Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English
Persian
interlocking directorate
مدیریت واحد
pyramiding
مدیریت واحد
Other Matches
absolute system of units
سیستم واحد ها که در آن کمترین تعداد واحد یا یکه بعنوان واحد های اصلی انتخاب شده و سایر واحدها از آنها مشتق شوند
computer managed instruction
اموزش با مدیریت کامپیوتردستورالعمل با مدیریت کامپیوتر
smarted
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smartest
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarter
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarting
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smarts
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
smart
buH یا متمرکز کننده شبکه که میتواند اطلاعات وضعیت را به ایستگاه مدیریت برگرداند و به مدیریت نرم افزار امکان تشخیص راه دور هر پورت را بدهد
CMOT
استفاده از پروتکلهای مدیریت شبکه CMIS , CMIP برای مدیریت دروازه ها در یک شبکه TCP / IP
powering
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powered
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
power
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
powers
واحد انرژی در الکترونیک معادل ضرب ولتاژ و جریان با واحد وات
knot
نات
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
morpheme
واحد معنی دار لغوی کوچکترین واحد
cpu
واحد محاسبه و منط ق و واحد ورودی / خروجی
command management system
سیستم مدیریت فرماندهی سیستم مدیریت یکان
functional unit
واحد در حال کار واحد تابعی
army class manager activity
سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
knot
میل دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
knot
گره دریایی
[واحد اندازه گیری]
[واحد سرعت دریایی]
directorship
مدیریت
conductorship
مدیریت
stage direction
مدیریت
menage
مدیریت
leadership
مدیریت
generalship
مدیریت
matronage
مدیریت
directorships
مدیریت
managements
مدیریت
administratorship
مدیریت
directorate
مدیریت
superintendence
مدیریت
directorates
مدیریت
administration
مدیریت
managership
مدیریت
administrations
مدیریت
management
مدیریت
career management
مدیریت مشاغل
superintendency
ریاست مدیریت
setup
<idiom>
مدیریت داشتن
trusted
مدیریت امانی
maladministration
سوء مدیریت
educational administration
مدیریت اموزشی
system mangement
مدیریت سیستم
superintendence
ریاست مدیریت
facilities management
مدیریت امکانات
file management
مدیریت پرونده ها
materials management
مدیریت مواد
trust
مدیریت امانی
directorates
مقام مدیریت
directorate
مقام مدیریت
data management
مدیریت داده ها
management report
گزارش مدیریت
demand management
مدیریت تقاضا
record management
مدیریت مدارک
management expenses
مخارج مدیریت
configuration management
مدیریت پیکربندی
operational management
مدیریت عملیاتی
concurrency management
مدیریت همزمانی
management science
علم مدیریت
management system
سیستم مدیریت
task management
مدیریت وفیفه
task management
مدیریت کار
managerial economics
اقتصاد مدیریت
trusts
مدیریت امانی
management graphics
مدیریت گرافیک
run the show
مدیریت کردن
memory management
مدیریت حافظه
supply management
مدیریت عرضه
resource management
مدیریت منبع
job management
مدیریت برنامه
file management
مدیریت فایل
scientific management
مدیریت علمی
personnel management
مدیریت استخدام
personnel management
مدیریت پرسنلی
industrial management
مدیریت صنعتی
monopoly management
مدیریت انحصاری
production management
مدیریت تولید
record management
مدیریت رکوردها
financial management
مدیریت مالی
materiel management
مدیریت اقلام
