English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
fixed length record مدرک با درازای ثابت
Other Matches
record length درازای مدرک
fixed length با درازای ثابت
fixed length record رکورد با درازای ثابت
limiter وسیلهای که خروجی ان درازای همه ورودیهای بالاتر از حد معین ثابت است
in payment of درازای
file length درازای پرونده
pulse length درازای تپش
word length درازای کلمه
variable length با درازای متغییر
it is of variable length درازای ان متغیر
it is roughly meters long درازای ان تخمینا
register length درازای ثبات
field length درازای میدان
block length درازای کنده
length of buttress درازای پشتبند
inextenso دارای درازای مناسب
edge length درازای لبه [ریاضی]
to bargain a way درازای چیزی واگذار کردن
static employment کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
static test ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
fixed capital سپرده ثابت اموال ثابت یکان
legion ofholour نشان افتخارکه دولت فرانسه درازای خدمات برجسته لشکری یاکشوری میدهد
standing orders دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing order دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
sampled مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sample مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
naked بی مدرک
perceptive مدرک
muniment مدرک
written evidence مدرک
vouchers مدرک
document مدرک
percipient مدرک
documented مدرک
adminicle مدرک
mark مدرک
documenting مدرک
attestation مدرک
certificate [official document] مدرک
evidence مدرک
proofs مدرک
grade مدرک
reference [testimonial] مدرک
report مدرک
proof مدرک
deeds مدرک
deed مدرک
voucher مدرک
clues مدرک
clue مدرک
evidence مدرک
leads مدرک
lead مدرک
endnote پایان مدرک
end of record انتهای مدرک
physical record مدرک مادی
label record مدرک برچسب
document format قالب مدرک
evidence of the corpus مدرک جرم
document processing پردازش مدرک
logical record مدرک منطقی
document format فرمت مدرک
master document مدرک اصلی
record format قالب مدرک
witnesses شاهد مدرک
writing مدرک [سند ]
witness شاهد مدرک
lost document مدرک گم شده
testimonies تصدیق مدرک
proofs نشانه مدرک
proof نشانه مدرک
witnessing شاهد مدرک
authentic document مدرک اصلی
bachelor's degree مدرک لیسانس
conclusive evidence مدرک قاطع
record سابقه مدرک
witnessed شاهد مدرک
certificate of capacity مدرک شایستگی
testimony تصدیق مدرک
standing ثابت دستورالعمل ثابت
certificate of capacity مدرک ابراز لیاقت
announces اشکارکردن مدرک دادن
announcing اشکارکردن مدرک دادن
deed of assignment مدرک صلاحیت قانونی
vouchers مدرک تضمین کننده
certificate for decoration مدرک اعطای نشان
record مدرک ثبت کردن
certificate of achievement مدرک تصدیق شایستگی
record مدرک کتبی سابقه
certificate of achievement مدرک ابراز لیاقت
voucher مدرک تضمین کننده
announce اشکارکردن مدرک دادن
documentary مبنی بر مدرک یا سند
documentaries مبنی بر مدرک یا سند
document base font فونت پایه مدرک
reliance on a document استناد به مدرک خاصی
not a leg to stand on <idiom> مدرک کافی نداشتن
variable length record مدرک با طول متغیر
record layout طرح بندی مدرک
referring to a document استناد به مدرک خاصی
trailer record مدرک پشت بند
to produce testimony مدرک ارائه دادن
secondhand evidence مدرک دست دوم
documenting متکی به مدرک کردن
documented متکی به مدرک کردن
document متکی به مدرک کردن
probational ارائه مدرک ودلیل
prima facie evidence مدرک به فاهر قاطع
documentation مدرک یا مدارک اسناد
probation ارائه مدرک ودلیل
announced اشکارکردن مدرک دادن
to give evdience گواهی دادن مدرک بودن از
piece of writing مدرک [سند ] [اصطلاح رسمی]
evidentiary مبنی برمدرک مدرک دار
proof is the result of evidenc دلیل نتیجه مدرک است
certificate of honorable service مدرک تصدیق خدمت صادقانه
block length درازای بلوک طول بلوک
steadiest مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadied مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
Give the benefit of the doubt <idiom> [باور کردن اظهارات شخصی بدون مدرک]
authority مدرک یا ماخذی از کتاب معتبریا سندی نویسندهء معتبر
fixes ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
fix ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
aeronautical designation کد تخصصی فضانوردی مدرک تخصصی هوانوردی
basic communication گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
record مدرک ثبت کردن بایگانی کردن
constants ثابت
fiducial ثابت
sustain ثابت
sustained ثابت
sustains ثابت
fixing ثابت
constant ثابت
resolute ثابت
unswerving <adj.> ثابت
incommutable ثابت
leger or ledger ثابت
disputeless ثابت
steadied ثابت
thetical ثابت
undeviating <adj.> ثابت
settled ثابت
fixed bridge پل ثابت
changeless ثابت
fix ثابت
inalterable ثابت
fixes ثابت
thetic ثابت
patted ثابت
permanent ثابت
hard and fast ثابت
established ثابت
steadying ثابت
loyal ثابت
steadies ثابت
static ثابت
pats ثابت
firmer ثابت
pat ثابت
fixed ثابت
firm ثابت
firmest ثابت
firms ثابت
specifics ثابت
specific ثابت
rugged ثابت
patting ثابت
stationary ثابت
equable ثابت
unshaken ثابت
standstill ثابت
pegged ثابت
steadier ثابت تر
truer ثابت
immovable ثابت
true ثابت
steady ثابت
stable ثابت
steadiest ثابت
solids ثابت
invariable ثابت
indelible ثابت
solid ثابت
truest ثابت
stables ثابت
staunch ثابت قدم
fixed property سرمایه ثابت
fixed price قیمت ثابت
fixed term deposit سپرده ثابت
fixed ersistor مقاومت ثابت
fixed weight وزن ثابت
fixed round فشنگ ثابت
permanently بطور ثابت
fixed light چراغ ثابت
fixed resources منابع ثابت
fixed point با ممیز ثابت
fixed radix با مبنای ثابت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com