Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
materiel cognizance
مدیریت تشخیص کالا
Other Matches
smarter
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smartest
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarting
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarts
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smart
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarted
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
identification of supplies
تشخیص هویت کالا
faults
یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
faulted
یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
fault
یکی از پنج طبقه بندی مدیریت شبکه که توسط IOS مط رح شد برای تشخیص و رفع خطاهای شبکه
law of demand
براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
computer managed instruction
اموزش با مدیریت کامپیوتردستورالعمل با مدیریت کامپیوتر
CMOT
استفاده از پروتکلهای مدیریت شبکه CMIS , CMIP برای مدیریت دروازه ها در یک شبکه TCP / IP
cob web theorem
ه کالا در هر زمان تابع قیمت ان کالا در دوره زمانی قبلی است .
supporting goods
موادی که در کالا بکاربرده نمیشودولی جهت تولید کالا لازم میباشد
transire
برگ ترخیص کالا از گمرک اجازه عبور کالا
micr
سیستمی که حروف را با تشخیص الگوهای جوهر مغناطیسی تشخیص میدهد.
department store
فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
department stores
فروشگاه بزرگی که انواع مختلف کالا در ان بفروش میرسد و هر کالا در بخش خاص خود عرضه میگردد
barter with someone
با کسی دادوستد کالا با کالا کردن
shelf life
مدت زمانی که کالا از تولید تاتوزیع به مصرف کننده درقسمتهای مختلف می ماند مدت گردش کالا در انبارها
to barter
[to trade by barter]
دادوستد کالا با کالا کردن
say's law
از قوانین اقتصادی دوره کلاسیک مبنی بر این که تولیداضافی یک کالا ممکن نیست چه هر کس کالا را جهت معاوضه با کالای دیگر ایجادمیکند و بنابراین عرضه هرچیز تقاضای ان را به وجودمی اورد
recognition
1-توانایی تشخیص چیزی . 2-فرایند تشخیص چیزی- مثل حرف روی متن چاپ شده یا میلههای کد میلهای ..
exceptions
روتین هاوتوابعی که اثرات خطا را تشخیص و تصحیح می کنند. به طوری که سیستم پس از تشخیص خطا قابل اجرا باشد
exception
روتین هاوتوابعی که اثرات خطا را تشخیص و تصحیح می کنند. به طوری که سیستم پس از تشخیص خطا قابل اجرا باشد
cash on delivery
فروش نقد پس از تحویل کالا وصول وجه در حین تحویل کالا
freightliner
شرکت حمل و نقل کننده کالا قطار سریع السیر جهت حمل کالا در مسافتهای دور قطاری که کانتینر حمل می نمایدfreight
command management system
سیستم مدیریت فرماندهی سیستم مدیریت یکان
demand elasticity
درصد تغییرتقاضای یک کالا نسبت به درصد تغییر قیمت ان کالا
throughput capacity
فرفیت عبور دهی کالا فرفیت تخلیه و عبوردهی بارانداز یا اسکله فرفیت گذراندن کالا
consignee
گیرنده کالا برای بارنامه گیرنده اصلی کالا
c & f
قیمت کالا وهزینه حمل ان بدون بیمه دریایی و تولید کننده پس ازتسلیم کالا به شرکت کشتیرانی و پرداخت هزینه حمل از خودسلب مسئولیت میکند و حق بیمه تا مقصد به عهده خریدار است
The convict cannot distinguish between right and wrong
[distinguish right from wrong]
.
این مجرم نمی تواند بین درست و نادرست را تشخیص
[تشخیص درست را از نادرست]
بدهد.
identification
تشخیص تشخیص دادن
army class manager activity
سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
identification friendly or foe
سیستم تشخیص هواپیمای دوست و دشمن سیستم تشخیص دشمن توسط رادار
stage direction
مدیریت
managership
مدیریت
management
مدیریت
administratorship
مدیریت
directorate
مدیریت
administration
مدیریت
conductorship
مدیریت
administrations
مدیریت
menage
مدیریت
directorship
مدیریت
directorships
مدیریت
generalship
مدیریت
superintendence
مدیریت
directorates
مدیریت
matronage
مدیریت
managements
مدیریت
leadership
مدیریت
materiel management
مدیریت اماد
memory management
مدیریت حافظه
scientific management
مدیریت علمی
career management
مدیریت مشاغل
trust
مدیریت امانی
directorates
مقام مدیریت
ownership and management
مالکیت و مدیریت
personnel management
مدیریت استخدام
personnel management
مدیریت پرسنلی
setup
<idiom>
مدیریت داشتن
postal directory
مدیریت پست
production management
مدیریت تولید
pyramiding
مدیریت واحد
record management
مدیریت مدارک
record management
مدیریت رکوردها
resource management
مدیریت منبع
run the show
مدیریت کردن
monopoly management
مدیریت انحصاری
trusts
مدیریت امانی
trusted
مدیریت امانی
directorate
مقام مدیریت
file management
مدیریت پرونده ها
job management
مدیریت برنامه
management report
گزارش مدیریت
demand management
مدیریت تقاضا
inventory management
مدیریت موجودی
superintendency
ریاست مدیریت
supply management
مدیریت عرضه
management graphics
مدیریت گرافیک
management expenses
مخارج مدیریت
foremanship
مدیریت سرکارگری
file management
مدیریت پرونده
file management
مدیریت فایل
facilities management
مدیریت امکانات
