English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
slotback مدافع پشت شکاف
Search result with all words
quick opener بازی تهاجمی که مدافع تیم توپ را از مهاجم میگیرد وبه سمت شکاف خط رقیب می دود
Other Matches
gill slit شکاف دستگاه تنفس ماهی شکاف برانشی
close defence سه مدافع
championless بی مدافع
blue liner مدافع
pleader مدافع
pass rusher مدافع خط
crease defenceman مدافع
backer up مدافع
defendant مدافع
apologist مدافع
apologists مدافع
back مدافع
backs مدافع
defenders مدافع
defendants مدافع
defender مدافع
defenseless بی مدافع
barristers وکیل مدافع
barrister وکیل مدافع
defending attorney وکیل مدافع
back مدافع خط میدان
self defensive مدافع خود
full back مدافع پوششی
proctor وکیل مدافع
backfour چهار مدافع
blitzer مدافع نفوذی
backman بازیگر مدافع
ball hawk مدافع پرقدرت
judge advocate وکیل مدافع
backs مدافع خط میدان
advocates وکیل مدافع
advocating وکیل مدافع
advocated وکیل مدافع
advocate وکیل مدافع
positioned موضعگیری مدافع موضعگیری مدافع
position موضعگیری مدافع موضعگیری مدافع
defensor وکیل مدافع
the champion of liberty مدافع ازادی
free safety مدافع در منطقه ضعف
double up مراقبت از مهاجم با دو مدافع
linemen مدافع یامهاجم روی خط
counselors رایزن وکیل مدافع
attorney نمایندگی وکیل مدافع
defending shampion مدافع عنوان قهرمانی
attorneys نمایندگی وکیل مدافع
contestant مسابقه دهنده مدافع
contestants مسابقه دهنده مدافع
counselor رایزن وکیل مدافع
signal caller مدافع 3/4 در فوتبال امریکایی
scambler مدافع مامور مانوربالا
counsellors رایزن وکیل مدافع
counsellor رایزن وکیل مدافع
chicken fight سد کردن پی در پی راه مدافع
lineman مدافع یامهاجم روی خط
line backer مدافع پشتیبان خط تجمع
squeeze سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezes سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezed سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezing سد کردن مدافع حریف با دونفر
blocker مدافع روی تور والیبال
bait the hole گول زدن مدافع حریف
wicketkeeper توپگیر مدافع میلههای کریکت
power i طرح شماره یک بازی با سه مدافع
wing threequarter هریک از دو مدافع کنار زمین
ball hawk مدافع خوب بازیگر در محوطه دوردست
flares پاس کوتاه به مدافع پشت تجمع
cutoff block سد کردن راه مدافع به وسیله مهاجم
shortstop موقعیت بازیکن مدافع در داخل میدان
set back مهاجمی که پشت سر مدافع میانی است
flare پاس کوتاه به مدافع پشت تجمع
submarines مانور مدافع بصورت گریز اززیر سد مهاجم
pass cut روش گریختن مهاجم بی گوی از چند مدافع
submarine مانور مدافع بصورت گریز اززیر سد مهاجم
strong safety مدافع ایمنی در سمت قوی خط تهاجم حریف
drop-out ضربه با پا در داخل خط 52یاردی بوسیله تیم مدافع
dropouts ضربه با پا در داخل خط 52یاردی بوسیله تیم مدافع
drop-outs ضربه با پا در داخل خط 52یاردی بوسیله تیم مدافع
fore check جلوگیری از مدافع در منطقه دفاعش جلوی تور
go backdoor جاگیری در پشت مدافع برای دریافت پاس
cross kick ضربه با پا به سمت دیگرزمین که مدافع کمتری دارد
defenceman مدافع منطقه دفاعی غیر ازدروازه بان
blitz حمله کمکی به مدافع برای گرفتن گوی ازحریف
blitzing حمله کمکی به مدافع برای گرفتن گوی ازحریف
blitzed حمله کمکی به مدافع برای گرفتن گوی ازحریف
blitzes حمله کمکی به مدافع برای گرفتن گوی ازحریف
foot sweep پرتاب مهاجم از طرف مدافع با گرفتن یقه و استفاده از پا
delayed offside تاخیر در اعلام افساید که بستگی به واکنش مدافع دارد
barristers وکیل مدافع وکیلی که حق حضور دردادگاه و دفاع شفاهی را دارد
icing ضربه خطای مدافع از نیمه زمین خودی به خط دروازه حریف
barrister وکیل مدافع وکیلی که حق حضور دردادگاه و دفاع شفاهی را دارد
stunt حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
power block سد کرپدن راه مدافع بوسیله مهاجم با راندن او به عقب بابکنار
stunts حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunting حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
look off فریب دادن مدافع با نگاه به سمت مخالف پیش از پرتاب توپ
sweeper اخرین مدافع در سیستم دفاع بتونی پرتابی در بولینگ که با پیچ تمام یا بیشتر میله ها را می اندازد
safety valve پاس کوتاه به مدافع وقتی دریافت کنندگان دیگر بوسیله حریف مهار شده اند
sweepers اخرین مدافع در سیستم دفاع بتونی پرتابی در بولینگ که با پیچ تمام یا بیشتر میله ها را می اندازد
gap شکاف
gaps شکاف
chik شکاف
fairlead شکاف
t slot شکاف " T "
interstice شکاف
clift شکاف
clefts شکاف
cleft شکاف
suture شکاف
multifid شکاف شکاف
fisure شکاف
cloot شکاف سم
chine شکاف
head slot شکاف هد
incisure شکاف
break through شکاف
insection شکاف
lacuna شکاف
fissures شکاف
fissure شکاف
chasm شکاف
crazes شکاف
craze شکاف
cleft palate شکاف سق
rifts شکاف
rift شکاف
cleft palates شکاف سق
arm slit شکاف
chasms شکاف
crevices شکاف
crevice شکاف
incisions شکاف
incision شکاف
tear شکاف
rake شکاف
breaks شکاف
break شکاف
groove شکاف
grooves شکاف
buttressing شکاف
nicks شکاف
nicked شکاف
chap شکاف
fracture شکاف
rakes شکاف
raking شکاف
nick شکاف
chinks شکاف
chinking شکاف
chinked شکاف
chink شکاف
fracturing شکاف
fractures شکاف
fractured شکاف
split شکاف
buttress شکاف
slot شکاف
seams شکاف
buttressed شکاف
buttresses شکاف
fractions شکاف
fraction شکاف
eye شکاف
eyeing شکاف
eyes شکاف
slits شکاف
slotting شکاف
overture شکاف
overtures شکاف
aperture شکاف
apertures شکاف
seam شکاف
slots شکاف
slit شکاف
eying شکاف
notches شکاف
notch شکاف
cracks شکاف
slashes شکاف
crack شکاف
slither شکاف
slithered شکاف
slash شکاف
slithers شکاف
slithering شکاف
slashed شکاف
scarring شکاف
scar شکاف
hiatus شکاف
scars شکاف
nicking شکاف
scarred شکاف
notchy شکاف دار
production gap شکاف تولید
phase splitter فاز شکاف
notched شکاف دار
cracks شکاف سنگ
lacunose شکاف دار
main gap شکاف اصلی
kibed دارای شکاف
chap شکاف [در پوست]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com