Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English
Persian
inventory management
مدیریت موجودی
Other Matches
earmarked stock
موجودی تخصیص یافته موجودی اختصاصی
perpetual inventory
فهرست دائمی موجودی موجودی دائم
stockades
جزء موجودی نگهداشتن موجودی انبار
stockade
جزء موجودی نگهداشتن موجودی انبار
stock evaluation
بررسی موجودی انبار ارزیابی موجودی
computer managed instruction
اموزش با مدیریت کامپیوتردستورالعمل با مدیریت کامپیوتر
smartest
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smart
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarted
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarter
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarting
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarts
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
CMOT
استفاده از پروتکلهای مدیریت شبکه CMIS , CMIP برای مدیریت دروازه ها در یک شبکه TCP / IP
stocked
موجودی موجودی کالا
stock
موجودی موجودی کالا
command management system
سیستم مدیریت فرماندهی سیستم مدیریت یکان
periodic stock check
کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
army class manager activity
سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
holding
موجودی
assets
موجودی
supplies
موجودی
storing
موجودی
store
موجودی
balance in hand
موجودی
repertoire
موجودی
stock
موجودی
minimum stock level
موجودی
stocked
موجودی
stocked
موجودی انبار
stock accounting
حسابداری موجودی
stocked
موجودی ذخیره
inventories
موجودی کالا
surplus stock
موجودی اضافی
inventory
فهرست موجودی
stock account
حساب موجودی
inventory
لیست موجودی
safety stock
موجودی تضمینی
active stock
موجودی فعال
inventory
موجودی کالا
stocked
به موجودی افزودن
stock adjustment
تطبیق موجودی
stock
موجودی انبار
surplus stock
موجودی مازاد
funded
موجودی دارائی
funded
موجودی سرمایه
stock taking
رسیدگی به موجودی
stock record
سابقه موجودی
fund
موجودی دارائی
stock valuation
ارزیابی موجودی
valuation of stock
ارزیابی موجودی
stock
به موجودی افزودن
stock control
کنترل موجودی
fund
موجودی سرمایه
warehouse stock
موجودی انبار
stock
موجودی ذخیره
stock check
کنترل موجودی
stock audit
حسابرسی موجودی
stock adjustment
تعدیل موجودی
reserve stock
موجودی ذخیره
quick assets
موجودی نقدشو
exhaust bin level
اتمام موجودی
supply
موجودی جایگیرموقتی
instruction repertoire
موجودی دستورالعمل
idle stock
موجودی بی مصرف
excess stock
موجودی مازاد
danger warning level
حداقل موجودی
financial assets
موجودی مالی
supply
موجودی لزوم
supplied
موجودی جایگیرموقتی
supplied
موجودی لزوم
exhaust bin level
فاقد موجودی
inventory control
کنترل موجودی
cycle stock
موجودی فعال
inventory discrepancy
اختلاف موجودی
supplying
موجودی جایگیرموقتی
buffer stock
موجودی ذخیره
buffer stock
موجودی احتیاطی
business inventories
موجودی تجاری
out of stock;ex stock
از موجودی یاذخیره
capital stock
موجودی سرمایه
complete inventory
موجودی کامل
consumable stock
موجودی مصرفی
supplying
موجودی لزوم
continuous inventory
موجودی مستمر
inventory reconciliation
تطبیق اسناد موجودی
inventory
صورت دارایی موجودی
stockage
وسایل موجودی در انبار
stocked
موجودی کالا ذخیره
maximum stock
حداکثر موجودی انبار
liabilities
تعهد موجودی بانکی
liability
تعهد موجودی بانکی
inventory
ذخیره موجودی اماد
to lay in a stock
موجودی تهیه کردن
stock
موجودی کالا ذخیره
stock in trade
موجودی کالای مغازه
base stock control
کنترل موجودی مبنا
continuous stock taking
رسیدگی مستمر موجودی
continuous stock control
کنترل مستمر موجودی
cyclical stock check
کنترل موجودی دورهای
assets
موجودی شخص ورشکسته
wardrobes
اشکاف موجودی لباس
stock handling cost
هزینه جابجایی موجودی
portfolio
