English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 120 (6 milliseconds)
English Persian
bachelor's degree مدرک لیسانس
Other Matches
bachelors لیسانسیه لیسانس
bachelor لیسانسیه لیسانس
Bachelor of Science لیسانس علوم
Bachelor of Arts لیسانس هنر
postgraduate بعد از لیسانس
postgraduates بعد از لیسانس
ms. فوق لیسانس علوم
undergraduate دانشجوی دوره لیسانس
undergraduates دانشجوی دوره لیسانس
graduate education اموزش بعد از لیسانس
graduate student دانشجوی بعد از لیسانس
mss فوق لیسانس علوم
quadrivium سال چهارم دوره لیسانس
B.A مخفف لیسانس علوم انسانی
M.A مخفف فوق لیسانس هنر
B.A.s مخفف لیسانس علوم انسانی
postgraduates وابسته به تحصیلات فوق لیسانس
M.A.s مخفف فوق لیسانس هنر
gre امتحان ورودی بعد از لیسانس
postgraduate وابسته به تحصیلات فوق لیسانس
proof مدرک
muniment مدرک
naked بی مدرک
perceptive مدرک
proofs مدرک
adminicle مدرک
evidence مدرک
attestation مدرک
vouchers مدرک
documenting مدرک
report مدرک
documented مدرک
document مدرک
clues مدرک
clue مدرک
leads مدرک
lead مدرک
deeds مدرک
certificate [official document] مدرک
written evidence مدرک
reference [testimonial] مدرک
mark مدرک
voucher مدرک
grade مدرک
evidence مدرک
deed مدرک
percipient مدرک
evidence of the corpus مدرک جرم
record format قالب مدرک
record length درازای مدرک
label record مدرک برچسب
logical record مدرک منطقی
endnote پایان مدرک
physical record مدرک مادی
master document مدرک اصلی
end of record انتهای مدرک
document processing پردازش مدرک
witnesses شاهد مدرک
witnessed شاهد مدرک
witness شاهد مدرک
testimony تصدیق مدرک
testimonies تصدیق مدرک
proofs نشانه مدرک
proof نشانه مدرک
record سابقه مدرک
witnessing شاهد مدرک
lost document مدرک گم شده
authentic document مدرک اصلی
document format فرمت مدرک
writing مدرک [سند ]
conclusive evidence مدرک قاطع
certificate of capacity مدرک شایستگی
document format قالب مدرک
variable length record مدرک با طول متغیر
not a leg to stand on <idiom> مدرک کافی نداشتن
document متکی به مدرک کردن
certificate of achievement مدرک تصدیق شایستگی
certificate of achievement مدرک ابراز لیاقت
certificate for decoration مدرک اعطای نشان
documentary مبنی بر مدرک یا سند
announcing اشکارکردن مدرک دادن
announces اشکارکردن مدرک دادن
announced اشکارکردن مدرک دادن
announce اشکارکردن مدرک دادن
documentaries مبنی بر مدرک یا سند
record مدرک کتبی سابقه
record مدرک ثبت کردن
vouchers مدرک تضمین کننده
documentation مدرک یا مدارک اسناد
voucher مدرک تضمین کننده
probation ارائه مدرک ودلیل
documenting متکی به مدرک کردن
documented متکی به مدرک کردن
certificate of capacity مدرک ابراز لیاقت
record layout طرح بندی مدرک
referring to a document استناد به مدرک خاصی
probational ارائه مدرک ودلیل
reliance on a document استناد به مدرک خاصی
secondhand evidence مدرک دست دوم
prima facie evidence مدرک به فاهر قاطع
fixed length record مدرک با درازای ثابت
to produce testimony مدرک ارائه دادن
trailer record مدرک پشت بند
document base font فونت پایه مدرک
deed of assignment مدرک صلاحیت قانونی
to give evdience گواهی دادن مدرک بودن از
certificate of honorable service مدرک تصدیق خدمت صادقانه
proof is the result of evidenc دلیل نتیجه مدرک است
evidentiary مبنی برمدرک مدرک دار
piece of writing مدرک [سند ] [اصطلاح رسمی]
Give the benefit of the doubt <idiom> [باور کردن اظهارات شخصی بدون مدرک]
authority مدرک یا ماخذی از کتاب معتبریا سندی نویسندهء معتبر
basic communication گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
aeronautical designation کد تخصصی فضانوردی مدرک تخصصی هوانوردی
record مدرک ثبت کردن بایگانی کردن
prima facie evidence مدرک محمول بر صحت مدرکی که در صورت تکذیب یا توضیح طرف برای روشن کردن قضیه کافی باشد مدرکی که در نظر اول و پیش از بررسی بیشتر قاطع به نظر می اید
site مدرک بین ناشر نرم افزار و کاربر که به هر تعدادی کاربر در سایت امکان استفاده از نرم افزار میدهد
sited مدرک بین ناشر نرم افزار و کاربر که به هر تعدادی کاربر در سایت امکان استفاده از نرم افزار میدهد
sites مدرک بین ناشر نرم افزار و کاربر که به هر تعدادی کاربر در سایت امکان استفاده از نرم افزار میدهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com