materiel cognizance
مدیریت کالاها
materiel management
مدیریت اماد
postal directory
مدیریت پست
ownership and management
مالکیت و مدیریت
inventory management
مدیریت موجودی
file management
مدیریت پرونده
foremanship
مدیریت سرکارگری
top level management
مدیریت سطح بالا
intendancy
مدیریت حوزه مباشرت
directs
مدیریت یا سازمان دهی
direct
مدیریت یا سازمان دهی
directed
مدیریت یا سازمان دهی
management information system
سیستم مدیریت اطلاعات
data management programs
برنامههای مدیریت داده ها
data management system
سیستم مدیریت داده ها
letters of administration
سند مدیریت ترکه
database management
مدیریت پایگاه داده ها
data processing management
مدیریت پردازش داده
server
ول مدیریت صف چاپ و چاپگرهاست
item manager
مدیریت اقلام تدارکاتی
project management program
برنامه مدیریت پروژه
data base management
مدیریت پایگاه داده ها
institute of materials management
موسسه مدیریت مواد
input/output
مدیریت و کنترل میکند
materiel cognizance
مدیریت تشخیص کالا
memory management program
برنامه مدیریت حافظه
wildlife management
مدیریت حیات وحش
data base management
مدیریت پایگاه داده
flow
مدیریت جریان داده
flowed
مدیریت جریان داده
flows
مدیریت جریان داده
project management system
سیستم مدیریت پروژه
conveyancing
مدیریت از روی مهارت
file management program
برنامه مدیریت فایل
lower level management
مدیریت سطح پایین
framework
مدیریت پایگاه داده
information resource management
مدیریت منبع اطلاعات
information management system
سیستم مدیریت اطلاعات
spatial data management
مدیریت داده فضایی
dm
مدیریت داده هاanagement
middle level management
مدیریت سطح متوسط
frameworks
مدیریت پایگاه داده
managements
مدیریت وریاست حسن تدبیر
memory management
مدیریت حافظه
[علوم کامپیوتر]
data base management system
سیستم مدیریت پایگاه داده ها
database management program
برنامه مدیریت پایگاه داده ها
management
مدیریت وریاست حسن تدبیر
data processing management association
انجمن مدیریت پردازش داده
personal information manager
برنامه مدیریت اطلاعات شخصی
CMIS
سیستم مدیریت شبکه قدرتمند
IAB
مهندسی و مدیریت اینترنت است
computer aided factory management
مدیریت کارخانه با استفاده ازکامپیوتر
army management structure
سازمان مدیریت نیروی زمینی
relational database management
مدیریت پایگاه دادههای رابطهای
pim
برنامه مدیریت اطلاعات شخصی
Internet
مهندسی و مدیریت اینترنت است
database management system
سیستم مدیریت پایگاه داده سیستم مدیریت پایگاه داده ها
career management
مدیریت تهیه تخصصهای نظامی
rdbms
سیستم مدیریت پایگاه دادههای رابطهای
table oriented database management progr
برنامه مدیریت پایگاه دادههای جدولی
record oriented database management
برنامه مدیریت پایگاه دادههای رکوردی
threes
سیستم نگهداری و مدیریت اقلام دریایی
three
سیستم نگهداری و مدیریت اقلام دریایی
relational data menagement system
سیستم مدیریت پایگاه داده رابطهای
mis
سیستم اطلاعات مدیریت System anagementInformation
mis-
سیستم اطلاعات مدیریت System anagementInformation
flat fuiile database management program
برنامه مدیریت پایگاه دادههای تک فایل
paged memory management
مدیریت حافظه صفحه بندی شده
databases
تغییر و مدیریت و استفاده از پایگاه داده میدهد.
hierarchical data base management system
سیستم مدیریت پایگاه داده سلسله مراتبی
ims
Information سیستم مدیریت اطلاعات System anagement
administrator
بخش کنترلی سیستم مدیریت پایگاه داده ها
administrators
بخش کنترلی سیستم مدیریت پایگاه داده ها
databases
که یک سیستم مدیریت پایگاه داده ایجاد می کنند
database
تغییر و مدیریت و استفاده از پایگاه داده میدهد.