موجودی اوراق بهادار
portfolios
موجودی اوراق بهادار
safety stock
موجودی ذخیره انبار
stock talking
سیاهه برداری از موجودی
stock control
کنترل موجودی انبار
raw material stock
موجودی مواد اولیه
raw stock
موجودی مواد خام
spares stock
موجودی لوازم یدکی
wardrobe
اشکاف موجودی لباس
inventory reconciliation
تطابق موجودی با دارایی یکان
perpetual stock record
سابقه دائمی موجودی انبار
supplying
تامین موجودی عرضه نمودن
stock control
کنترل وسفارش موجودی انبار
intermediate stock
موجودی کالاهای درحال ساخت
dead stock
موجودی بی ارزش و غیرقابل فروش
appreciations
افزایش ارزش دارایی و موجودی
finish stock
موجودی کالای ساخته شده
fast moving stock
موجودی که به سرعت کاهش می یابد
appreciation
افزایش ارزش دارایی و موجودی
finished goods stock
موجودی کالاهای تمام شده
stockholder
صاحب موجودی ذخیره نگهدار
transfer of portfolio
انتقال موجودی اوراق بهادار
stockholders
صاحب موجودی ذخیره نگهدار
out of stock
<adj.>
غیر موجودی کالا
[در انبار]
supplied
تامین موجودی عرضه نمودن
supplied
تکمیل کردن موجودی ذخیره
supply
تامین موجودی عرضه نمودن
supply
تکمیل کردن موجودی ذخیره
supplying
تکمیل کردن موجودی ذخیره
yielded
قیمت بازار درامد و نفع یک موجودی
yields
قیمت بازار درامد و نفع یک موجودی
portfolio entry
قلم متعلق به موجودی اوراق بهادار
demand accommodation
تنظیم تقاضای یکانها با موجودی انبار
warehouse refusal
اعلام عدم موجودی کالا درانبار
To take an invevtory.
صورت برداری کردن ( موجودی گرفتن )
to take inventory
صورت سالیانه از کالای موجودی برداشتن
active stock
موجودی انبار که مورد استفاده قرارمیگیرد
amphibious vehicle availability table
جدول نمودار موجودی خودروهای اب خاکی
yield
قیمت بازار درامد و نفع یک موجودی
deficits
کسر موازنه مازاد بدهی بر موجودی کمبود
cycle stock
موجودی که جهت تولید در انبار نگهداری میشود
dead stock
موجودی بی ارزش یا غیرقابل فروش سرمایه بیکار
storewide
شامل تمام موجودی انبار یاتمام فروشگاه
deficit
کسر موازنه مازاد بدهی بر موجودی کمبود
conductorship
مدیریت
managership
مدیریت
administratorship
مدیریت
leadership
مدیریت
matronage
مدیریت
management
مدیریت
directorate
مدیریت
superintendence
مدیریت
menage
مدیریت
directorships
مدیریت
generalship
مدیریت
directorates
مدیریت
directorship
مدیریت
managements
مدیریت
administrations
مدیریت
administration
مدیریت
stage direction
مدیریت
eurytherm
موجودی که دارای درجات حرارت مختلف و زیادی است
overstock
زیاد ذخیره کردن موجودی بیش از حدلزوم داشتن
danger warning level
مقدار موجودی کالا که میبایست همیشه در انبارموجود باشد
postal directory
مدیریت پست
directorates
مقام مدیریت
educational administration
مدیریت اموزشی
job management
مدیریت برنامه
demand management
مدیریت تقاضا
scientific management
مدیریت علمی
superintendence
ریاست مدیریت
run the show
مدیریت کردن
pyramiding
مدیریت واحد
maladministration
سوء مدیریت
management expenses
مخارج مدیریت
supply management
مدیریت عرضه
system mangement
مدیریت سیستم
production management
مدیریت تولید
industrial management
مدیریت صنعتی
foremanship
مدیریت سرکارگری
interlocking directorate
مدیریت واحد
personnel management
مدیریت پرسنلی
task management
مدیریت وفیفه
financial management
مدیریت مالی
directorate
مقام مدیریت
task management
مدیریت کار
file management
مدیریت فایل
file management
مدیریت پرونده
file management
مدیریت پرونده ها
management graphics
مدیریت گرافیک
management report
گزارش مدیریت
ownership and management
مالکیت و مدیریت
record management
مدیریت مدارک
personnel management
مدیریت استخدام
memory management
مدیریت حافظه
setup
<idiom>
مدیریت داشتن
configuration management
مدیریت پیکربندی
trusts
مدیریت امانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com