English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (2 milliseconds)
English Persian
label record مدرک برچسب
Other Matches
tag sort مرتب سازی برچسب جورسازی برچسب
tickets برچسب برچسب زدن به
ticket برچسب برچسب زدن به
labeling برچسب
quasi- برچسب
label برچسب
brands برچسب
branding برچسب
brand برچسب
self-adhesive labels برچسب
lable برچسب
volumes برچسب
volume برچسب
banderol برچسب
tag برچسب
banderole برچسب
labels برچسب
tags برچسب
stigmas برچسب
stigma برچسب
labelled برچسب
adhesive label برچسب
deed مدرک
voucher مدرک
deeds مدرک
written evidence مدرک
vouchers مدرک
muniment مدرک
evidence مدرک
perceptive مدرک
naked بی مدرک
evidence مدرک
documented مدرک
reference [testimonial] مدرک
document مدرک
clues مدرک
adminicle مدرک
report مدرک
lead مدرک
leads مدرک
mark مدرک
grade مدرک
clue مدرک
certificate [official document] مدرک
proofs مدرک
percipient مدرک
proof مدرک
attestation مدرک
documenting مدرک
file label برچسب پرونده
label prefix پیشوند برچسب
external label برچسب خارجی
lable برچسب زدن
labels برچسب زدن
lable paper کاغذ برچسب
header label برچسب سرامد
lable record رکورد برچسب
lablling برچسب زنی
file label برچسب فایل
bookplate برچسب کتاب
labelled برچسب زدن
tag file پرونده برچسب
tape label برچسب نوار
volume label برچسب دیسک
volume label برچسب حجم
book plate برچسب کتاب
book plates برچسب کتاب
tags برچسب زدن
labeled برچسب دار
tag برچسب زدن
bale breaker برچسب عدل
tally plate برچسب تست
tally plate برچسب ازمایش
label برچسب زدن
labelling برچسب زنی
labeling برچسب زدن
statement label برچسب حکم
statement label برچسب جمله
tag file فایل برچسب
evidence of the corpus مدرک جرم
endnote پایان مدرک
end of record انتهای مدرک
document processing پردازش مدرک
document format فرمت مدرک
document format قالب مدرک
certificate of capacity مدرک شایستگی
conclusive evidence مدرک قاطع
lost document مدرک گم شده
record length درازای مدرک
master document مدرک اصلی
logical record مدرک منطقی
physical record مدرک مادی
bachelor's degree مدرک لیسانس
writing مدرک [سند ]
record format قالب مدرک
testimony تصدیق مدرک
testimonies تصدیق مدرک
proof نشانه مدرک
witness شاهد مدرک
witnessed شاهد مدرک
witnesses شاهد مدرک
witnessing شاهد مدرک
proofs نشانه مدرک
authentic document مدرک اصلی
record سابقه مدرک
undefined label برچسب تعریف نشده
volume table of constants جدول برچسب محتویات
repeating label برچسب یا مطلب مکرر
trailer label برچسب پشت بند
tallying جای چوبخط برچسب
string برچسب مشخصات یک رشته
price tag برچسب قیمت کالا
labeled file پرونده برچسب دار
tally جای چوبخط برچسب
data set label برچسب مجموعه داده ها
tallies جای چوبخط برچسب
tallied جای چوبخط برچسب
referring to a document استناد به مدرک خاصی
record مدرک کتبی سابقه
record layout طرح بندی مدرک
record مدرک ثبت کردن
not a leg to stand on <idiom> مدرک کافی نداشتن
probational ارائه مدرک ودلیل
vouchers مدرک تضمین کننده
prima facie evidence مدرک به فاهر قاطع
reliance on a document استناد به مدرک خاصی
certificate of capacity مدرک ابراز لیاقت
secondhand evidence مدرک دست دوم
variable length record مدرک با طول متغیر
to produce testimony مدرک ارائه دادن
certificate for decoration مدرک اعطای نشان
documentary مبنی بر مدرک یا سند
trailer record مدرک پشت بند
certificate of achievement مدرک ابراز لیاقت
documentaries مبنی بر مدرک یا سند
certificate of achievement مدرک تصدیق شایستگی
documenting متکی به مدرک کردن
announced اشکارکردن مدرک دادن
