English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
English Persian
to produce testimony مدرک ارائه دادن
Other Matches
probational ارائه مدرک ودلیل
probation ارائه مدرک ودلیل
announcing اشکارکردن مدرک دادن
announces اشکارکردن مدرک دادن
announced اشکارکردن مدرک دادن
announce اشکارکردن مدرک دادن
to give evdience گواهی دادن مدرک بودن از
presented ارائه دادن
present ارائه دادن
put in ارائه دادن
presenting ارائه دادن
presents ارائه دادن
misrepresentation بد ارائه دادن
knuckle under <idiom> ارائه دادن
produces ارائه دادن
produced ارائه دادن
produce ارائه دادن
hold forth ارائه دادن
giving ارائه دادن
tendering ارائه دادن
tenderest ارائه دادن
tendered ارائه دادن
give ارائه دادن
tender ارائه دادن
gives ارائه دادن
bring forward ارائه دادن
forthcoming اماده ارائه دادن
put ارائه یا توضیح دادن
submitting ارائه دادن پیشنهادکردن
submitted ارائه دادن پیشنهادکردن
putting ارائه یا توضیح دادن
submit ارائه دادن پیشنهادکردن
puts ارائه یا توضیح دادن
submits ارائه دادن پیشنهادکردن
propounding پیشنهاد کردن ارائه دادن
propounds پیشنهاد کردن ارائه دادن
alleging دلیل اوردن ارائه دادن
exhibiting ارائه دادن ابراز کردن
propone پیشنهاد کردن ارائه دادن
to put in منصوب کردن ارائه دادن
propound پیشنهاد کردن ارائه دادن
porrect منبسط کردن ارائه دادن
exhibits ارائه دادن ابراز کردن
exhibited ارائه دادن ابراز کردن
exhibit ارائه دادن ابراز کردن
rendered ارائه دادن ترجمه کردن
render ارائه دادن ترجمه کردن
renders ارائه دادن ترجمه کردن
alleges دلیل اوردن ارائه دادن
allege دلیل اوردن ارائه دادن
submit واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
submitted واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
produce اقامه کردن ارائه دادن سند
produced اقامه کردن ارائه دادن سند
submits واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
submitting واگذار یا تفویض کردن ارائه دادن
produces اقامه کردن ارائه دادن سند
puts ارائه دادن دراصطلاح یاعبارت خاصی قراردادن
putting ارائه دادن دراصطلاح یاعبارت خاصی قراردادن
To submit something to someone. چیزی را به کسی تسلیم کردن (ارائه دادن )
put ارائه دادن دراصطلاح یاعبارت خاصی قراردادن
projects ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
projected ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
project ارائه دادن بیرون زدن پیش امدن پروژه
authentication به سند یا رونوشت مصذق ان اعتبار و اقتدار قانونی دادن به نحوی که در مقام اثبات قانونا قابل ارائه باشد
lead مدرک
report مدرک
proof مدرک
proofs مدرک
muniment مدرک
reference [testimonial] مدرک
mark مدرک
grade مدرک
evidence مدرک
certificate [official document] مدرک
adminicle مدرک
attestation مدرک
leads مدرک
evidence مدرک
documented مدرک
clue مدرک
clues مدرک
perceptive مدرک
naked بی مدرک
deeds مدرک
document مدرک
percipient مدرک
voucher مدرک
deed مدرک
vouchers مدرک
documenting مدرک
written evidence مدرک
physical record مدرک مادی
witnessing شاهد مدرک
lost document مدرک گم شده
master document مدرک اصلی
logical record مدرک منطقی
authentic document مدرک اصلی
label record مدرک برچسب
document format فرمت مدرک
proofs نشانه مدرک
proof نشانه مدرک
testimony تصدیق مدرک
record length درازای مدرک
end of record انتهای مدرک
endnote پایان مدرک
evidence of the corpus مدرک جرم
document processing پردازش مدرک
conclusive evidence مدرک قاطع
witness شاهد مدرک
certificate of capacity مدرک شایستگی
document format قالب مدرک
witnessed شاهد مدرک
bachelor's degree مدرک لیسانس
record سابقه مدرک
record format قالب مدرک
writing مدرک [سند ]
testimonies تصدیق مدرک
witnesses شاهد مدرک
documentaries مبنی بر مدرک یا سند
documentary مبنی بر مدرک یا سند
prima facie evidence مدرک به فاهر قاطع
documented متکی به مدرک کردن
record مدرک کتبی سابقه
record layout طرح بندی مدرک
documenting متکی به مدرک کردن
deed of assignment مدرک صلاحیت قانونی
document base font فونت پایه مدرک
secondhand evidence مدرک دست دوم
reliance on a document استناد به مدرک خاصی
referring to a document استناد به مدرک خاصی
record مدرک ثبت کردن
fixed length record مدرک با درازای ثابت
vouchers مدرک تضمین کننده
voucher مدرک تضمین کننده
document متکی به مدرک کردن
documentation مدرک یا مدارک اسناد
not a leg to stand on <idiom> مدرک کافی نداشتن
certificate for decoration مدرک اعطای نشان
certificate of achievement مدرک ابراز لیاقت
certificate of achievement مدرک تصدیق شایستگی
certificate of capacity مدرک ابراز لیاقت
trailer record مدرک پشت بند
variable length record مدرک با طول متغیر
proof is the result of evidenc دلیل نتیجه مدرک است
piece of writing مدرک [سند ] [اصطلاح رسمی]
certificate of honorable service مدرک تصدیق خدمت صادقانه
evidentiary مبنی برمدرک مدرک دار
b display ارائه ب
c scan ارائه سی
b scan ارائه ب
range bearing display ارائه بی
adductor ارائه
c display ارائه سی
d display ارائه دی
m scan ارائه ام
n display ارائه ان
n scan ارائه ان
exposures ارائه
exposure ارائه
p display ارائه پی
p scan ارائه پی
ppi scan ارائه پی پی ای
presentment ارائه
production ارائه
shew ارائه
m display ارائه ام
l scan ارائه ال
l display ارائه ال
d scan ارائه دی
exposal ارائه
f display ارائه اف
f scan ارائه اف
g display ارائه جی
g scan ارائه جی
j display ارائه جی
j scan ارائه جی
h display ارائه اچ
h scan ارائه اچ
k display ارائه کی
k scan ارائه کی
productions ارائه
displaying ارائه
exhibition ارائه
exhibitions ارائه
representations ارائه
presentation ارائه
display ارائه
representation ارائه
displayed ارائه
presentations ارائه
offering ارائه
displays ارائه
showed ارائه نمایش
renderer ارائه دهنده
misrepresentation بد ارائه نمودن
profert ارائه سند
shows ارائه نمایش
presentation ارائه عرضه
renderable قابل ارائه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com