financial management
مدیریت مالی
educational administration
مدیریت اموزشی
maladministration
سوء مدیریت
superintendence
ریاست مدیریت
task management
مدیریت وفیفه
concurrency management
مدیریت همزمانی
system mangement
مدیریت سیستم
materials management
مدیریت مواد
industrial management
مدیریت صنعتی
configuration management
مدیریت پیکربندی
materiel cognizance
مدیریت کالاها
materiel management
مدیریت اقلام
task management
مدیریت کار
managerial economics
اقتصاد مدیریت
management system
سیستم مدیریت
data management
مدیریت داده ها
management science
علم مدیریت
interlocking directorate
مدیریت واحد
operational management
مدیریت عملیاتی
framework
مدیریت پایگاه داده
flowed
مدیریت جریان داده
information resource management
مدیریت منبع اطلاعات
institute of materials management
موسسه مدیریت مواد
item manager
مدیریت اقلام تدارکاتی
file management program
برنامه مدیریت فایل
information management system
سیستم مدیریت اطلاعات
frameworks
مدیریت پایگاه داده
intendancy
مدیریت حوزه مباشرت
top level management
مدیریت سطح بالا
conveyancing
مدیریت از روی مهارت
directs
مدیریت یا سازمان دهی
data processing management
مدیریت پردازش داده
data management system
سیستم مدیریت داده ها
data management programs
برنامههای مدیریت داده ها
middle level management
مدیریت سطح متوسط
server
ول مدیریت صف چاپ و چاپگرهاست
data base management
مدیریت پایگاه داده
data base management
مدیریت پایگاه داده ها
wildlife management
مدیریت حیات وحش
memory management program
برنامه مدیریت حافظه
input/output
مدیریت و کنترل میکند
flow
مدیریت جریان داده
database management
مدیریت پایگاه داده ها
spatial data management
مدیریت داده فضایی
directed
مدیریت یا سازمان دهی
direct
مدیریت یا سازمان دهی
letters of administration
سند مدیریت ترکه
lower level management
مدیریت سطح پایین
dm
مدیریت داده هاanagement
project management program
برنامه مدیریت پروژه
management information system
سیستم مدیریت اطلاعات
project management system
سیستم مدیریت پروژه
flows
مدیریت جریان داده
pim
برنامه مدیریت اطلاعات شخصی
relational database management
مدیریت پایگاه دادههای رابطهای
personal information manager
برنامه مدیریت اطلاعات شخصی
database management system
سیستم مدیریت پایگاه داده سیستم مدیریت پایگاه داده ها
database management program
برنامه مدیریت پایگاه داده ها
data base management system
سیستم مدیریت پایگاه داده ها
computer aided factory management
مدیریت کارخانه با استفاده ازکامپیوتر
IAB
مهندسی و مدیریت اینترنت است
Internet
مهندسی و مدیریت اینترنت است
memory management
مدیریت حافظه
[علوم کامپیوتر]
army management structure
سازمان مدیریت نیروی زمینی
managements
مدیریت وریاست حسن تدبیر
management
مدیریت وریاست حسن تدبیر
CMIS
سیستم مدیریت شبکه قدرتمند
career management
مدیریت تهیه تخصصهای نظامی
data processing management association
انجمن مدیریت پردازش داده
mis-
سیستم اطلاعات مدیریت System anagementInformation
mis
سیستم اطلاعات مدیریت System anagementInformation
table oriented database management progr
برنامه مدیریت پایگاه دادههای جدولی
threes
سیستم نگهداری و مدیریت اقلام دریایی
relational data menagement system
سیستم مدیریت پایگاه داده رابطهای
rdbms
سیستم مدیریت پایگاه دادههای رابطهای
record oriented database management
برنامه مدیریت پایگاه دادههای رکوردی
flat fuiile database management program
برنامه مدیریت پایگاه دادههای تک فایل
three
سیستم نگهداری و مدیریت اقلام دریایی
paged memory management
مدیریت حافظه صفحه بندی شده
ims
Information سیستم مدیریت اطلاعات System anagement
databases
تغییر و مدیریت و استفاده از پایگاه داده میدهد.
databases
که یک سیستم مدیریت پایگاه داده ایجاد می کنند
database
تغییر و مدیریت و استفاده از پایگاه داده میدهد.
database
که یک سیستم مدیریت پایگاه داده ایجاد می کنند
process
کامپیوتر مخصوص برای کنترل و مدیریت فرآیند
processes
که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
process
که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
processes
کامپیوتر مخصوص برای کنترل و مدیریت فرآیند
administrators
بخش کنترلی سیستم مدیریت پایگاه داده ها
hierarchical data base management system
سیستم مدیریت پایگاه داده سلسله مراتبی
administrator
بخش کنترلی سیستم مدیریت پایگاه داده ها
NetView
معماری مدیریت شبکه توسعه یافته توسط IBM
printed
کامپیوتری در شبکه که مخصوص مدیریت صفهای چاپ و چاپگرهاست
prints
کامپیوتری در شبکه که مخصوص مدیریت صفهای چاپ و چاپگرهاست
print
کامپیوتری در شبکه که مخصوص مدیریت صفهای چاپ و چاپگرهاست
dbase iii
بسته نرم افزاری مدیریت پایگاه داده رابطهای
mercery
کالا
merchandise
کالا
article
کالا
ware
کالا
wares
کالا
goods
کالا
good
کالا
commodities
کالا
cargoes
کالا
stuffs
کالا
stuffed
کالا
commodity
کالا
stuff
کالا
cargo
کالا
chattel
کالا
mattering
کالا
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com