English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 181 (10 milliseconds)
English Persian
physical record مدرک مادی
Other Matches
objectivism ادبیات و هنر مادی مادی گرایی
materialist مادی
rain worm مادی
catch feeder مادی
so matic مادی
materials مادی
corporeal مادی
worldling مادی
materialists مادی
material مادی
canals مادی
irrigation channel مادی
physical مادی
fleshly مادی
canal مادی
hylic مادی
physical device ابزار مادی
physical connection اتصال مادی
materialising مادی کردن
materialised مادی کردن
materializing مادی کردن
materializes مادی کردن
materialized مادی کردن
materialises مادی کردن
materialize مادی کردن
spiritually غیر مادی
tangible property دارائی مادی
worldly جسمانی مادی
incorporeal غیر مادی
incorporal غیر مادی
idiographic مجازی مادی
material incentives انگیزههای مادی
material incentives محرکهای مادی
material mass جرم مادی
materialization مادی سازی
natural philosopher حکیم مادی
overseer of irrigation channel مادی سالار
physical coercion اجبار مادی
physical dimension بعد مادی
physicism حکمت مادی
tangible assets دارائیهای مادی
hylozoism فلسفه مادی
physical science دانش مادی
earthen مادی جسمانی
material damage خسارت مادی
matter wave موج مادی
material مادی جسمانی
physical مادی جسمانی
immaterial غیر مادی
materials مادی جسمانی
valour ارزش مادی اهمیت
materiality جنبه مادی ضرورت
physical element of crime عنصر مادی جرم
primary masses نقاط مادی اولیه
valor ارزش مادی اهمیت
superempirical خارج از جهان مادی
spiritusoity عالم غیر مادی
strict liability offence جرم مادی صرف
superphysical ماورای عالم مادی
substantiate شکل مادی بخشیدن به
substantiated شکل مادی بخشیدن به
incorporeally بطور غیر مادی
substantiating شکل مادی بخشیدن به
immaterialize غیر مادی کردن
substantiates شکل مادی بخشیدن به
transcendentalism فلسفه خارج جهان مادی
objectivism عین گرایی فلسفه مادی
spiritual غیر مادی بطور روحانی
autism عدم توجه بعالم مادی
dialectical materialism اساسا اقتصادی یا مادی هستند .
syupersubstantial مافق وجود یا جوهر مادی روحی
materiel قسمت مادی یا مکانیکی هنر تکنیک
corpus delicti عنصر مادی جرم وعمل خلاف قانون
clue مدرک
leads مدرک
lead مدرک
documenting مدرک
clues مدرک
muniment مدرک
document مدرک
documented مدرک
adminicle مدرک
voucher مدرک
certificate [official document] مدرک
vouchers مدرک
attestation مدرک
evidence مدرک
perceptive مدرک
naked بی مدرک
evidence مدرک
grade مدرک
mark مدرک
report مدرک
proofs مدرک
written evidence مدرک
proof مدرک
reference [testimonial] مدرک
percipient مدرک
deed مدرک
deeds مدرک
objectify بنظر اوردن بصورت مادی و خارجی مجسم کردن
proof نشانه مدرک
authentic document مدرک اصلی
record length درازای مدرک
record format قالب مدرک
witness شاهد مدرک
lost document مدرک گم شده
proofs نشانه مدرک
testimonies تصدیق مدرک
bachelor's degree مدرک لیسانس
testimony تصدیق مدرک
writing مدرک [سند ]
witnessed شاهد مدرک
witnesses شاهد مدرک
witnessing شاهد مدرک
record سابقه مدرک
document format قالب مدرک
document format فرمت مدرک
end of record انتهای مدرک
endnote پایان مدرک
evidence of the corpus مدرک جرم
label record مدرک برچسب
master document مدرک اصلی
logical record مدرک منطقی
document processing پردازش مدرک
certificate of capacity مدرک شایستگی
conclusive evidence مدرک قاطع
advantaged کسیکه در شرایط بهتری از لحاظ اجتماعی و یا مادی قرار دارد
announcing اشکارکردن مدرک دادن
not a leg to stand on <idiom> مدرک کافی نداشتن
document متکی به مدرک کردن
record مدرک ثبت کردن
record مدرک کتبی سابقه
announces اشکارکردن مدرک دادن
documented متکی به مدرک کردن
documentation مدرک یا مدارک اسناد
announce اشکارکردن مدرک دادن
announced اشکارکردن مدرک دادن
documenting متکی به مدرک کردن
documentaries مبنی بر مدرک یا سند
probation ارائه مدرک ودلیل
voucher مدرک تضمین کننده
vouchers مدرک تضمین کننده
documentary مبنی بر مدرک یا سند
variable length record مدرک با طول متغیر
certificate of capacity مدرک ابراز لیاقت
certificate of achievement مدرک تصدیق شایستگی
prima facie evidence مدرک به فاهر قاطع
certificate of achievement مدرک ابراز لیاقت
probational ارائه مدرک ودلیل
secondhand evidence مدرک دست دوم
reliance on a document استناد به مدرک خاصی
referring to a document استناد به مدرک خاصی
record layout طرح بندی مدرک
certificate for decoration مدرک اعطای نشان
deed of assignment مدرک صلاحیت قانونی
trailer record مدرک پشت بند
to produce testimony مدرک ارائه دادن
fixed length record مدرک با درازای ثابت
document base font فونت پایه مدرک
dialectic materialism دیالکتیک مادی مبتنی بر قبول جبرتاریخ به عنوان یک سائق عمده وقایع
evidentiary مبنی برمدرک مدرک دار
certificate of honorable service مدرک تصدیق خدمت صادقانه
proof is the result of evidenc دلیل نتیجه مدرک است
to give evdience گواهی دادن مدرک بودن از
piece of writing مدرک [سند ] [اصطلاح رسمی]
atomism عقیده باینکه جهان مادی ازذرات ریز ساده تشکیل شده است
Give the benefit of the doubt <idiom> [باور کردن اظهارات شخصی بدون مدرک]
authority مدرک یا ماخذی از کتاب معتبریا سندی نویسندهء معتبر
bourgeois <adj.> از ویژگی های این طبقه متوسط، به طور معمول با اشاره به ارزشهای مادی ادراک شده و یا نگرش مرسوم
spiritism اعتقاد به وجود روح وبازگشت ارواح بعالم مادی روح گرایی
antimateriel ammunition مهمات مخصوص تخریب هدفهای مادی مهمات ضداماد و وسایل
pork barrel برنامه دولتی دارای منافع مادی برای اشخاص تصویب کننده ان یا برای دولت
aeronautical designation کد تخصصی فضانوردی مدرک تخصصی هوانوردی
basic communication گزارش یا مدرک اولیه مکاتبات اولیه
record مدرک ثبت کردن بایگانی کردن
prima facie evidence مدرک محمول بر صحت مدرکی که در صورت تکذیب یا توضیح طرف برای روشن کردن قضیه کافی باشد مدرکی که در نظر اول و پیش از بررسی بیشتر قاطع به نظر می اید
site مدرک بین ناشر نرم افزار و کاربر که به هر تعدادی کاربر در سایت امکان استفاده از نرم افزار میدهد
sites مدرک بین ناشر نرم افزار و کاربر که به هر تعدادی کاربر در سایت امکان استفاده از نرم افزار میدهد
sited مدرک بین ناشر نرم افزار و کاربر که به هر تعدادی کاربر در سایت امکان استفاده از نرم افزار میدهد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com