ماهیگیری دو طرفه
treble hook
قلاب ماهیگیری سه طرفه
double action
عمل دوبله یادو طرفه
two sided disk status
اعلام نصب یک دیسک دو طرفه
blind circuit
مداری که ارسال پیام در ان یک طرفه انجام میشود
duplex operation
کارکرد یا عملکرد دوبل مکالمه تلفنی دو طرفه
turnaround time
مدت زمانی تنظیم جهت جریان داده در سیستم یک طرفه
interface
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interfaces
1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
gradient circuit
مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
imethod
روش ارسال پیام یک طرفه ازیک ایستگاه به ایستگاه دیگر
two way alternate operation
عملکرد متناوب دو طرفه عملکرد جانشین دوگانه
pivoted
مدار
or circuit
مدار OR
and gate
مدار AND
electric circuit
مدار
absis
مدار
orbit
مدار
pivot
مدار
pivots
مدار
themes
مدار
theme
مدار
orbits
مدار
orbited
مدار
circuits
مدار
track circuit
مدار خط
circuit
مدار
zones
مدار
zone
مدار
cycle
سیکل مدار
igniter train
مدار اتش
closed circuits
مدار بسته
closed circuit
مدار بسته
ignition circuit
مدار احتراق
trunk circuit
شاه مدار
cycled
سیکل مدار
cycles
سیکل مدار
two phase circuit
مدار دو فازه
horse latitude
مدار اسب
circuit
مدار جریان
grid branch
مدار شبکه
grid circuit
مدار شبکه
ground circuit
مدار زمینی
politicians
سیاست مدار
politician
سیاست مدار
hydraulic cycle
مدار هیدرولوژی
i.c.
مدار مجتمع
four wire circuit
مدار چهارسیمه
incomplete circuit
مدار باز
boarded
صفحه مدار
intermediate frequency tank circuit
مدار تانک
internal circuit
مدار داخلی
board
صفحه مدار
keplerian orbit
مدار کپلری
larmor orbit
مدار لارمور
triggers
مدار رهاساز
triggered
مدار رهاساز
trigger
مدار رهاساز
line circuit
مدار سیگنال
line circuit
مدار خطی
strobe
ا ز یک مدار الکترونیکی
circuits
مدار جریان
interchange circuit
مدار تعویض
intelligence cycle
مدار اطلاعاتی
induction circuit
مدار القایی
inductive circuit
مدار القائی
inductive circuit
مدار اندوکتیو
inductor circuit
مدار اندوکتور
input circuit
مدار ورودی
parameters
مقداری از یک مدار
parameter
مقداری از یک مدار
input circuit
مدار اولیه
trunks
مدار ترانک
trunk
مدار ترانک
integrated circuit
مدار مجتمع IC
integrated circuit
مدار مجتمع
linear circuit
مدار خطی
discrete circuit
مدار گسسته
ground return circuit
مدار تک سیم
composited circuit
مدار تک سیم
complex circuit
مدار مختلط
electric circuit
مدار الکتریکی
communication circuit
مدار ارتباطی
electrical circuit
مدار برقی
combined circuit
مدار مرکب
combinational circuit
مدار ترکیبی
engineering circuit
مدار فنی
equality ciroui
مدار برابری
equivalent circuit
مدار معادل
ethnocentric
قوم مدار
etched circuit
مدار چاپی
clamping circuit
مدار محدودکننده
circuity
مدار حرکت
one wire circuit
مدار تک سیم
single wire circuit
مدار تک سیم
digital circuit
مدار رقمی
detonating cord
مدار چاشنی
detector circuit
مدار اشکارساز
drived circuit
مدار شنتی
shunt circuit
مدار شنتی
delay circuit
مدار تاخیر
converter circuit
مدار مبدل
control circuit
مدار فرمان
control circuit
مدار کنترل
compound circuit
مدار مرکب
integrate circuit
مدار مجتمع
circuit switching
انتخاب مدار
feedback circuit
مدار پس خورد
filament circuit
مدار افروزه
filament circuit
مدار فیلامان
balanced circuit
مدار متعادل
filed circuit
مدار میدان
filter circuit
مدار صافی
firing circuit
مدار اتش
auxiliary circuit
مدار یدکی
zonate
دارای مدار
welding circuit
مدار جوشکاری
armature circuit
مدار ارمیچر
aperiodic circuit
مدار بی تناوب
voltaic circuit
مدار ولتایی
two wire circuit
مدار دوسیمه
two wire circuit
مدار دو سیمه
external circuit
مدار خارجی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com