document متکی به مدرک کردن
announcing اشکارکردن مدرک دادن
documented متکی به مدرک کردن
announce اشکارکردن مدرک دادن
documentation مدرک یا مدارک اسناد
deed of assignment مدرک صلاحیت قانونی
probation ارائه مدرک ودلیل
fixed length record مدرک با درازای ثابت
document base font فونت پایه مدرک
voucher مدرک تضمین کننده
announces اشکارکردن مدرک دادن
tag برچسب زدن بدنبال اوردن
label چاپ آدرسهای روی برچسب
labeling چاپ آدرسهای روی برچسب
tags برچسب زدن بدنبال اوردن
labels چاپ آدرسهای روی برچسب
programmed label برچسب برنامه ریزی شده
labelled چاپ آدرسهای روی برچسب
piece of writing مدرک [سند ] [اصطلاح رسمی]
to give evdience گواهی دادن مدرک بودن از
proof is the result of evidenc دلیل نتیجه مدرک است
evidentiary مبنی برمدرک مدرک دار
certificate of honorable service مدرک تصدیق خدمت صادقانه
labeling برچسب زدن طبقه بندی کردن
docketed لیست محتوای بسته بندی برچسب
docket لیست محتوای بسته بندی برچسب
dockets لیست محتوای بسته بندی برچسب
labels برچسب زدن طبقه بندی کردن
docketing لیست محتوای بسته بندی برچسب
label برچسب زدن طبقه بندی کردن
formats با استفاده فیلدهای عملوند و عملیات و برچسب
format با استفاده فیلدهای عملوند و عملیات و برچسب
labelled برچسب زدن طبقه بندی کردن
vtoc فهرست راهنما جدول برچسب محتویات
labels موضوع داده در رکورد که حاوی برچسب است
label موضوع داده در رکورد که حاوی برچسب است
labelling 1-برچسب گذاری روی چیزی . 2-چاپ برچسبها
labelled موضوع داده در رکورد که حاوی برچسب است
labeling موضوع داده در رکورد که حاوی برچسب است
Give the benefit of the doubt <idiom> [باور کردن اظهارات شخصی بدون مدرک]
symbolically نامی که برای برچسب متغیر یا محلی به کار رود
symbolic نامی که برای برچسب متغیر یا محلی به کار رود
authority مدرک یا ماخذی از کتاب معتبریا سندی نویسندهء معتبر
definition یات . 2-مقدار یا فرمولی که به یک متغیر یا برچسب نسبت داده شود
definitions یات . 2-مقدار یا فرمولی که به یک متغیر یا برچسب نسبت داده شود
input/output استفاده از برچسب برای مراجعه به وسیله ورودی /خروجی خاص
interior label بجای اینکه برچسب خارجی یا فیزیکی روی محفظه باشد
operand عدد یا آدرس فعلی که به جای برچسب یا محل اش استفاده شود
Best before: تا این تاریخ مصرف شود : [برچسب روی کالاهای فاسد شدنی]
stationery شرکتی که حاوی مط الب نوشتنی , کاغذهای مخصوص , پاکت نامه , برچسب و..... باشد
macro تابع برنامه یا بلاک دستورات که توسط کلمه یا برچسب بیان شده است
literal دستور کامپیوتر که حاوی شماره فعل یا آدرس استفاده شدنی است و نه برچسب یا محل آن
wordprocessing استفاده از کامپیوتر برای تایپ , ویرایش و خروجی متن , صورت نامه , برچسب لیست , آدرس و...
texts پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
transistors هر لایه یک emitler برچسب شده در ترمینال , base شدت جریان را کنترل میکند بین emitter,collector
transistor هر لایه یک emitler برچسب شده در ترمینال , base شدت جریان را کنترل میکند بین emitter,collector
text پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
macro استفاده از برچسب در زبان برنامه نویسی اسمبلی برای بیان به اسمبلر که تابع ماکرو در آن نقط ه وارد میشود
scanner وسیلهای که اسکن میکند. اسکنر که میلهای را روی برچسب محصول می خواندبا استفاده از اشعه لیزر ودیود نوری
scanners وسیلهای که اسکن میکند. اسکنر که میلهای را روی برچسب محصول می خواندبا استفاده از اشعه لیزر ودیود نوری
labeled cargo کالای برچسب دار کالای علامت داری که معمولا خطرناک است
interior label برچسب مشخصات ذخیره شده روی رسانه ذخیره سازی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com