database
که یک سیستم مدیریت پایگاه داده ایجاد می کنند
processes
کامپیوتر مخصوص برای کنترل و مدیریت فرآیند
processes
که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
process
کامپیوتر مخصوص برای کنترل و مدیریت فرآیند
process
که کاملاگ یک فرآیند را بررسی , مدیریت و مرتب می کنند
prints
کامپیوتری در شبکه که مخصوص مدیریت صفهای چاپ و چاپگرهاست
NetView
معماری مدیریت شبکه توسعه یافته توسط IBM
print
کامپیوتری در شبکه که مخصوص مدیریت صفهای چاپ و چاپگرهاست
printed
کامپیوتری در شبکه که مخصوص مدیریت صفهای چاپ و چاپگرهاست
dbase iii
بسته نرم افزاری مدیریت پایگاه داده رابطهای
dbms
Base Data سیستم مدیریت پایگاه داده System anagement
smis
for Society Systems انجمن سیستمهای مدیریت اطلاعات Information anagement
routinely
مجموعه توابعی که امکان مدیریت وپردازش اعداد اعشاری را فراهم میکند
fetches
سیستم مدیریت صفحه مجازی که صفحات طبق نیاز انتخاب می شوند
hdbms
DataBase Hierarchicalسیستم مدیریت پایگاه داده سلسله مراتبی Systems anagement
routine
مجموعه توابعی که امکان مدیریت وپردازش اعداد اعشاری را فراهم میکند
devices
برنامه یا تابعی که مدیریت وسیله ورودی / خروجی یا جانبی را بر عهده دارد
routines
مجموعه توابعی که امکان مدیریت وپردازش اعداد اعشاری را فراهم میکند
fetch
سیستم مدیریت صفحه مجازی که صفحات طبق نیاز انتخاب می شوند
device
برنامه یا تابعی که مدیریت وسیله ورودی / خروجی یا جانبی را بر عهده دارد
dynamic
ساختار سیستم مدیریت داده که میتواند تغییر کند یا تط بیق یابد
dynamically
ساختار سیستم مدیریت داده که میتواند تغییر کند یا تط بیق یابد
fetched
سیستم مدیریت صفحه مجازی که صفحات طبق نیاز انتخاب می شوند
communication
پردازندهای که چندین واسط و مدیریت بین کامپیوتر و کنترل خط وط ارتباطی برقرار میکند.
stock control program
نرم افزاری که برای کمک به مدیریت انبار در تجارت طراحی شده است
critical path analysis
استفاده از بررسیهای هر مرحله بحرانی یک پروژه بزرگ برای کمک به گروه مدیریت
aggregate
دستوری در برنامه مدیریت پایگاه داده که باعث شروع یک تابع محاسباتی میشود
action oriented management report
گزارشی که شرایط غیرعادی رابا توجه ویژهای که نیازدارد به مدیریت هشدار میدهد
aggregates
دستوری در برنامه مدیریت پایگاه داده که باعث شروع یک تابع محاسباتی میشود
users
پروتکل که بخشی از TCP/IP است و در مدیریت شبکه و برنامههای SNMP استفاده میشود
UDP
پروتکلی که بخشی از Tcp/Ip است و در مدیریت شبکه به کار می رود و در برنامههای SNMP
operate
بخشی از نرم افزار سیستم عامل که دیسک و مدیریت فایل را کنترل میکند
operated
بخشی از نرم افزار سیستم عامل که دیسک و مدیریت فایل را کنترل میکند
user
پروتکل که بخشی از TCP/IP است و در مدیریت شبکه و برنامههای SNMP استفاده میشود
operates
بخشی از نرم افزار سیستم عامل که دیسک و مدیریت فایل را کنترل میکند
partitions
تقسیم فایل بزرگ یا بلاک به واحدهای کوچکتر به راحتی قابل دستیابی و مدیریت هستند
overlays
فضای حافظه اصلی که برای ذخیره بخش قط عی از برنامه جاری قابل مدیریت است
partition
تقسیم فایل بزرگ یا بلاک به واحدهای کوچکتر به راحتی قابل دستیابی و مدیریت هستند
personal
امکان نرم افزاری که تاریخ روزانه کاربر را مدیریت و ذخیره میکند مثل تقویم
overlay
فضای حافظه اصلی که برای ذخیره بخش قط عی از برنامه جاری قابل مدیریت است
overlaying
فضای حافظه اصلی که برای ذخیره بخش قط عی از برنامه جاری قابل مدیریت است
basic
نرم افزاری که اجرای سطح پایین و ابتدایی سخت افزار و مدیریت فایل را کنترل میکند
basics
نرم افزاری که اجرای سطح پایین و ابتدایی سخت افزار و مدیریت فایل را کنترل میکند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com